ناشناس

سوال 25700

آیا راست هستش که در روز قیامت قرآن از روی زمین ناپدید شده و کسی هیچ کدام از آیات ش را به یاد نمیارد

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
profile-photo
به نام خدا
با سلام
دوست گرامی با ارزوی قبولی طاعات و عبادات شما در این ماه عزیز عرض میکنم شان قران اجل از آن است که ناپدید گردید آنچه از روایایات معتبر به دست ما رسیده در مورد ظهور قران در روز قیامت اینست که قرآن‌ در صورت‌ مردي‌ مي‌آيد در برابر صف‌ مسلمانان‌ و سلام‌ ميكند، و به‌ او نگاه‌ ميكنند و ميگويند: لَا إلَهَ إلَّا اللَهُ الْحَلِيمُ الْكَرِيمُ اين‌ مرد از زمرۀ‌ مسلمانان‌ است‌ و ما او را به‌ اوصافش‌ و صفاتش‌ مي‌شناسيم‌ جز آنكه‌ چون‌ سعي‌ و كوشش‌ و اجتهاد او در قرآن‌ بيش‌ از ما بوده‌ است‌، بدين‌ جهت‌ اين‌ درجه‌ از بهاء و جمال‌ نور را به‌ دست‌ آورده‌ است‌؛ درجه‌اي‌ را كه‌ ما به‌ دست‌ نياورده‌ايم‌.
و پس‌ از آن‌ از مقابل‌ صفّ مسلمين‌ ميگذرد تا در مقابل‌ صفّ شهداء قرار ميگيرد و شهداء به‌ او نگاه‌ ميكنند و ميگويند: لَا إلَهَ إلَّا اللَهُ الرَّبُّ الرَّحِيمُّ اين‌ مرد از زمرۀ‌ شهداء است‌، ما او را با صفاتش‌ و با روش‌ و منهاجش‌ مي‌شناسيم‌ مگر آنكه‌ چون‌ او از شهيدان‌ درياست‌، از اين‌ سبب‌ بهاء و فضلي‌ را حائز شده‌ است‌ كه‌ ما حائز نشده‌ايم‌.
و پس‌ از آن‌ از مقابل‌ صفّ شهيدان‌ ميگذرد و در مقابل‌ صفّ شهداء دريا قرار ميگيرد به‌ صورت‌ شهيدي‌.در اين‌ حال‌ شهداء دريا به‌ او نگاه‌ ميكنند و تعجّب‌ آنها زياد ميشود و ميگويند: اين‌ مرد از شهيدان‌ درياست‌ و ما او را به‌ صفت‌ و سيره‌ و رويّه‌اش‌ مي‌شناسيم‌! مگر آنكه‌ آن‌ جزيره‌اي‌ كه‌ اين‌ مرد در آن‌ مورد اصابت‌ قرار گرفته‌ و شهيد شده‌ است‌، ترسناك‌تر و وحشت‌زاتر از جزيره‌اي‌ بوده‌ است‌ كه‌ ما در آن‌ شهيد شده‌ايم‌، و از همين‌ لحاظ‌ مقداري‌ از بهاء و جمال‌ و نوري‌ را به‌ دست‌ آورده‌ است‌ كه‌ ما به‌ دست‌ نياورده‌ايم‌.
قرآن‌ از اينجا نيز ميگذرد تا ميرسد به‌ صفّ پيامبران‌ و مرسلين‌ به‌ صورت‌ يك‌ پيغمبر مرسل‌ پيامبران‌ و مرسلين‌ به‌ او نگاه‌ ميكنند و ميگويند از شدّت‌ تعجّبي‌ كه‌ نموده‌اند: لَا إلَهَ إلَّا اللَهُ الْحَلِيمُ الْكَريمُ. اين‌ مرد يك‌ پيغمبر مرسل‌ است‌، و ما او را به‌ صفت‌ و سيره‌ و روشش‌ مي‌شناسيم‌، مگر آنكه‌ او داراي‌ فضل‌ و برتري‌ بسياري‌ است‌.
