ناشناس
سوال 220597
سلام سعی میکنم کوتاه بنویسم میبخشید-۱-اگر کسی ادعا کند که ماده ازلی وابدی است (البته خود وجود ماده )ودر حقیقت خدا همین ماده است که صورت عوض میکند چه جوابی باید داد ؟البته میدانم که گفته میشود که ماده مخلوق است ودر نتیجه محدودیت دارد اما خواستم لطف کرده کمی توضییح دهید.<br>۲-از حضرت آیتالله حسن زاده آملی شنیدم که اگر کسی واجبات را انجام واز گناه دوری کند خود به مراحل والای عرفان خواهد رسیدو راستش در دلم خوشحال شدم اما بعد از آیت الله مظاهری شنیدم که حتی فردی مثل محی الدین عربی که عارف وارسته ای بوده وامام خمینی هم از او در نامه به گورباچف به بزرگی یاد کرده بودند منحرف بوده چون فکر میکنم شما از نظرات محی الدین راجع به شیعه اطلاع دارید وتکرار نمیکنم فقط همینقدر میگویم ایشان حتی در تعریف رویای بقول خودشان صادقانه ایاز دوست خود نسبتهای بدی به شیعه داده اند حال این سوال برایم پیش آمد اگر شخصا به انجام تمام واجبات مثل نماز اول وقت وجماعت اهتمام ورزم وتا آخر عمر از هر گناهی سعی کنم که بپرهیزم وخلاصه همیشه در مراقبه ومحاسبه باشم چگونه میتوانم احساس کنم که خدا از من راضی است حتی با دیدن رویا چگونه میتوانم اطمینان یابم که این رویا نهایتا مثل رویای محی الدین نیست؟<br>۳-بازهم از پرگوییم معذرت میخواهم -شغل من آزمایشگاهی است ومیدانم بوسیله آزمایش میتوان فهمید که جنین در شکم مادر عقب ماندگی ذهنی دارد یا خیر .آیا اگر آزمایش را برای زن بارداری انجام دهم وبه آنهابگویم که مثلا جنین چهارماهه شما عقب ماندگی ذهنی دارند به احتمال زیاد آنها مثل کاری که در برخی کشورهای غیر مسلمان رواج دارد دنبال سقط جنین عقب مانده ذهنی خود میروند البته من از این مرحله دیگر هیچ نقشی ندارم وآن پدر ومادر میتوانند سقط نکنند بنابراین اگر این سقط گناه داشته باشد آیا من هم در گناه آن پدر ومادر شریکم ؟البته باید بگویم طول عمر این نوع بیماری حداکثر ۲۵سال است واغلب به این سن نرسیده میمیرند واین مدت هم بدلیل عقب ماندگی ذهنی شدید رنج میبرند شاید شماهم دیده باشید همان مونگولیسم (صورت مانند مغولان )را میگویم اسم دیگر آن سندرم داون است .لطفا مرا راهنمای فرمائید .خدا اجرتان بدهد.
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخبا عرض سلام و تحیت.
دوست محترم!
1 ـ اولاً ازلی و ابدی بودن مادّه، بر اساس دلایل علمی و تجربی، قابل اثبات نیست، زیرا شناخت تجربی محدود است و هیچ تجربه ای نمی تواند بی نهایت بودن جهان را از نظر زمان یا مکان، اثبات کند.
و ثانیاً فرض ازلی بودن مادّه، مستلزم بی نیازی آن از آفریننده نیست، چنانکه فرض یک حرکت مکانیکی ازلی، مستلزم فرض نیروی محرک ازلی است نه بی نیازی آن از نیروی محرّک.
ملاصدرا معتقد است نظام خلقت حدوث ذاتی دارد، ولی قدیم زمانی است. البته نظام خلقتی که مراد او است، اعم از عالم ماده و ماوراء ماده است، ولی به هر حال نگاه او می تواند برای بحث ما مفید باشد.
افزون بر این، غیر مخلوق بودن مادّه به معنای واجب الوجود بودن آن است. بیایید لوازم این صفت را بررسی کنیم.
اگر موجودی معلول و نیازمند به موجود دیگری باشد وجودش تابع آن خواهد بود و با مفقود بودنش علّتش بوجود نخواهد آمد. به دیگر سخن، معدوم بودن موجودی در برهه ای از زمان، نشانه نیازمندی و ممکن الوجود بودن آن است، و چون واجب الوجود، خودبخود وجود دارد و نیازمند به هیچ موجودی نیست همیشه موجود خواهد بود.
بدین ترتیب، دو صفت برای هر واجب الوجودی لازم است: یکی ازلی بودن، یعنی این که در گذشته، سابقه عدم نداشته است؛ و دیگری ابدی بودن، یعنی در آینده هم هیچگاه معدوم نشود. گاهی مجموع این دو صفت را تحت عنوان "سرمدی" بیان می کنند.
بنابراین، هر موجودی که سابقه عدم یا امکان زوال، داشته باشد واجب الوجود نخواهد بود، و بطلان فرض واجب الوجود بودن هر پدیده مادّی، آشکار می گردد.
ما وقتی به مادیات نگاه می کنیم این بوجود امدن و معدوم شدن را دائما در آنها می بینیم، پس واجب الوجود نیستند.
