برای مثال تو ساعت بیرون رفتن از خونه هی حساسیت نشون میدن اجازه نمیدن با دوستام جاهای دوری بدمبه محض اینکه نیم ساعت بیرونم پدرم هی تماس میگیره که برگردمسعی میکنن پوششم و بهم تحمیل کنن درصودتی که من اصلا علاقه ای به پوشیدن چادر ندارم
من بالای چهل سال دارم و متاهلم . از دوران نوجوانی با مادرم مشکل داشتم سر همه چی مشکل داریم و همیشه ماه ها با من و بقیه بچه هاش قهر میکرد. بعد فوت پدرم بین ما دعوا افتاد و یک تماس تلفنی با توهین به من داشت و من فقط گوش کردم . الان نه ماه هست که نه زنگ زدم نه زنگ زده نه رفتم و اومدم و نه ایشون ارتباط گرفته. به طرز عجیبی راحتم و نمیخوام باهاش ارتباط داشته باشم ولی از طرفی اون چیزایی که تو گوشمون کردن آزارم میده. اینقدر عصبانی هستم ازش که اگر ارتباط برقرار بشه میدونم ممکنه بهش توهین کنم شاید واسه همینه صبر کردم تا یکم خشمم کمتر بشه که توهین نکنم . به نظرتون باید دقیقا چه کار کنم . ممنون