پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1404/07/13
ناشناسخانواده و روابط
آشنایی
سلام و عرض ادب. دختری ۳۹ ساله هستم و با اقایی ۳۹ ساله اشنا شدم بعد از ۳ماه و نیم برای شناخت بیشتر پیش مشاور رفتیم و تست شخصیت دادیم. از نظر مشاور تست ما خوب بود و مشکلی نداشت و هر دو آرام و سنتی و اهل خانواده هستیم ولی در زمینه تفاوت ها مشاور به ما گفتن که این آقا حرف گوش کن نیست ،شلختگی داره ، فرد سادهای نیست و میتونه به اصطلاح آدما رو بپیچونه و اعتماد هم نمیکنه و کمی بدبینه ولی اهل کار و خسیس نیست. و مشاور به من گفت تو در مقابل ساده هستی و اعتماد میکنی و منظم هستی.
خود اقا هم معتقد که نتیجه تستش به خودش نزدیک هست.حالا با توجه به این نتایج نمیدونم چرا مشاور گفت میتونین با هم زندگی کنید و تستون اوکی هست.
من چون خودم دختر سادهای هستم از پیچیدگی افراد هم واهمه دارم، در ضمن این اقا خودشونم از نظر اقتصادی نگران هستند که بتوانند بعد از ازدواج جای مناسبی خانه اجاره و مخارج زندگی تامین کنند. ممنون نظرتون بفرمایید.
۳ پاسخ۱۴۹ بازدید
1404/07/13
ناشناسخانواده و روابط
خواستگار
سلام وقتتون بخیردو هقته است ک با آقایی آشنا شدم ک قبلا ی ازدواج ناموفق داشته و ۶ سال از خودم بزرگتره تقریبا ۴۸ ساله خیلی راحت و بی پروا در مورد مسائل جنسی صحبت میکنه و میگه ک نیاز هست در مورد این مسائل صحبت کرد در صورتی ک من فقط یک جلسه حضوری ایشون رو دیدم آیا این رفتار درسته اعتراض هم کردم فایده ای نداشت گفت قصدم ازدواجه خواستم ببینیم باید ب این آشنایی ادامه داد یا خیر .راهنمایی کنید ممنون میشم
۴ پاسخ۱۲۷ بازدید
1404/07/12
ناشناسخانواده و روابط
نحوه خواستگاری
با سلام
من حدود یکسالی هست به یکی از همکارام علاقه مند شده ام ! چون من پارسال در قسمت امور اداری کار می کردم کارای استخدامش انجام دادم.و قبل ازاینکه شروع بکار بکنه از طریق یکی از همکارام ازش خواستگاری کردم.وایشان فرصت خواست و گفتند که باید بیام شروع بکار بکنم بعد جواب میدم و اومد شروع بکار کرد واز رفتار و پیام هاش در فضای مجازی نشان از علاقه او شدم..ولی بعد از حدود سه ماه این علاقه کم رنگ شد ولی من دوبار از یکی دیگر از همکارام باز هم از ایشان خواستگاری کردم که گفتند نیاز به زمان دارم دیگه من یه خورده نامید شدم ولی بعد از دوماه دوباره رفتارش نسبت به من عوض شد هم درفضای مجازی این نشان داد که علاقه اش برگشته ..حالا من میخام خودم اقدام کنم وخودم بدون واسطه باهاش صحبت کنم چیکار بکنم به چه روشی جلو برم؟
من ۳۸ ام هست دختر حدود ۳۳
در یک دستگاه دولتی کار می کنیم
۳ پاسخ۱۵۹ بازدید
1404/07/12
ناشناسخانواده و روابط
جور نشدن
سلام من متولد ۸۱ هستم خواستگار که برام میاد زیاد هستن اما نمیشه یا من میپسندم اونا نمیپسندن یا اونا میپسندن من نه و اصلا به جلسه دوم هیچکدوم کشیده نشده واقعا استرس دارم نکنه من اشتباه میکنم رد میکنم و باید معیار هامو کم کنم من توقع دارم کسی باشه در سطح خودم و خانوادم حتی بهترم نمیخوام اما نمیشه خیلی دعا و توسل کردم به شهدا حتی اما دارم سرخورده میشم و همش استرس دارم نکنه مجرد بمونم خانوادمم همش میگن نمیدونیم خودت میدونی بعد که رد میکنم میگم نکنه نباید رد میکردم دارم افسردگی میگیرم از استرس و غصه و ناراحتی
۴ پاسخ۱۳۱ بازدید
1404/07/11
ناشناسخانواده و روابط
شرایط خاص خانوادگی ام و ازدواج
سلام و عرض ادب خدمت مشاورین محترم همدم،
من در حال حاضر دچار سردرگمی هستم و نمیدانم باید چه تصمیمی برای آیندهام بگیرم.
