پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/11/26

سوال 996508

سلام شب بخیر ممنون از شما مشاوران گرامی بابت راهنمایی های ارزشمندتونمن دختری ۳۸ساله هستم که با اقایی همسن با سابقه عقد ناموفق اشنا شدم چون اشنایی ما از طریق سامانه ازدواج بود و فاصله شهرهای ما از شرق تا غرب کشور بود شروع اشنایی با چت و تبادل عکس بود .۲هفته ای ارتباط داشتیم تا برای دیدار حضوری به شهرم امدند.چند روزی که در شهر ما بودن ۲تا ۳جلسه دیدار داشتیم وظاهر پسندیدیم به توافقاتی رسیدیم و این ارتباط همچنان ادامه داشت.در این مدت هم من و هم آقا در مورد نظرخانواده راجع به ظاهر و شرایط پرسیدیم و این هم اوکی بود‌ تا مادر و خواهرشان به خواستگاری آمدند .در جلسه خواستگاری همه چی خوب پیش رفت و یک هفته بعد خواستگاری آقا چندان دیگر پیگیر نیستن و بهشون گفتم شما خودتون کی میآید و سنگین شدین !گفتن ما زیاد با هم ارتباط نداشتیم جند بار همو دیدیم وراه دوره و خیلی سخته، دلم میخواد حداقل ده بار ببینیم و صحبت کنیم ،منم گفتم مشکلی ندارم و این راه دور هست و سختی و راه دور و عدم شناخت برای هر دو طرف هست و این منم که قبول کردم شرایط کاریم عوض بشه و برای زندگی به شهرشون برم ،یا میگن عکس بفرست ،ما که راهمون دوره و نمی تونم شما رو ببینم ،یک عکس هست که همونم دریغ می کنی(من میگم اگر قیافه اینقدر ملاک مهمی براشون هست ،درصورتیکه اول قیافه هم پذیرفتیم ،چرا بعد سه ماه این صحبتا میشه)هر وقت بهش میگم بیا با هم صحبت کنیم که تکلیفمون مشخص بشه و من سردرگمی و بلاتکلیفی دوست ندارم و ناراحتم ،چون میخوان کار جدیدی هم شروع کنن، میگن الان وقت قهرکردن و این کارا نیسمن خودم حس می کنم سرد شده ،درسته بعد این مدت وابستگی و حس عاطفی شکل گرفته ولی ترجیح میدم تکلیفم مشخص بشه و بدونم کجای این رابطه هستم!!حالا از شما مشاوران محترم میخوام بنده رو راهنمایی کنید ،دقیقا چطوری با ایشون صحبت کنم که گارد نگیرن و یک وقتی بزارن و شهر ما برای ادامه آشنایی بیان،بدون اینکه عزت نفسم خدشه دار بشه چون چند بار این مسئله رو با ایشون مطرح کردم.