پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1400/07/11

سوال 12687

سلام من پسری هستم که 32سالمه و از لحاظ روحی دچار مشکلم چون زن ندارم چون میبینم رفیقهام دارن بچه دار میشن و بچه دارن من هنوز موندم خانواده منتظر بودن و هستن که اول داداش بزرگترم که 37سالشه ازدواج کنه ما چند ساله منتظر موندیم هنوز هیچی نشده داریم پیر میشیم داداشم واسش دختر انتخاب کردن چندین و چند بار گفت نمیخوام و میگه من زن دوست ندارم هنوز هم اسرار دارن نمیدونم تکیف من چی میشه من هنوز بی زن میمونم یا نه من یکی گفت مریضی یکی قبول نکرد ازدواج کنه یکی مادرش نذاشت من هم دنبال زن رفتم اما قسمت نبوده مددجوی بهزیستی هم هستم بیماری صرع یعنی تشنج دارم صرع سرطان نیست با آدم فلج ازدواج میکنن شانس من حالا قسمته چیه خدا میدونه
1400/07/11

سوال 12360

من پسری ۲۷ ساله هستم و چند سالی هست که قصد ازدواج دارم ولی متاسفانه خانواده ام منو همراهی نمی کنند و چون یک نامادری هم دارم متاسفانه مزید بر علت شده که پدرم حواسش به ازدواج بنده نیست و برخی مواقع این عدم همراهی شان و خرج کردن دارایی شان برای کارهای بی اولویت دیگر باعث شده اختلافات زیادی بین من و پدر و مادرم به وجود بیاد و ایشان با عدم همراهی شان می خواهند من را کنترل کنند. و سعی کنند من را مثل یک بچه مطیع خودشان کنند. و این باعث شده روز به روز نسبت به ازدواج ناامید بشم و از ترس افزایش سنم شب ها موقع خواب ارامش خاطر ندارم . اگر می توانستم کیسم رو خودم پیدا کنم و حتی تنهایی و یا هر کسی به غیر از پدر و مادرم ، خواستگاری برم از شر این مشکلات رها میشدم ممنون میشم راهنمایی کنید.
1400/07/11

سوال 12283

سلام پسری ۳۵ ساله هستم کارمند و با درآمد مکفی اما خانواده هیچ حمایتی از من نمیکنن آنقدر سرگرم زندگی روزمره خودشان هستند که اصلا انگار من رو نمیبینن و برای ازدواج من هیچ قدمی برنمیدارن این درحالیه که پدر من وقتی به سن الآن من بود ۵تا بچه داشت اما الآن از زیر بار این مسولیت فرار میکنن وقتی دیگران میگن چرا برا پسرتون زن نمیگیرید میگن ما کسی رو نمیشناسیم دیگه از این وضع کلافه شدم فقط یک بار اون هم با وساطت یکی از اقوام خواستگاری رفتم که اون هم موفقیت آمیز نبود تو همه این سالها فقط یه بار در این خصوص بحث جدی داشتم با خواهر بزرگترم که گفت معیارات چیه و من گفتم دوست دارم همسرم مثل خودم شاغل باشه که بشدت مخالفت کرد و بعدشم رفت سراغ زندگی خودش تا حالا ندیدم که خونواده ای اینجوری نسبت به آینده فرزندشون بی تفاوت باشن لطفا کمک کنید
1400/07/11

سوال 11969

با سلام.بنده از ۱۰ سال پیش قصد ازدواج داشتم ولی پدر و مادرم با بهانه های مختلف از جمله نداشتن سرمایه و خانه و ماشین با ازدواجم مخالفت میکردند. پس از چندسال که توانایی مالی بیشتری پیدا کردم با وساطت بستگان و بزرگان چند مورد خاستگاری رفتیم ولی هردفعه یک بهانه ای میاوردن یا در صحبت های بعدی با خانواده دختر به نحوی صحبت میکردند که انها منصرف میشدند. مثلا شرایط سختگیرانه برای ازدواج و غیره.و الان سه سالی هست که خاستگاری جدید نرفتیم و دیگر به نوعی سرد شده ام. و همچنان تغییری در رفتارشان دیده نمیشود.متاسفانه خانواده ها هم بدون پدر و مادر قبول نمیکنند خاستگاری برویم وگرنه خودم اقدام میکردم.اگر راهنمایی ای در این خصوص دارید ممنون میشم بفرمایید