پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/10/18

سوال 996055

سلام نظرتون چیه که یه خانمی که تو بهترین دانشگاه درس خونده و بعد شغل موفقی داشته و همیشه به فکر ازدواج با یکی هم سطح خودش بوده حالا مجبور باشه به خاطر بالارفتن سن اش با یه فرد زیر دیپلم ازدواج کنه
1403/02/16

سوال 993805

یک آقایی که خواستگاری میاد باید از نظر اقتصادی بتونه درآمدی متوسط داشته باشه خونه و ماشینم داشته باشه ما دخترا نمیتونیم که خودمون بیچاره کنیم تازه کار کنیم خرج شوهرمونم بدیم در کل پسرا باید بدنبال هم کفو خودشون باشن طرف اومده جنوب تهران زندگی میکنه من شمال تهران خیلی با اعتماد بنفس میگه حقوقت و درآمدت چقدر یکی نیست بگه بتو چه که چقدره مگه عقلم کمه بیام زن تو بشم طرف تو ده راه نمیدادن سراغ کدخدارو میگرفت
1401/05/12

سوال 18476

با سلام و‌درودبنده شخصی رو در اینجا پیداکردم و بهم معرفی شده ، ولی متاسفاته مادر بنده کاملا مخالف این هست که دخترخانمی در این محیط های این چنینی درخواست ازدواج دارند ، متاسفانه خیلی هم صحبت کردم و بحث های جدی و اساسی کردم با مادرم ، ولی به هیچ عنوان با کسی که تقریبا جدا از آشنایان و همکاران خودش معرفی شود قبول ندارد.همینطور که گفتم ، معیار های مادرم خیلی عالی هست ولی بعد از چندین مورد خواستگلری و تلفنی با هیچ کس هم کف نبودیم، حالا هم که یک نفر در همدم پیدا شده و مطرح کردم کاملا بطور خیلی جد گارد گرفته و اصلا قبول ندارد.متاسفانه دچار چالش بزرگی شده ام. تقاضای مشاوره دارم. حتی اگه شده تماس با مادر بنده باشد.یا حق
1401/05/03

سوال 18262

سلام. وقتتون بخیر.من با یه اقایی تو برنامه همدم اشنا شدم. جلسات اشنایی رو گذروندیم و همه چیزم خوب پیش میرفت. حتی مشاوره هم رفتیم. و نظر مشاور این بود که خانواده ها بیشتر همو ببینند تا اگر اختلافی هست. مشخص بشه. بعد از یه مدتی خانوادم گفتند با هم جور نیستید. به طور کلی از لحاظ فرهنگی و اجتماعی خانوادش یکمی از سطح ما پایین تر بودند. من هم رابطه رو تموم کردم. ولی هنوز ایشون بهم پیام میده. با اینکه جوابشو نمیدم. ولی مدام در ذهنم هست. چون هیچ خاطره بدی با هم نداشتیم. حتی موردی هم برا ازدواج پیش میاد، هنوز بهش فکر می کنم. شما چه پیشنهادی میدید
1401/03/15

سوال 17170

با سلام دختری رو بهمون معرفی کردند ابتدا مادرم برای آشنایی رفتند خونشون بنده خودم ندیدم اما نظری که بعد از اولین جلسه داشتند این بود که طرف مقابل از نظر نظافت خیلی با خانواده ما متقاوته و خونه و سر وضعشون خیلی خیلی شلخته بوده در این باره دو تا سوال داشتم اول اینکه آیا این مورد، تفاوت فرهنگی محسوب میشه که در آینده مشکل ساز بشه و باید ادامه نداد؟دوم با توجه به اینکه خانم ها(یعنی مادرم)بیشتر در این مسائل(نظافت) وارد هستند دیگه نیازی به رفتن خودم و دیدن از نزدیک نیست؟
1401/01/26

