سلام سه ماهه دختری که عقدم شده با کلی دروغ اد و اطفار از خیلی کاراش گذشتم افسردگی گرفتم ۲۳سال دارم خستم کرده از زندگی بزرگ و کوچیک حالیش نیست نه میره دنبال طلاق نه حرف میزنه برگرده زندگی حالم بدجور خرابه نمیدونم چجوری خودم خوب کنم
سلام،ایا ممکن هست خودمونکیسمون رو انتخاب کنیم در همدم ،اینکه چه طوری بسته بخریم وبا بسته چه کاری می توانیم در همدم اتجام بدیم لطفا هر که می دونه من رو راهنملیی کنه
سلام من دختری۳۰ساله هستم از ۱۷سالگی انگشت شمار نیست خواسگارای ک میان اما نمیدونم مشکل قسمت یا مشکل پسند بودن ویا هرچیز دیگ واقعا هیچکس ب دلم نیستن اول چهره واسم مهمه اوکی باشه بقیش رو هم ادامه میدیم واس ارتباط ممنون میشم بگید باید چکار کنم ۱نفر انتخاب کردم اون حس بود بهش فکمیکرد من با منطق پیش میرم.واقعا هم از بیکاری ی مدت بیکار شدم هم واس مجردی و تنهایی و مشکلات تک نفره خستم انگار زندگیم ب بم بست خورده.تو همدم هم کلی گزینه داشتم واقعا سختمه
سلام.من یکبار ازدواج کردم سال ۹۳ جداشدم.یک دختر ده ساله دارم که به خاطر اون ازدواج نکردم.چون حساسیتم روی دخترم زیاده میترسم اگه ازدواج مجدد کنم رفتار طرف مقابل باهاش خوب نباشه و مشکل پیش بیاد.درصورتی که میدونم اگه مادر بالاسر دخترم باشه بهتره و برای خودم هم بهتره.یه جورایی افسردگی گرفتم و شوق به زندگیم کامل که نه ولی تاحدودی از بین رفته.چیکارکنم؟
سلام پسر 32ساله هستم. حدود ده تا پانزده نفر از طریق همدم انتخاب کردم که فکر میکردم باهام تناسب داشته باشن اما سر قرار اولیه همگی از انتظاراتم اختلاف زیادی داشتن. دیگه خسته شدم از هزینه و رفت و امد و ناامیدی، دارم به این فکر میکنم که قید ازدواج رو بزنم. فشار زیادی رو دارم تحمل میکنم از بعد روحی و روانی و جسمی و ... دیگه حسرت زندگی دوستان متاهلم و داشتن فرزند رو میکشم. هرچی بیشتر میگذره و نتیجه نمیگیرم دیگه حال پیگیری و سرچ اپلیکیشن و یافتن فرد مورد نظرم را امکان ناپذیر میبینم. کاش حس افراد قابل بیان تو نوشته هاشون بود. از شوق و ذوق افتادم.قبلا به افراد مطمئن سپرده بودم ولی تا الان نتیجه نداشته.