ناشناس

سوال 23717

سلام ،من پسر هستم ،۳۰ سال سنمه،خانواده پر جمعیتی دارم ،یه از دواج ناموفق داشتم ،از سن کم ادم مسئولیت پذیری بودم و هستم،پدرم و مادرم سنشون بالاست و از پس زندگیشون بر نمیان ،منم با احساس مسئولیتی که داشتم باعث شدم ادم بی خیالی بشن،تو خانواده هر کی مشکلی براش پیش بیاد به من میگن در صورتی که برادر بزرگم اصلا بهش نمیگن،حتی دوست و آشنا ،جدیدا خیلی زود جوش شدم ،چند شیفیت کار میکنم ،تا ابرومون حفظ کنم ،تونستم برا خودم خونه بخرم،هنوز ازدواج نکردم ،میترسم ازدواج کنم با خانومم با عصبانیت صحبت کنم ،دوست ندارم دوباره شکست بخورم ،بعضی وقتها میگم با کسی ازدواج کنم برم شهرشون زندگی کنم،میترسم این فکرم فرار از واقعیت باشه،لطفا نظرتون در مورد مشکلاتم بفرمایید

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
سلام به شما ..شما کار ه خوبی کردین که به پدرو مادرت کمک کردی اما مسئولیت اعضای خانواده به عهده تو نیست نمیگیم کمکشون نکن.کمک کن به اندازه نه اینکه مدام چشمشون به تو باشه..هرخانمی شخصیتی داره چون اخلاق خانم ها مثل هم نیستن بخاس بتر سی دوباره ازدواج کنی ..با یه تصمیم درست میتونی یکی رو انتخاب کنی..موفق باشی