پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1403/12/16
ناشناسخانواده و روابط
سوال 996774
ممنون از توضیحات خانم شربیانی.یعنی ازدواج از دو شهر دور کنسله؟ فاصله ی شهر هامون خیلی زیاده و حرفی هم هنوز راجع به محل سکونت نزدیم
۲ پاسخ۱۶ بازدید
1403/09/12
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995794
سلام.یایکی از همکاران خودم در شهر دیگری به اندازه چند روزی آشنا شدم ایشان می فرمایند باهم فاصله داریم میخاهم شما را ببینم خواستن ایشان لباس جذب است ،می فرمایند ظاهر مهم است میخاهم اول ببینم بعد حضوری همدیگررا ببینیم،نمی دانم چ کنم؟
۳ پاسخ۲۰ بازدید
1403/06/11
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995201
اگر خانواده دختر از لحاظ مالی بسیار بالاتر از عرف جامعه باشد و خودش هم استقلال مالی داشته باشد ولی خانواده پسر به لحاظ مال در حد معمولی و عرف جامعه باشند و این اختلاف سطح زیاد باشد، آیا این ازدواج به صلاح است؟
انتخاب همسر1مهمترین معیار انتخاب همسر1ازدواج با زن پولدار1اختلاف در خانواده1اختلاف طبقاتی در ازدواج 4+
۴ پاسخ۳۱ بازدید
1402/11/10
سوال 992486
با سلام اخیرا با خانمی آشنا شدم و فکر میکنم نسبت به هم حس خوبی داشتیم .به نظرم خانم آرام و سرزنده و سرحال بدون هیچ مشکل روحی و روانی خاصی بودند.مساله ما اقتصادی بود .ایشان ساکن مناطق نسبتا مرفه نشین تهران و من ساکن منطقه متوسط نشین و پایین تهران هستم خانواده ایشان مرفه تر از خانواده ما هستند مااز قشر متوسط رو به پایین و ایشان از طبقه نسبتا مرفه البته نه خیلی بالا بودند.پدرایشان استاد دانشگاه و پدر من بازنشسته با حقوق ناچیز است.خود خانم شاغل نبودند تقریبا تفریحی تدریس زبان انگلیسی میکردند و زبانشان عالی بود.من شرایط اقتصادی خودم و حتی میزان دریافتی ام را به ایشان مطرح کردم و گفتم که خودتان بستجید با این عدد چه کارهایی میتوان کرد و چه کارهایی نمیتوان انجام داد.بهشون هم گفتم شما هم جدی تر کار کن یه گوشه کار را بگیر.ولی ایشان لیست خواسته هاشون ازمیزان مسافرت و رفت وآمدو کادو و نوع لباس و ... برای من مطرح کردند گفتند تفریحی کار میکنند و اجباری در کار کردن ندارند با یک مشاور هم گویا صحبت کرده بودند من را متهم به دیکتاتوری و عدم انعطاف کردند که میخواهم خواسته هام تحمیل کنم خوب من شرایطم گفتم و گفتم که فعلا راهی برای تغییر ندارم.میگویند شیوه زندگی ما فرق داره. ایشان مادرشان را البته زمانیکه خودشان در دهه سی زندگی بودند از دست داده اند و ظاهرا خیلی مسافرت و رفت و آمد خانوادگی با فامیلهای خیلی دور که امروزه زیاد روال نیست دارند. به خصوص با خاله شان که فکر کنم از دلسوزی جای مادرشان را گرفته انددسفر میروند.من گمان میکردم خیلی همدیگه را دوست داریم ولی ایشان بهم زدند و حتی من را بلاک کردند.ولی متاسفانه من نتونستم ایشان را فراموش کنم و گاهی هوس میکنم دوبار بهشون پیام بدم فکر میکردم من را دوست داره و برمیگرده نظرتون چیه من جایی اشتباه کردم من که نمیتونم خودم تغییر بدم به نظرتون اگر ازدواج میکردیم زندگیمون کیفیت خوب و دوام داشت
۹ پاسخ۴۴ بازدید