ناشناس

سوال 13181

خطبا می گویند بادمجان اولین گیاهی است که ایمان آورد یا اینکه سنگ عقیق بین سنگها اولین سنگی است که ایمان آورد.سوال این است که آیا اینها خودشان شعور داشته اند و به این نتیجه رسیده اند که ایمان بیاورند یا اینکه مثل نوار ضبط صوت که هر چه به او داده اند تکرار می کند است. ظاهر این روایت این است که باید خودشان به این نتیجه رسیده باشند، وگرنه اولین را به کار نمی برده اند. در قرآن داریم که هر چه در آسمانها و زمین است تسبیح خدا را می گوید. پس آنهایی که کافر هستند این وسط آیا آنها هم تسبیح خدا را می گویند؟

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

3 پاسخ
با سلام مجدد
این روایات از نظر سند و صدور، ضعیف هستند و تا از صدور روایت از معصوم، اطمینان نداشته باشیم نمی توانیم آن را به معصوم نسبت دهیم.
در این جا نیز بر دفاع از این روایت، دلیلی نداریم و لزومی ندارد در توجیه یا تبیین آن بکوشیم زیرا ممکن است اصلا از معصوم نباشد.
عرضم همان مطلب قبلی است؛ یعنی تسبیح گویی و یا قبول ولایت و... در موجودات عالم، به حسب تکوین و بر اساس ظرفیت وجودی خودشان است و اگر در این زمینه منظور، عقل و شعور انسانی نیست بلکه به حسب ظرفیت و در تکوین، موجودات است؛ ولو ما چگونگی و کیفیت تسبیح آن ها را نفهمیم:
«تُسَبِّحُ لَهُ السَّماواتُ السَّبْعُ وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ فيهِنَّ وَ إِنْ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبيحَهُمْ‏»؛ آسمان هاى هفتگانه و زمين و كسانى كه در آن ها هستند، همه تسبيح او مى ‏گويند؛ و هر موجودى، تسبيح و حمد او مى ‏گويد؛ ولى شما تسبيح آن ها را نمى ‏فهميد.(اسراء/44)
پیروز باشید.

ضمن تشکر، قسمت اول سوال من بی پاسخ ماند که بادمجان اولین گیاهی است که ایمان آورد. مگر عقل و شعور دارد؟
با سلام و درود
به این آیه توجه فرمایید:
«أَ فَغَيْرَ دينِ اللَّهِ يَبْغُونَ وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً وَ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ»؛ آيا آنها غير از آيين خدا مى ‏طلبند؟! (آيين او همين اسلام است؛) و تمام كسانى كه در آسمانها و زمين هستند، از روى اختيار يا از روى اجبار، در برابرِ (فرمان) او تسليمند، و همه به سوى او بازگردانده مى شوند.(آل عمران/83)
بیان تفسیری:
واژه‏ «اسلام» در اين موارد به معناى وسيع آن يعنى تسليم شدن انسان و غير انسان در برابر خداست.
در مورد تعبير «خواه و ناخواه» در آيه فوق دو تفسير ارائه شده است:
الف) تسليم اختيارى در برابر خدا، همان تسليم در برابر قوانين تشريعى خداست و تسليم اجبارى، در برابر قوانين تكوينى خداست.
يعنى خداى متعال دو گونه فرمان در عالم هستى دارد: يک سلسله از فرمان ‏هاى او به صورت قوانين طبيعى يا ما فوق طبيعى است كه بر موجودات جهان حاكم است. اين‏ ها همان قوانين تكوينى است كه همه، بى ‏اختيار تابع آن قوانين هستند و بدين معنا، همه تسليم و مسلمان هستند.
و نوع دوم فرمان ‏ها، همان احكام و قوانينى است كه دين به انسان عرضه مى ‏كند. اين ‏ها همان قوانين تشريعى است كه تسليم در برابر آنها جنبه اختيارى دارد و تنها افراد با ايمان به خاطر تسليم شدن در برابر قوانين دينى، شايسته‏ نام «مسلمان» هستند.
آرى مؤمنان از روى اختيار تسليم قوانين الهى‏ اند و كافران به اجبار تنها تابع قوانين تكوينى خدا هستند.
ب) احتمال دوم در معناى جمله‏ مذكور آن است كه: افراد با ايمان در حال رفاه و آرامش و از روى رغبت و اختيار به سوى خدا مى‏ روند، اما افراد بى ‏ايمان تنها به هنگام گرفتارى و مشكلات طاقت ‏فرسا به سوى او مى ‏شتابند و او را مى ‏خوانند.(رضایی اصفهانی، تفسير قرآن مهر، ج‏3، ص167و168)
نتیجه:
کافران در تکوین، تسبیح گوی خداوند هستند، چون محکوم قوانین عالَم تکوین هستند؛ گرچه در عالَم تشریع و تکلیف، نافرمانی کرده و کافر شده اند.
پیروز باشید.