پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1402/06/06
ناشناسخانواده و روابط
سوال 988684
سلام.من متولد ۷۳ هستم و ارشد دارم.خانواده اصیل مقید و شناخته شده ای دارم.چادری هستم ولی متعادل یعنی پوشیه نمیزنم و ساق نمیپوشم.از لحاظ ظاهری ظاهری متعادل و خوبی دارم و زشت نیستم و هیکل متناسبی و خوبی دارم.تیپ شخصیتی من estjیک ماه پیش یه آقا از طريق همین اپ به من پیشنهاد داد و من پیشنهاد قبول کردم.ایشون ارشد داشتن یه شغل تقریبا خوب ولی در شهری دیگه ای طوریکه ۵۰۰ کیلومتر دورتر بود (من و اون آقا هم شهری بودیم).از لحاظ خانوادگی و مذهبی و مالی هم خانواده هامون با هم کفویت داشتن.۶ سال از من بزرگتر بودن.و ما ظاهر و چهره همدیگه رو هم پسندیدیم تو عکس.به خاطر شرایط کاری ایشون قرار شد چندبار تلفنی صحبت کنیم تا اینکه تایم مرخصی ایشون برسه و برگردن منزل تا ملاقات حضوری انجام بشه.تقریبا ۴ بار تلفنی و چند بار تو ایتا صحبت کردیم و همه چی اکی بود جوریکه ایشون حتی به من ابراز علاقه هم میکردن تو تلفن که من هم متعجب بود از این زود علاقه مند شدن و هم خوشحال.ما از لحاظ فرهنگی،شخصیتی،روانی و عاطفی با هم تناسب و تفاهم وحتی شباهت هم داشتیم.و من هم حقیقتا جذب شخصیت ایشون شده بودم و به نظرم مردی بود که میتونست به من آرامش بده و کنار هم خوشبخت باشیم.قبل از اومدن ایشون و برگزاری جلسه رسمی خواستگاری مادر و خواهر ایشون اومدن و با من و خانوادم آشنا شدن و مادرامون هم از هم خوششون اومد و خانواده ایشون هم منو پسندیدن.خلاصه ایشون تشریف آوردن و ما قرار ملاقات تنظیم کردیم.بزارید اولین حسی که تو چند دقیقه اول از ایشون دریافت کردم بگم.قیافه ایشون یه جوری بود که انگار یه سطل آب یخ روی ایشون ریخته بودن و دقیقا حسم درست بود چون از رفتار ایشون کاملا مشخص بود.شروع کردیم به صحبت کردن و هم حرف های جدید زدیم و هم حرف های تکراری ولی نتیجه همه حرف ها اکی بود و باز هم هر دو از هم خوشمون اومد ولی حسم بهم میگفت یه جای کار میلنگه و انگار ایشون فکرشون درگیر چیزی هست.یعنی اینقدر همه چی اکی بود که ایشون حتی در مورد اسم بچه و نحوه برگزاری مراسم هم از من پرسیدن.(ما اول یه ساعتی رو نشستیم یه جایی و حرف زدیم بعد به پیشنهاد ایشون رفتیم داخل یه پارک و یه چیزی خوردیم)وقتی دیگه فکر کردیم حرفامون تموم شده و باید بریم منزل ایشون گفتن تا منزلتون همراهیتون میکنم ولی من چون به نظرم تایم مفیدی صحبت کردیم و من عجله داشتم درخواست ایشون رد کردم.موقع خداحافظی ایشون سوغاتی که از شهر محل کارشون برای من گرفته بودن رو به من دادن و این کارشون باعث شد من فکر کنم همونطور که من از ایشون خیلی خوشم اومده ایشونم از من خوششون اومده.خلاصه از هم خداحافظی کردیم و رفتیم.نزدیکای عصر من پیامی به ایشون دادم مبنی بر تشکر خودم و خانوادم از بابت سوغاتی.که دیدم بعد از این حرفا نظر من رو راجع به خودشون پرسیدن منم گفتم از شما خوشم اومده و با شرایط شما اکی هستم ولی خودشون نظرشون رو به این شرح توضیح دادن:وقتی با هم حرف زدیم شما این نظر رو داشتین که مسئله جنسی در زندگی مشترک برای من مهم هست و دوست ندارم از این بابت در زندگیم مشکلی پیش بیاد.و دوست دارم از نظر جنسی با هم اکی باشیم و نیاز های همدیگه رو بشنویم و رفع کنیم.(این حرفای خودم بود که باهاشون مطرح کردم که ایشون برای خودم فرستادن)بعد گفتن دوست دارم از حرف های خودت وام بگیرم و بگم من امروز تو ملاقات حضوری هر کاری کردم و هرچه قدر صبر کردم به شما کشش جنسی پیدا نکردم.خیلی تلاش کردم و سعی کردم به خوبی شما رو ببینم ولی نمیتونم زندگی و آینده شما رو خراب کنم و با شما ازدواج کنم.هر چه قدر خانوادم بگن دختر خیلی خوبی و خانواده خوبی داره نمیتونم.