از نظر اعتقادی مذهبی هستم. مادرم نیز چادریست؛ البته این پوشش را به احترام همسرشان انتخاب کرده بودند و بعد از فوت ایشان نیز حفظش کردند. اما خواهر و برادرهایم سبک زندگی متفاوتی دارند؛ دو نفرشان تجربهی طلاق داشتهاند. همین تفاوتها باعث شده هیچیک از اقوام جرأت نکنند کسی را برای ازدواج به من معرفی کنند. یا فرد مذهبی نمیشناسند، یا اگر هم میشناسند، میگویند کسی حاضر نیست با دختری با چنین شرایط خانوادگی ازدواج کند.
در سایتها و فضاهای مجازی هم، حتی اگر طرف با شعور باشد، یا از ابتدا نمیپذیرد یا بعد از مدتی میگوید: "من از اول با تردید وارد این رابطه شدم و حالا فکر میکنم نمیتوانم با شرایط خانوادهات کنار بیایم."
در حالی که من از جلسه دوم یا سوم کاملاً صادقانه توضیح میدهم که تفاوت عقیدتی دارم و رفتوآمدم با خانواده محدود است و فقط با مادرم ارتباط نزدیک دارم.
البته باید بگویم که با مادرم هم تفاوتهایی دارم؛ از نظر فکری و احساسی همیشه فاصلهای بین ما بوده و اما همواره تلاش کردم تا احترام ها حفظ گردد.
از کودکی پدرم را از دست دادهام و همین باعث شده بسیار مستقل بار بیایم. مسئولیتهای زندگی بیشتر بر دوش خودم بوده و هست. شاغل هستم، عاشق کارم، و دوست دارم در کنار شریک زندگیام تلاش کنم؛ اما در عین حال زن باشم، نه صرفاً یک بازوی اجرایی یا تأمینگر.
میخواهم در مسیر زندگی دوشادوش شریکم قدم بزنم، اما با حفظ لطافت زنانهام—با نیاز به محبت، احترام، و آرامش.
هدفم از ازدواج این بود که کسی را پیدا کنم که بتوانم دوستش داشته باشم، به او تکیه کنم و او هم به من تکیه کند. چون واقعاً چیزی به نام تکیهگاه و آرامش در زندگیام ندارم.
اما یک روانشناس به من گفت چنین انتظاری کاملاً اشتباه است.
۲۵ سالهام، لیسانس دارم، از نظر اجتماعی در طبقه پایین نیستم. چهرهام معمولیست و کمی تپل هستم، اما بعضیها میگویند بانمکم.