حضرت‌ فرمودند: تمام‌ پيامبران‌ جمع‌ ميشوند و با هم‌ به‌ نزد رسول‌ الله‌ صلّي‌ الله‌ عليه‌ وآله‌ وسلّم‌ مي‌آيند و از ايشان‌ مي‌پرسند، و ميگويند: يَا مُحَمَّدُ مَن‌ هَذَا؟! «اي‌ محمّد اين‌ كيست‌؟!»
رسول‌ خدا ميفرمايد: آيا شما او را نمي‌شناسيد؟!
پيامبران‌ ميگويند: نه‌، ما او را نمي‌شناسيم‌، اين‌ مرد از زمرۀ‌ كساني‌ است‌ كه‌ خداوند به‌ هيچوجه‌ بر او غضب‌ ننموده‌ است‌.
رسول‌ خدا صلّي‌ الله‌ عليه‌ وآله‌ وسلّم‌ ميفرمايد: اين‌ حجّت‌ خداست‌ بر بندگانش‌.
قرآن‌ سلام‌ ميكند و از آنجا ميگذرد تا ميرسد به‌ صفّ فرشتگان‌ در صورت‌ فرشته‌ مقرّب‌ و ملائكه‌ به‌ او نگاه‌ ميكنند و شگفتشان‌ افزوده‌ ميگردد، و چون‌ فضل‌ و شرف‌ او را مينگرند قرآن‌ براي‌ آنان‌ بزرگ‌ جلوه‌ ميكند و ميگويند: تَعَالَی‌ رَبُّنَا وَ تَقَدَّسَ، اين‌ بندۀ‌ خدا از فرشتگانست‌ و ما او را به‌ رويّه‌ و منهاج‌ و صفاتش‌ مي‌شناسيم‌ جز آنكه‌ اين‌ نزديكترين‌ ملائكه‌ از نقطه‌ نظر درجات‌ قرب‌ بسوي‌ خداوند عزّوجلّ است‌، و از همين‌ جهت‌ به‌ جمال‌ و نوري‌ ملبّس‌ شده‌ است‌ كه‌ ما ملبّس‌ نشده‌ايم‌!
قرآن‌ از آنجا نيز ميگذرد تا ميرسد به‌ پيشگاه‌ حضرت‌ ربُّ العزّة‌ تبارك‌ و تعالی‌، و خود را در زير عرش‌ خدا به‌ رو به‌ زمين‌ مي‌افكند.
خداوند تبارك‌ و تعالي‌ او را ندا ميكند: اي‌ حجّت‌ من‌ در روي‌ زمين‌! و اين‌ كلام‌ راستين‌ و گوياي‌ من‌، سرت‌ را بلند كن‌! از من‌ بخواه‌ هر چه‌ ميخواهي‌ كه‌ به‌ تو داده‌ ميشود! و شفاعت‌ كن‌ كه‌ شفاعتت‌ مورد قبول‌ است‌!
قرآن‌ سر خود را بلند ميكند، و خداوند تبارك‌ و تعالی‌ از او ميپرسد: بندگان‌ مرا چگونه‌ يافتي‌؟!
قرآن‌ ميگويد: بعضي‌ از بندگانت‌ حقّ مرا محفوظ‌ داشتند و مرا صيانت‌ كردند و بر من‌ مواظبت‌ نمودند و به‌ هيچ‌ وجه‌ در حقّ من‌ فروگزاري‌ ننمودند و تضييع‌ نكردند، و برخي‌ از بندگانت‌ حقّ مرا ضايع‌ كردند و به‌ حقّ من‌ استخفاف‌ كردند و سبك‌ شمردند و مرا دروغ‌ پنداشتند! و حال‌ آنكه‌ من‌ حجّت‌ تو بر جميع‌ بندگانت‌ بوده‌ام‌!
و در اين‌ هنگام‌ خداوند تبارك‌ و تعالی‌ ميفرمايد: سوگند به‌ مقام‌ عزّت‌ و جلال‌ خودم‌، و سوگند به‌ علوِّ مقام‌ و مكان‌ من‌، كه‌ من‌ امروز بر اساس‌ حجّيّت‌ تو خلائق‌ را به‌ بهترين‌ پاداش‌ها و نيكوترين‌ ثواب‌ها اجر و مزد ميدهم‌ و به‌ سخت‌ترين‌ عقاب‌ها و دردناك‌ترين‌ عذاب‌ها جزا و پاداش‌ ميدهم‌.