منم که دیدم همچین حرفی زدن گفتم هیچ اشکالی نداره خیلی خوب شد که همین الان این مسئله رو مطرح کردین نه تو زندگی.و شما حق انتخاب دارین و من به خواست و سلیقه شما احترام میزارم.بعدش که دیدم بیشتر میخوان توضیح بدن گفتم بیشتر از این وقت هم رو نگیریم بهتره و خدانگهدار و آرزوی خوشبختی براشون کردم.بعد از خداحافظی با ایشون کاملا مات و مبهوت بودم از این حرفشون چون به نظرم کشش جنسی فقط با یکبار دیدن و چند بار تلفنی حرف زدن پیش نمیاد.و من عقیدم اینه که اول با عقلم کسی رو قبول کنم بعد با قلبم و درنهایت کشش جنسی بوجود میاد چون اون آدم اول باید از نظر منطقی و احساسی با من اکی باشه بعد از لحاظ جنسی.بعد از دو ساعت از خداحافظیمون دیدم ایشون پیام دادن یه ساعت هایی هست که آدم احمق میشه و تصمیمات اشتباهی میگیری.خانم من حرف اشتباهی زدم و هرکاری میکنم تا من رو ببخشید و میخوام برای هميشه به شما متعهد باشم.و ازم خواستن تایم خواستگاری رسمی رو تعیین کنیم.من وقتی پیام ایشون خوندم کاملا گیج شدم و متوجه عدم تعادل و بی ثباتی ایشون شدم چون واقعا به فاصله دو ساعت نظرشون تغییر دادم.با توپ پر و عصبانیت با ایشون تماس گرفتم و دلیل کارشون جویا شدم که دائما معذرت خواهی میکردن و میگفتن بعد صحبت با مادرم و بیشتر فکر کردن متوجه شدم من همه چیز هایی که ایشون برای همسرشون مدنظرشون هست رو دارم و جالب اینجاست بعد دو ساعت به این نتیجه رسیدن.خلاصه هرچی اصرار کردن من کوتاه نیومدم و از شدت ناراحتی و فشار دائما پشت تلفن گریه میکردم چون واقعا ضربه خورده بودم و ناراحت بودم چون من همه شرایط ایشون قبول کرده بودم و بهشون علاقه داشتم و انتظار هچین حرفایی رو نداشتم.من که دیدم ایشون دست بردار نیستن تلفن قطع کردم به بهانه ای. و ایشون کلا بلاک کردم از هرجابی چون واقعا نمیتونستم این کار ایشون قبول کنم و با وجود حرف هایی که زدن با ایشون ادامه بدم.ولی بازم ایشون دست بردار نبود و دائما تماس میگرفت و من هم از لحاظ روحی واقعا داغون بودم.به اصرار چندنفر از اطرافیانم و به جهت تمایلم به ایشون راضی شدم یه بار دیگه تلفنی صحبت کنیم و ایشون این بار هم دائما یا عذرخواهی میکردن یا خلاصه اصرار بر ادامه رابطه و خواستگاری رسمی داشتن ولی من گفتم الان من هنوز حرفاتون هضم نکردم و اماده خواستگاری نیستم و باید موکول کنیم به یه ماه دیگه و باید تو این مدت چندبار حرف بزنیم و شرط گذاشتم که در طی روند خواستگاری حتما بریم مشاوره برای رفع این مشکل که ایشونم موافقت کردن.ولی من هنوز ناراحت بودم و حالم بد بود.بعد از حرف زدن و توافق با ایشون وقتی قضیه رو برای مادر پدرم شرح دادم البته به صورت سربسته اونا اولش مردد بودن ولی بعد با قاطعیت گفتن این آدم به درد تو نمیخوره و گفتن بهشون جواب منفی بده و من هم همین کار کردم ولی حقیقتش خیالم راحت شد و احساس بهتری پیدا کردم بعد از جواب رد دادن به ایشون.حالا که یک ماه از این قضیه میگذره یه موقع هایی فکر میکنم نکنه اشتباه کردم و باید شانس جبران اشتباه به ایشون میدادم و واقعا این فکر داره منو اذیت میکنه.ولی درناخودآگاهم از تصمیمم راضی هستم چون حرفشون کاملا منو خورد کرد و اصلا به نظرم معقول نبود.بعد از این قضیه یکم اعتماد به نفسم رو از دست دادم و با اینکه هیکل کاملا متناسبی دارم و ورزشکار هستم ولی دیگه خودم رو دوست ندارم (به این خاطر این حس دارم که ایشون میگفتن خیلی لاغری جوریکه چشمات گود افتاده و....در حالیکه من قدم ۱۶۵ و وزنم ۵۷) و اصلا میگم کاش میشد که ازدواج نکنم و چطور بفهمم بقیه خواستگارها هم صرفا مهم ترین نگاهشون به من نگاه جنسی هست یا نه؟خانم دکتر میشه بفرمایید که من باید چیکار کنم؟میشه آقایون هم نظر بدن که آیا در ازدواج و خواستگاری صرفا به دختر ها دید جنسی دارن یا نه؟!