سوال 16382

سلام‌من ۳۳ ساله هستم و حدود ۷ ماه پیش با دختری ۲۹ در فضای مجازی آشنا شدم. خودم ساکن کلان شهر هستم و این دختر ساکن یه شهرستان اطراف شهر ما.از اول به قصد ازدواج با هم صحبت کردیم و به درخواست این خانوم مادرم رو فرستادم منزلشون تا تناسب خانواده ها بررسی بشه. بعد از این دیدار مادرم گفتن بین خانواده ها تناسبی نیست و بیشتر میگفتن خانواده پر رویی هستن و دختر خانوم هم متانت ندارن. با همه این احوال من چون از ظاهر و روحیه و همپا نشون دادن این خانوم تو زندگی خوشم اومده بود اجازه ندادم تا از مخالفت خانوادم چیزی بدونن. ولی این خانوم اصرار داشتن همون موقع ها سریع ازدواج کنیم.‌منتهی من به بهانه محرم و صفر از طریق مادرم درخواست دوره آشنایی دوماهه کردم و خانوادشونم قبول کردن. اواخر ماه صفر که به همراه پدر و مادرم رفتیم منزل این خانوم جهت آشنایی متوجه شدم پدرشون از لحاظ شان و شخصیت اصلا متناسب خانواده ما نیستن و مادر منم پس از این دیدار و دیدن پدرشون بصورت مطلق مخالفت کردن و گفتن خودت هرکاری میکنی بکن و ما پشتت نیستیم. خود منم از این اختلاف ناراحت شدم. وقتی دختر خانوم رو از مساله بوجود آمده آگاه کردم اولش گفت مشکلی نداره و پس از ازدواج خانواده منو راضی میکنیم ولی چون خانوادم هی پشت این دختر و خانوادش بد میگفتن منم خیلی دو دل شدم و گفتم که به شرط دادن حق طلاق و بخشیدن مهریه من میتونم خانوادم رو راضی کنم که قبول نکردن. و وقتی متوجه شدن که منم دارم کم کم پا پس میکشم به نوعی منو تهدید کردن که چون اومدی خونه ما باید منو بگیری و آبروی ما میره و شهر کوچک هست و .... مادرشونم در تماس تلفنی به مادر من توهین کرد و پدرشونم ۲ روز پس از این اتفاقات به نگهبانی محل سکونت ما زنگ زده بود و تلاش کرده بود آبرومون رو ببره و منو متهم کرده بود که از دخترش سو استفاده کردم. اینم عرض کنم که این خانوم جلسه سوم با من تماس فیزیکی برقرار کرد که به نوعی حرفای مادرم در مورد متانت این خانوم ثابت شد. در نهایت رابطه رو قطع کردم و تموم شد.سوال من اینه که چرا با دونستن همه این شرایط هنوز خودم رو متهم میکنم که نتونستم جلوی خانوادم بایستم و یا اینکه دختری رو که دوست داشتم از دست دادم. این خانوم خودش رو تو این شرایط اقتصادی خیلی همپا نشون میداد هرچند خودم خونه و ماشین دارم. ولی با خودم فکر میکنم دیکه هیچ کس به اندازه ایشون به دلم نمیشینه و وقتی خواستگاری میرم همش ایشون به ذهنم میاد و مقایسه میکنم. میشه در این مورد کمی راهنمایی کنید که این احساس از کجا میاد و کجای کار من ایراد داره؟ هنوز اون روزای خوب رو فراموش نیکنم متاسفانه.تشکر
1401/01/20

سوال 16241

سلام وقتتون بخیر. من جوانی ۲۶ ساله هستم که مدتی ۵ ماهه جهت آشنایی در رابطه‌ با خانومی بودم که ده ماه از بنده بزرگتر بودن ( در حد تلفنی و چند جلسه حضوری که خانواده ها هم در جریان بودن). ما در زمینه های درسی و کاری و فکری مشترکات زیادی داشتیم اما در زمینه های فرهنگی و اعتقادی اختلاف داشتیم که منجر به پایان رابطه و آشنایی شد. با اینکه آگاه بودیم که تفاوت هامون مهمه اما این مسئله منجر به شکست عاطفی بنده شده و مدتی هست که حال روحی خوبی ندارم. ممنون میشم کمکم کنید. مرسی