ناشناس
سوال 11646
همسر اولم توی سن کم هر دو با اجبار خانواده ازدواج کردیم و یه فرزند هم داریم ده ساله ازدواج کردیم و همش مشکل داریم و دوستش ندارم اصلأ تمام سعی و تلاش هم کردم و واقعا نشده چند بار برا طلاق اقدام کردیم ولی لحظه آخر به خاطر فرزند نتونستم تمام کنم ولی الان هر دو داریم زجر میکشیم طوری که خودش و خانواده خودم و اونها گفتن شما برو زن بگیر ولی کاری به این زندگی نداشته باش ، با شرایط مالی کنونی هم نمیشه زن گرفت ، کامل قفلم و نمیدونم باید چکار کنم
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخباسلام
کاربر گرامی دو نکته را باید به شما متذکر شوم:
اینکه زندگی را تبدیل به میدان جنگ و تنش کنید، برای رفع مشکلات اراده جدی نکنید و دائما بیان کنید به خاطر بچه ادامه زندگی می دهید، نه تنها باعث موفقیت در فرزندپروری نمیشود بلکه تاثیرات مخرب زیادی دارد. شاید جدایی باعث آرامش بیشتر همگان شود
ازدواج دوم با وجود داشتن یک همسر دیگر نیز خودش تنشی جدید بر تنشهای قبلی نیست پس خود را از چاله به چاه نیندازید
من تصور می کنم بهتر باشد مشکلات تان را از اول شناسایی کنید و برای این مهم از جلسات مشاوره کمک بگیرید.
برای ایجاد تغییر در روند زندگی هر دوتان تلاش جدی داشته باشید و بخواهید که شرایط را به نفع خودتان و فرزندتان عوض کنید و الا هم طلاق و هم آمدن هوو به زندگی زناشویی متلاطم شما دو نفر، تنشها را بیشتر می کند
موفق باشید
کاربر گرامی دو نکته را باید به شما متذکر شوم:
اینکه زندگی را تبدیل به میدان جنگ و تنش کنید، برای رفع مشکلات اراده جدی نکنید و دائما بیان کنید به خاطر بچه ادامه زندگی می دهید، نه تنها باعث موفقیت در فرزندپروری نمیشود بلکه تاثیرات مخرب زیادی دارد. شاید جدایی باعث آرامش بیشتر همگان شود
ازدواج دوم با وجود داشتن یک همسر دیگر نیز خودش تنشی جدید بر تنشهای قبلی نیست پس خود را از چاله به چاه نیندازید
من تصور می کنم بهتر باشد مشکلات تان را از اول شناسایی کنید و برای این مهم از جلسات مشاوره کمک بگیرید.
برای ایجاد تغییر در روند زندگی هر دوتان تلاش جدی داشته باشید و بخواهید که شرایط را به نفع خودتان و فرزندتان عوض کنید و الا هم طلاق و هم آمدن هوو به زندگی زناشویی متلاطم شما دو نفر، تنشها را بیشتر می کند
موفق باشید