حضرت‌ فرمودند: در اين‌ حال‌ قرآن‌ سر خود را در شكل‌ و شمائل‌ ديگري‌ بر ميگرداند.
عرض‌ كردم‌: اي‌ أباجعفر در چه‌ صورتي‌ و شمائل‌ بر ميگرداند؟!
حضرت‌ فرمودند: در صورت‌ مردي‌ رنگ‌ پريده‌ كه‌ گويا از شدّت‌ گرسنگي‌ و تشنگي‌ چهره‌اش‌ متغيّر و سيمايش‌ دگرگون‌ شده‌ است‌، بطوريكه‌ اهل‌ محشر او را نمي‌شناسند. و مي‌آيد در مقابل‌ مردي‌ از شيعيان‌ ما كه‌ در دنيا قرآن‌ را مي‌شناخت‌ و با آن‌ با اهل‌ خلاف‌ به‌ مجادله‌ و مباحثه‌ بر مي‌خاست‌، و در برابر آن‌ مرد شيعه‌ مي‌ايستد و به‌ او ميگويد: آيا تو مرا نمي‌شناسي‌!؟
آن‌ مرد شيعه‌ در پاسخ‌ قرآن‌ ميگويد: اي‌ بندۀ‌ خدا من‌ تو را نمي‌شناسم‌!
در اين‌ حال‌ قرآن‌ به‌ همان‌ صورتي‌ كه‌ در بدء آفرينشِ آن‌ در دنيا بوده‌است‌ براي‌ آن‌ مرد شيعه‌ ظاهر ميشود و به‌ او ميگويد: آيا مرا نمي‌شناسي‌؟! آن‌ شيعه‌ ميگويد: آري‌ مي‌شناسم‌.
قرآن‌ ميگويد: من‌ آن‌ كسي‌ هستم‌ كه‌ در شبهاي‌ تار، براي‌ قرائت‌ و تلاوت‌ من‌ خواب‌ را از چشم‌ خود ربودي‌! و به‌ تدبّر و تفكّر در آيات‌ من‌ به‌ بيداري‌ گذرانيدي‌! و عيش‌ و راحت‌ خود را براي‌ عمل‌ به‌ من‌ تبديل‌ به‌ رنج‌ و زحمت‌ و مشقّت‌ كردي‌! و از مخالفان‌ قرآن‌ به‌ انواع‌ دشنام‌ها و آزارها كه‌ به‌ تو رسيد تحمّل‌ كردي‌ و گوش‌ دادي‌! و دربارۀ‌ گفتار در پيرامون‌ من‌، مورد حمله‌ و هجوم‌ سِهام‌ افكار پليد شيطاني‌ قرار گرفتي‌!
آگاه‌ باش‌ كه‌ هر تاجر و سودجوئي‌، تجارت‌ و سود خود را به‌ دست‌ آورده‌ و بهرۀ‌ خود را يافته‌ است‌، و من‌ امروز پشت‌ تو هستم‌؛ پشت و پناه‌ تو هستم‌! محلّ اعتماد و اتّكاء تو مي‌باشم‌!
قرآن‌ اين‌ مرد شيعه‌ را با خود بسوي‌ حضرت‌ ربُّ العزّة‌ تبارك‌ و تعالی‌ ميبرد و ميگويد: اي‌ پروردگار من‌! اين‌ بندۀ تست‌! و تو به‌ احوال‌ او داناتري‌! او بواسطه رعايت‌ حقوق‌ من‌ خود را در مشكلات‌ و رنج‌ انداخت‌ و در مواظبت‌ من‌ سعي‌ بليغ‌ داشت‌ و بواسطه‌ من‌ دشمن‌ داشت‌ دشمنان‌ تو را، و بواسطه‌ من‌ دوست‌ داشت‌ دوستان‌ تو را يعني‌ مرا مِعيار و مِلاك‌ حبّ و بغض‌ و عداوت‌ و مودّت‌ قرار داد.
موفق باشید