سلام من یه دختر38ساله هستم که پدرم تاالان خیلی اذیتم کرده حتی نزاشت کامل درسموبخونم برم دانشگاه خسته شدم به خداهمش دعوامیکنه وازدواج نکردنم ومیزنه سرم میخوام ازدواج کنم هرخواستگاریی میادمیره دیگه خبریی نمیشه برام پول وثروت وخونه وماشین مهم نیست مهم اخلاق ورفتارومحبت کردن کنارم باشه درکم کنه
سلام خانم دکتر خوب هستین یک راهنمایی میخواستم ، من امیرم ۳۵ ساله چند وقت پیش با یک دختر خانم به اسم نگارکه ۳۰ سالشه اشناشدم قصد دوتاییمون ازدواج هستش همدیگر دیدیم پسند کردیم و به تفاهم رسیدیم. خانواده من درجریان رفت امد با این دختر بودن ولی خانواده دختر در جریان نیستن من هفته پیش یکشنبه رفتم تهران کنسرت دنبال نگار خواهرش که راحت بیان خونه خونشون کرج هستش که خواهرش کلی علم شنگه کرد که من نمیام بعد فرداش نگار به پدرش منو نشون داده گفته این سنش زیاده .وگفته اصالتا قمی هستن گفته این مذهبی حزب الاهی هستن خواهرش هی میگه نه