حال از شما میپرسم:
آیا باید قید پیدا کردن شریک زندگی را بزنم و زندگیام را بهصورت تکنفره بنا کنم؟
۳ پاسخ۱۲۱ بازدید
1404/07/11
ناشناسخانواده و روابط
در مورد چهره و زیبایی
سلام ببخشید من با ی دختر خانم با کمالات آشنا شدم از طریق این برنامه متأسفانه زود قرار گذاشتیم. و ایشون اخر سر عکس شون برا من فرستادن ولی متأسفانه من خوشم نی اومد. الان هم نمی تونم کنار بیام برم سر قرار فردا هم اینکه نمیخوام ایشون نارحت کنم باید چطوری کنسل کنم که دلشون نشکنه
خیلی برام مهم دل کسی نشکنم مخصوصاً ایشون که خیلی با ادب هستن
۳ پاسخ۲۱۳ بازدید
1404/07/11
ناشناسخانواده و روابط
چیکار کنم راهنماییم کنید لطفا
سلام، ۱۰ سال پیش با خانمی اشنا شدم در شهری با فاصله ۶ ساعت دورتر و فرهنگ بسیار متفاوت که حدود ۵ سال بزرگتر از من بود، چون بیشتر دنبال دوستی گذرا و سرگرمی بودم و البته تنها گفتم مشکلی با سن تو ندارم و دوری رو با تماس تلفنی و ارتباط مجازی پر میکنیم و البته به مرور اون هم با این موضوع کنار اومد،ماهی یکبار میرفتم اونجا و باهم بودیم چند ساعت ،باهم بحث و دعوا زیاد داشتیم و اکثرا من کوتاه میومدم،اما حین این سالها متوجه مشکلاتی شدم از ایشون به موازات دلبسته تر شدن و علاقه زیاد البته،اما چون یکی یکی به مرور گفته میشد من میپذیرفتم بدون درکی از تعدد این مشکلات که مینویسم و بابت همشون دارو و ویزیت دکتر دائم داشت:موهاش سفید بود باید رنگ میکرد/ضعف بینایی عینکی بود/دندون خراب داشت و ارتودنسی/ارتروز گردن/دیسک کمر/گشادی دریچه میترال و تپش قلب/مشکل گوارشی و معده/مشکل ریه و نفس تنگی/کم کاری تیروئید و سابقه جراحی غدد خوش خیم/کم خونی شدید میرور/وسواس در پاکیزگی/صافی کف پا و موارد بد دهنی و عصبانیت بدون کنترل،با خواهران و تنها برادر یکی یکی قطع ارتباط کرده بود تو این ده سال و شرط زندگی در شهر خودش و پیش مادر داشت و اواخر دائم پیش مشاور میرفت و ریز حرفهایی که من میزدم انگار با شخصه مشاورش بود و پاسخ های من همیشه بعد جلسه مشاوره داده میشد(کاملا حس میکردم پارتنر من مشاورشه و باید اونو متقاعد کنم نه خانم خودمو) ولی چون خودم شرایط مالی بدی داشتم و سطح تحصیلاتم پایینتر بود و پشتوانه و حمایت از خانواده نداشتم و بشدت بهش علاقه داشتم کنار اومدم تا اینکه شرایط خونه و ماشین و شغل در شهر اون فراهم شد پس از ده سال،قرار ازدواج دوماهه تعیین کردیم در شرایط شناخت کامل از هم،( درضمن هردو باکره بودیم و رابطه جنسی نداشتیم کلا)روز موعد گفت من میخام شرایط های دیگرم رو بسنجم و با شخصی دیگه برم بیرون بعد درباره تو تصمیم بگیرم!و چون حس خراب بودن بهم دست میده تو مدتی نباش تا جواب قطعی بهت بدم ، چون بصورت بحث و صدای بلند ادامه دادم حرفو منو مسدود کرد ،در حالیکه تمام موقعیت های شغلی و ازدواجم رو تو شهر خودم از دست داده بودم و سنم بالاتر اومده بود!و دیگه دلبسته و وابسته بهش بودم،بشدت بهم ریختم و رفتم مشاوره قبل ازدواج ببینم چیکار کنم که بیشتر درباره علاقه خودم توضیح دادم بهش و بهم گفت حرف بدی نزده ،اگه دوسش داری صبح با خانواده برو خاستگاری تا اون تو شرایط شناخت اولیه هست تو فورا اقدام کن،وگرنه تا اخر عمر حسرت میخوری و خودتو سرزنش میکنی نزار دیر بشه،فوقش جواب نه میشنوی و میگی تلاش خودمو کردمو نه گرفتم، نترس چون اقدام جدی از تو ندیده طبیعیه جدی نگیره تورو ،اقدام جدی انجام بده که نهایت فرداش با خانواده و شیرینی رفتیم در خونشون ،خودش شخصا اومد جلوی درب بصورت خیلی عصبانی گفت اینجا چیکار میکنید و راهمون نداد داخل و گفت من تنها باهاش برم تو حیاط با خودم حرف