اگر هم بگویید این مادیات که ما می بینیم زوال می پذیرند، و شاید ماده ای باشد که سرمدی است، در جواب خواهیم گفت همین که ماده ای سرمدی نباشد، نشان می دهد وصف سرمدی بودن ذاتی ماده نیست، والا هر جا ماده هست، باید آن وصف هم وجود می داشت.
2 ـ شاید منظور استاد حسن زاده آملی این بوده است که اگر کسی دارای عقاید صحیح و ایمان باشد، هیچ چیز مانند انجام واجبات و ترک محرمات در سیر و سلوک عرفانی دستگیر او نخواهد بود.
هیچ کس خوارج را در انجام وظائف مذهبی شان تحسین نمی کند، در حالی که آنها بر انجام واجبات و ترک محرمات اصرار داشته اند؛ زیرا مشکل آنها نداشتن ایمان و عقاید صحیح است، و بدون این ها نه انجام واجبات به کار می آید نه ترک محرمات.
3. اگر فائده و اثر مثبتی بر کار شما مترتب است، اشکالی ندارد که به آنها اطلاع دهید. شاید فوائد درمانی داشته باشد.
ولی اگر بدانید و اطمینان داشته باشید ـ نه آن که صرفا احتمال دهید ـ که آنها با گفته شما، جنینشان را سقط می کنند، نباید بگویید.
با آرزوی توفیق.
موسسه ذکر ـ قم.
باستانی.
دوست محترم!
1 ـ اولاً ازلی و ابدی بودن مادّه، بر اساس دلایل علمی و تجربی، قابل اثبات نیست، زیرا شناخت تجربی محدود است و هیچ تجربه ای نمی تواند بی نهایت بودن جهان را از نظر زمان یا مکان، اثبات کند.
و ثانیاً فرض ازلی بودن مادّه، مستلزم بی نیازی آن از آفریننده نیست، چنانکه فرض یک حرکت مکانیکی ازلی، مستلزم فرض نیروی محرک ازلی است نه بی نیازی آن از نیروی محرّک.
ملاصدرا معتقد است نظام خلقت حدوث ذاتی دارد، ولی قدیم زمانی است. البته نظام خلقتی که مراد او است، اعم از عالم ماده و ماوراء ماده است، ولی به هر حال نگاه او می تواند برای بحث ما مفید باشد.
افزون بر این، غیر مخلوق بودن مادّه به معنای واجب الوجود بودن آن است. بیایید لوازم این صفت را بررسی کنیم.
اگر موجودی معلول و نیازمند به موجود دیگری باشد وجودش تابع آن خواهد بود و با مفقود بودنش علّتش بوجود نخواهد آمد. به دیگر سخن، معدوم بودن موجودی در برهه ای از زمان، نشانه نیازمندی و ممکن الوجود بودن آن است، و چون واجب الوجود، خودبخود وجود دارد و نیازمند به هیچ موجودی نیست همیشه موجود خواهد بود.
بدین ترتیب، دو صفت برای هر واجب الوجودی لازم است: یکی ازلی بودن، یعنی این که در گذشته، سابقه عدم نداشته است؛ و دیگری ابدی بودن، یعنی در آینده هم هیچگاه معدوم نشود. گاهی مجموع این دو صفت را تحت عنوان "سرمدی" بیان می کنند.
بنابراین، هر موجودی که سابقه عدم یا امکان زوال، داشته باشد واجب الوجود نخواهد بود، و بطلان فرض واجب الوجود بودن هر پدیده مادّی، آشکار می گردد.
ما وقتی به مادیات نگاه می کنیم این بوجود امدن و معدوم شدن را دائما در آنها می بینیم، پس واجب الوجود نیستند.
اگر هم بگویید این مادیات که ما می بینیم زوال می پذیرند، و شاید ماده ای باشد که سرمدی است، در جواب خواهیم گفت همین که ماده ای سرمدی نباشد، نشان می دهد وصف سرمدی بودن ذاتی ماده نیست، والا هر جا ماده هست، باید آن وصف هم وجود می داشت.
2 ـ شاید منظور استاد حسن زاده آملی این بوده است که اگر کسی دارای عقاید صحیح و ایمان باشد، هیچ چیز مانند انجام واجبات و ترک محرمات در سیر و سلوک عرفانی دستگیر او نخواهد بود.
هیچ کس خوارج را در انجام وظائف مذهبی شان تحسین نمی کند، در حالی که آنها بر انجام واجبات و ترک محرمات اصرار داشته اند؛ زیرا مشکل آنها نداشتن ایمان و عقاید صحیح است، و بدون این ها نه انجام واجبات به کار می آید نه ترک محرمات.
3. اگر فائده و اثر مثبتی بر کار شما مترتب است، اشکالی ندارد که به آنها اطلاع دهید. شاید فوائد درمانی داشته باشد.
ولی اگر بدانید و اطمینان داشته باشید ـ نه آن که صرفا احتمال دهید ـ که آنها با گفته شما، جنینشان را سقط می کنند، نباید بگویید.
با آرزوی توفیق.
موسسه ذکر ـ قم.
باستانی.