۳ پاسخ۶۰ بازدید
1402/06/06
ناشناسخانواده و روابط
سوال 988682
سلام من یک بار بعد عروسی جدا شدم دو سال عقد و دوماه عروسی کرده بودم . هر خواستگار مجردی که دارم با مخالفت خانواده اش روبرو میشه چکار کنم ؟ یا اون پسر چکار کنه چون خودش پسندیده و راضی اما مخالفت خانواده را چطور حل کند ؟!
۱ پاسخ۷ بازدید
1402/06/06
ناشناسخانواده و روابط
سوال 988676
باسلام و احترامخانم ۳۶ ساله ای هستم، ۲ ساله متارکه کردم و دختر۵ ساله ای دارم ک حضانتش بامنه. لطفا راهنمایی مفصلی بفرمایید که چگونه ارتباطها رو مدیریت کنم که نه فرزندم آسیبی ببینه نه در حق همسرآیندم اجحافی صورت بگیره، بهرحال چالش بزرگیه ازدواج مجدد باوجود فرزندم.
۱ پاسخ۵ بازدید
1402/06/06
ناشناسخانواده و روابط
سوال 988671
من فکر نکنم هیچ دختری با من اذدواج کنه من همیشه بخاطر این عضو بدنم خجالت زده ام نمیتونم لباس جذب بپوشم یا اینکه با کسی رابطه برقرار کنم لطفا منو راهنمایی کنید
۱ پاسخ۱۰ بازدید
1402/06/05
ناشناسخانواده و روابط
سوال 988665
سلام اگه توشناخت اولیه طرف به دلتون ننشست واینکه ازحرفاشون احساس کنین طرف شکاکه وهمش درموردمسائل جنسی حرف میزنه واولویتش هم مسائل جنسی هست به نظرتون ملاقات حضوری درسته؟
۱ پاسخ۲۳ بازدید
1402/06/05
ناشناسخانواده و روابط
سوال 988662
سلام و وقت بخیر.من سابقه ازدواج دارم و در کمتر از یک سال به دلیل خانمم با دوست پسر قبلیش مجددا ارتباط برقرار کرد و ازم خواست طلاقش بدم،جدا شدم و تازه کلی هم مهریه دادم.با اینکه دیگه دلم نمیخواد سمت ازدواج برم ولی اخیرا مهر یک خانمی تو دلم افتاده و ایشون هم بنده رو از هر نظر تایید کردن.منتها ایراد کار اینجاست که فهمیدم ایشون متاهل هستن و در حال طی مراحل طلاق هستن.من از وقتی این موضوع رو فهمیدم ارتباطم رو قطع کردم چون دلم نمیخواست همون کاری که یکی دیگه با زندگی من کرد من با زندگی یکی دیگه بکنم.ولی اون خانم همچنان بهم ابراز محبت میکنه و خب منم بهشون علاقه دارم ولی این موضوع اصلا برام قابل هضم نیست.میشه راهنمایی کنید که باید چکار کنم؟
۱ پاسخ۱۰ بازدید
1402/06/05
ناشناسخانواده و روابط
سوال 988643
سلام. وقت بخیر. بعد از چند جلسه ملاقات حضوری، مناسب هست که به مشاور قبل از ازدواج مراجعه شود؟؟
۱ پاسخ۶ بازدید
1402/06/04
ناشناسخانواده و روابط
سوال 988624
سلام وقتتون بخیرجسارتا من تو این سامانه همدم با شخصی آشنا شدم و به صورتی پیامی باهم در تماس بودیم (تلفنی)،حالا شرایط کاریشون طوری بود که نمیشد حداقل یه جلسه همو حضوری ببینیم و صحبت کنیم،اوایل خوب بود و ایشون پیام میزاشتن و احوال پرسی میکردم اما الان نه کلا خبری ازشون نیست و چند بار هم خودم پیام گذاشتم و بهانه آوردن که سرکار هستم تا میام خونه خسته ام( البته خودشون گفتند که میخوان باهام ادامه بدن اما بی تفاوتی ایشان حقیقتا منو اذیت میکنه و بهم برخورده) منم پیشنهاد تو سامانه رد زدم.ممنون میشم راهنمایی کنید.
۱ پاسخ۲۸ بازدید
1402/06/04
ناشناسخانواده و روابط
سوال 988601
سلام لطفا یه فکری به حال خطاهای مکرر این برنامه مخصوصا در قسمت مشاوره بکنید
۱ پاسخ۵ بازدید