داره،خانوادم شیرینی بدست بیرون من رفتم داخل حیاط (گفت مادرم گفته ابدا نیان داخل/درضمن تو قیافه نداری/اگرم زنت بشم خیانت میکنم بهت و هیچ حسی بهت دیگه ندارم، البته با شناخت من بعد ده سال چنین ادمی نبود و فقط عصبانی بود)و با خجالت جلوی خانوادم برگشتیم شهر خودمون،و البته انواع سرزنشها از طرف پدر و مادرم،حالا دوران سخت سوگ جدایی رو با انواع قرص ارامبخش کشیدم بدون حمایت خانواده، تا چند ماه تا اینکه خواهرزادش تماس گرفت اخیرا گفت اون خیلی لطف کرده در حقت چراکه یکماه بوده فهمیده بوده یکی از غدد گلوش تورم داره و اینبار خوش خیم نیست و برای همین اون کارو کرده اما حالا اگه میشه تنهاش نزار تو این موقعیت ، البته نمیدونه من تماس گرفتم با شما...خب حالا نمیدونم مشخصه تو چه شرایط روحی روانی سختی هستم یا نه اما مشورت بدید چکاری کنم و ایا درسته با شخص جدید اشنا بشم اصلا؟شدیدا تنهام و نیاز به همدم دارم اما اون شخص همسرم باید باشه یا غلطه باید یه مشاور باشه؟سنم بالا اومده استرس دارم و میترسم قرصها رو مجدد شروع کنم و بلاتکلیف ادامه بدم زندگیمو، میخام ازدواج کنم ولی حس میکنم خیانت به فرد جدیده با این شرایطی که دارم، به تماس گرفتن با اونم وقتی فکر میکنم تمام بدنم میلرزه و نمیدونم اصلا چکاری درسته که انجام بدم، لطفا صریح پاسخ بدید ممنونم
۳ پاسخ۱۴۳ بازدید
1404/07/11
ناشناسخانواده و روابط
طرز فکر
سلام وقت بخیر
من یه دختر متولد ۶۸ ام . خواستگار های متعددی داشتم . حتی همین الان هم البته به صورت کاملا سنتی .
و متاسفانه دلیل اینکه بعضی از آقایون با اینکه یا همسن بودن یا از خود من ۱۰ سال بزرگتر اما طرز فکرشان نسبت به اینکه این دختر سنش رفته بالا و نمیتونه یه مادر بشه
و یا بچه دار نمیشه هستش
چرا سن خودشون و یا اینکه شاید خودشون مشکل داشته باشند رو درنظر نمیگیرم .
الحمدلله علم پیشرفت کرده و راجب این مسائل خیلی درمان ها شده
۳ پاسخ۲۰۶ بازدید
1404/07/11
ناشناسخانواده و روابط
ظاهر (ادامه توضیحات قبلی)
در ادامه مسئله قبلی که درمورد تردید درباره ظاهر بود کارشناس محترم گفتن همون جلسات اول رابطه رو قطع میکردید، دلیل اینکه قطع نکردم این بود که گفتم ممکنه با گذشت زمان با توجه به ویژگیهای مثبت ایشون ظاهر برام عادی بشه یا دیگه چندان مهم نباشه، چون شنیدم میگن ظاهر به مرور عادی میشه، برای همین به دیدارها ادامه دادم.
درمورد جزئیات بیشتر، ما هردو دهه شصتی هستیم و سنمون کم نیست. من قبلا خواستگاری رسمی نرفتم ولی درخواست ازدواج از دو نفر داشتم که بعد از مدتی آشنایی به دلایلی (نه ظاهر) به نتیجه نرسیدن. ایشونم قبلا خواستگارهایی داشتن که به دلایل مختلف رد کردن. ضمنا بگم که انتظارات من از زیبایی، فانتزی و رویایی نیست واقعا.
موضوع مهم بعدی اینه که کارشناسان محترم بارها در پاسخ به پرسشهای دیگه مطرح میکنن که برای آشنا شدن حداقل ۳ تا ۶ ماه لازمه، ولی ما الان کمتر از یک ماهه آشنا شدیم. برای همین میخواستم آشنایی یه مقدار ادامه پیدا کنه تا در تصمیم گیری شتابزده و تک بعدی عمل نکنم. ضمنا در همین مدت، رابطه عاطفی از طرف ایشون شکل گرفته و با ازدواجمون کاملا موافقه. یه نکته دیگه اینه که در کنارشون حس بدی ندارم و میشه گفت حتی خوش میگذره. ولی باز اون نشخوار ذهنی و تردید ته دلم هست. برای همین هنوز نتونستم تصمیم قطعی بگیرم. درکل مسائل مثبت زیادی دربرابر فقط یک مورد نه چندان مطلوب (از نظر من) وجود داره. مثلا ایشون با اینکه به بچه دار شدن علاقه مند بودن بخاطر درخواست من قبول کردن که بچه نباشه. واقعا از نظر اخلاق چیزی کم ندارن که اگر داشت تصمیم گیری راحت بود.
