ناشناس

سوال 143305

سلام. خسته نباشید.<br />من یك دوست سنی دارم كه از تشیع زیاد نمیداند.<br />من راجع به آنچه بر حضرت زهرا(س) گذشت به ایشان گفتم (آتش زدن در خانه و ماندن ایشان بین در و دیوار و سقط فرزندشان). ایشان اظهار كرد كه اولین باری است كه این ماجرا را میشنود و از من خواست منبعی به ایشان معرفی كنم كه بخواند و صحت و سقم آن را بررسی كند. و ایشان در دانشگاه الازهر مصر تحصیل میكند.<br />خواهش میكنم منبع مناسبی برای معرفی به ایشان بفرمایید.<br />در ضمن من اطلاعات كافی ندارم ولی دلم میخواهد مطالعه كنم و ایشان را هم با حقایق آشنا كنم. این توانایی را در خودم میبینم. ولی میترسم .... به نظر شما آیا بهتر است ایشان را ترك كنم؟ میترسم دفاع (شاید) نادرست من از تشیع به ضرر تشیع تمام شود.<br />ممنونم.<br /> - 23 ساله - لیسانس

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
با سلام و عرض تحیت.
دوست محترم!
در همین مورد قبلا دوست دیگری از ما سؤال كرده، ما در اینجا عینا همان سؤال و جواب را برای شما ارسال می كنیم، امیدواریم مفید باشد.
سؤال: در ماجرای اتش زدن خانه حضرت زهراسلام الله علیها توسط عمرودیگر وقایع كه ما به كتب خود اهل سنت تمسك میكنیم انها میگویند این موارد را شیعه به دروغ به این كتب نسبت داده است یا میگویند ابن قتیبه كه كتاب الامامت والسیاست را نوشته شیعه بوده و........ در جواب چه میتوانیم به مخالفین بدهیم؟
پاسخ:
دوست گرامی!
سؤال خوبی است و از توجه شما سپاسگزاریم.
در ذیل توجه شما را به نكاتی جلب می نماییم.
1ـ برای احتجاج با اهل سنت گاهی ممكن است نتوان از كتب روایی شیعه نقل كرد، و لازم باشد كه از منابع خودشان امر اثبات شود، و یا گاهی نفس استفاده از منابع اهل سنت بر غنای استدلال می افزاید.
استفاده از منابع اهل سنت برای اثبات حقانیت شیعه و بطلان مدعای آنان از دو جهت مفید است:
اول: گاه این استفاده در مقام احتجاج است و نه كشف واقع. در جدل انسان بر اساس مسلمات طرف مقابل می تواند مطلب حقی كه بر او پوشیده مانده را به او نشان دهد.
دوم: قاعده عقلایی می گوید: "الفضل ما شهدت به الأعداء" یعنی آنچه مخالف هم ناچار به اعتراف به آن است، نشانه فضیلت می باشد.
بر این اساس اگر در جو اختناق زمان حضور اهل بیت(ع) مطلبی در منابع اهل سنت بیاید، حكایت از این دارد كه آن مطلب آنچنان از مسلمات تاریخی است كه حتی در آن شرائط هم امكان كتمان و انكار آن نبوده؛ و برای همین نویسنده از یك سو، حیثیت خود را در صورت حذف آن در خطر می دیده، و از سوی دیگر خطری هم از جانب حكومت و جو حاكم برای خود نمی دیده است.
در خصوص مساله فوق احادیث بسیاری از ائمه اطهار رسیده است كه می توانید به كتاب تحلیلی و ارزشمند "رنج های فاطمه" نوشته استاد جعفر مرتضی عاملی رجوع نماید.
اما یك نمونه امام صادق(ع) در حدیث مفضل تصریح به آتش زدن خانه توسط عمر و زدن شلاق به بازوی فاطمه(س) و لگد زدن به در منزل و اصابت به پهلوی فاطمه(س)، و در نتیجه سقط محسن و .. می نماید(ر.ك. به بحار الانوار، ج53، ص18و 19)
2) مگر تنها ابن قتیبه ـ از میان اهل سنت ـ است كه در لابلای كتابهای خود احیانا مطلبی در فضائل اهل بیت و ظلمهایی كه بر آنان رفته، روایت یا نقل تاریخی آورده است. در لابلای كتابهای اهل سنت قسمت بزرگی از مدعیات شیعه قابل اثبات است. (مراد از اثبات همان است كه در بالا ذكر شد: یكی احتجاج و و دیگری كشف بر اساس قاعده "الفضل ما شهدت به الاعداء")
لذا با خارج كردن مثل "ابن قتیبه" مشكلی برای آنان حل نمی شود و از این نمد كلاهی دوخته نخواهد شد.
3ـ در سنی بودن "ابن قتیبه" بنا به مدارك خود اهل سنت جای هیچ مناقشه ای نیست.
اگر صرف نقل حوادث غم بار پس از رسول خدا(ص) و گزارش ظلمهایی كه به اهل بیت(ع) رفته، نشانه شیعه بودن اوست، بسیاری از علمای اهل سنت شیعه خواهند بود؟
چگونه است كه نویسنده مزبور و كتاب او "الامامة و السیاسة" در سایر موارد برای اهل سنت حجت است، و بدان استناد می كنند و او را از مفاخر خود می شمرند، ولی نقلش در بحث مزبور بی اعتبار است!!؟
آیا این جز با عناد و لجاجت قابل تفسیر است. یك بام و دو هوا!!!؟
خصوص همین واقعه را، غیر از ابن قتیبه، علمای دیگری از اهل سنت هم آن را كم و زیاد، به شكل گاه مبهم و گاه واضح نقل كرده اند كه سنی بودن آنها مسلم است و اگر اینها هم ـ به سبب این نقل ـ از اعتبار بیفتند، چیزی برای اهل سنت باقی نمی ماند.
گر چه برخی از این مورخان امر را تا نیمه گزارش كرده اند اما در قرائن موجود در همان كلمات و ضمیمه برخی دیگر به آن می توان سیمایی از آنچه كه نزدیك به ادعای شیعه است را اثبات كرد.
در ذیل قول برخی از این مورخان و محدثان را نقل می نماییم و تحقیق بیشتر را به مطالعه كتابهای "رنجهای فاطمه(س)" و "آتش به خانه وحی" و .. حواله می دهیم.
الف) ابن حجر عسقلانی نقل می كند: «إن عمر رفس فاطمة حتی اسقطت بمحسن» یعنی عمر با پا به سینه زهرا زد بطوریكه محسن سقط شد. (لسان المیزان، ج1، ص57)
ب) شهرستانی در ملل و نحل دارد: «ان عمر ضرب بطن فاطمة یوم البیعة حتی القت الجنین من بطنها و كان یصیح: "احرقوا دارها بمن فیها و ما كان فی الدار غیر علی و فاطمة و الحسن و الحسین(ع). یعنی بدرستیكه عمر روز بیت با ابوبكر به شكم فاطمه ضربه زد كه جنین او از شكمش سقط شد و عمر فریاد می زد: خانه فاطمه را و هر كس در آن است بسوزانید در حالی كه غیر از علی و فاطمه و حسن و حسین(ع) كسی در خانه نبود. (الملل و النحل، ج1، ص57)
ج) احمد بن یحیی البلاذری (متوفی 279 ه .ق) می نویسد: «ان ابابكر ارسل الی علی یرید البیعة، فل