۴ پاسخ۹۳ بازدید
1404/07/10
ناشناسخانواده و روابط
ازدواج
من ۴۱ سالمه و یکبار سابقه عقد ناموفق در بیست و پنج سالگی داشتم و جدا شدم و بعداز طلاقم که خیلی سخت بود سعی کردم با تمرکز روی خودم زندگیم را بسازم خدا را شکر از نظر اجتماعی و کاری جایگاه خوبی دارم و از نظر مالی هم خدا را شکر شرایطم خپب است و قدر دان تک تک نعمتهای خدا هستم تا دو سال پیش زیاد به فکر ازدواج و تشکیل خانواده نبودم اما الان دوسال است خیلی بهش فکرمیکنم و دلم میخواهد یک خانواده مستقل داشته باشم یک همسر و همراه خوب که من را درک کند و من هم او را درک کنم و هردومان همدیگر را دوست داشته باشیم نمی دونم برخی از افراد میگویند ایم سن برای خانم ها زیاد است و باید برای ترس از تنهایی ازدواج کنند ولی من درسته یک وقتهایی احساس تنهایی دارم و دلم میخواهد ازدواح کنم ولی از طرفی برای زندگیم زحمت کشیدم و دلم مبخواهد شریک عاطفی ام هم مثل خودم باشد یعنی من برای زندگیم تلاش کردم و به یاری خدا به جایگاه خوبی رسیدم و دلم میخواهد طرف مقابلم هم مثل خودم باشد ولی برخی دوستان میگویند توقع ام بالا ست درصورتی که فکر نمیکنم اینطور باشد از طرفی مسیله طلاقم را سر کار عنوان نکردم تا راحت تر بتوانمدکارکنمدو سر زبان ها نیافتم و خیلی از همکارانم ازمن درباره اینکه ازدواح نکردم می پرسند و فکر میکنند که خیلی خشک هستم درصورتی که سرشار از احساسات و عواطف هستم و سعی کردم بعداز طلاقم این عواطفم را در بیرون نشان ندهم و ... و چند ماه پیش چند تا پیشنهاد داشتم در آشنایی ها فقط گوش میدادم تا بعدا بتوانم بررسی کنم و این رفتارم باعث نیشد فکر کنند من خشک .. هستم درصورتی که من برای مراقبت ازخودم میخواهم اول مطمئن شوم و بعد دل ببندم
به نظرتون اشتباه میکنم
۳ پاسخ۹۷ بازدید
1404/07/10
ناشناسخانواده و روابط
علت رفتار
سلام این مورد که گفتم درخواست عکس بی حجاب داشت اون موقع جوابی ندادم وخیلی ناراحت شدم ..ایشون هم وقتی دید چنین عکسی نمیفرستم گفت ظاهر طرف هم برام خیلی مهمه و.ادامه نداد .ولی کنجکاوم بدونم کسی که ادعای مذهبی بودن میکنه و تو صحبتاش هم به نظر مذهبی میومدچطور چنین درخواستی داره ..به نظرتون اشکالی داره پیامی بدم و بپرسم علت چنین تضادی را ؟؟؟
۴ پاسخ۹۳ بازدید
1404/07/10
ناشناسخانواده و روابط
آشنایی
سلام اگه خواستگار بعد از کمی صحبت و دیدار درخواست عکس متعدد و بی حجاب داشته باشه چه عکس العملی داشته باشیم ..مدتی پیش موردی بود با اینکه میگفت مذهبی هست بعد از یه دیدار و پسند اولیه درخواست عکس بیحجاب داشت که قبول نکردم و جوابی بشون ندادم هر دو سن بالا هستیم ..
۴ پاسخ۱۰۹ بازدید