ناشناس
سوال 442200
سلام خسته نباشید ممنونم از جوابتون<br>این متن سوال و جوای قبلی ماست :<br>(( کاربر عزیز : <br><br>اگر در مشاهده متن زیر مشکلی داریدEncoding صفحه را به Unicode <br>(UTF-8) تغییر دهید.<br><br><br><br><br><br>سوال کد 745973 : <br><br>سلام ببخشید من با این سایت آشنایی ندارم لطفا سوال من را در بخش خانواده بگذارید و جوابه سوالم هم بصورت خصوصی ارسال شود و در معرض دید نباشد خیلی ممنون<br><br>من 1 سال است که عقد کرده ام و در این 1 سال با شوهرم خوب یودیم و مثل بقیه زن و شوهر ها گاهی دعوا میکردیم <br>تا اینکه من در دوران عقد بطور ناخواسته و بخاطر بی احتیاطی همسرم باردار شدم <br>بعد از ترس من از بارداری ایشان با آرامش من را ارام کردند و گفتند هر چه خدا بخواهد زود عروسی میکنیم و ...<br>اما بعد ازینکه مطمئن شدیم من باردارم از این رو به اون رو شد <br>من رو ول کرد و با تهدید به طلاق گفت بجه را بنداز <br>ما خانواده مذهبی هستیم من از مرجع تقلید خود استفتاء کردم که در صورت خوف از طلاق میتوانم سقط کنم و ایشان جواب دادند در هیچ صورتی نباید بچه را بندازم <br>این مسوله را بارها با زبون خوش گریه زاری با جلسه پدرو مادرهایمان و .... به ایشان گفتیم اما میگفت الا و بلا سقط<br>رقتارش با من وحشتناک شده بود <br>کسی که تا دیروزش برای درد من میمرد جلوی پدر و مادرش بدترین حرف ها رو به من زد و حسابی تحقیرم کرد و گفت ازین جا برو من تو رو نمیخوام تو و اون بچه جلوی پیشرفت منو گرفتین من نمیخوام عروسی کنم اولش پول رو بهانه کرد بعد پدرش گفت من خونه ام رو میفروشم و به تو میدهم <br>بعد بچه رو بهونه کرد مادرش گفت من نگهش میدارم <br>بهد گفت من رو نمیخواهد و مشکل اصلی اش با من است در صورتی که ما مشکل حادی نداشتیم و همان موقع قرار عروسی داشتیم <br>یهو دیوانه شد و دل من را به شدت شکاند <br>الان نمیدانم 10 یا 15 روز است که خبری از من نمیگیرد<br>نه طلاق میدهد نه عروسی میکند <br>این مدت یک تنه جوابه ملامت همه را داده ام و بار ایشان را هم بر دوش کشیده ام <br>حالا چه کنم؟؟ تا کی باید صبر کنم و این بارداری را با اضطراب بگذرانم <br>چه کنم؟؟؟؟؟<br>ممنون میشم اگر راهنماییم کنید <br>اگر توضیح بیشتری میخواهید حاضرم باز هم بگویم <br>فقط ترخدا زود جوابم را بدهید هر روز برای من مهم است من هر روز برای گرفتن جوابم به اینجا سر میزنم ممنون <br>سحر<br><br><br><br>پاسخ : <br><br>باسلام<br>دوست گرامی از اتفاقی که برای شما افتاده بسیار متاسفم اما توجه داشته باشید که این سوال شما بیشتر باید با یک مشاور مذهبی در میان گذاشته شود.<br>به طور قطع حضور این بچه باعث بروز مشکل در زندگی مشترک شما شده و همسرتان به راحتی به خاطر مساله ای که خودشان هم سهم مساوی با شما در پیدایش آن دارند این گونه شما را تنها رها کرده اند. بهترین راه حل این است که ایشان را راضی به ادامه بارداری کنید چون در هر حال شما زن و شوهر رسمی هستید و از لحاظ قانونی و شرعی این فرزند متعلق به هر دو شماست و هر دوی شما در قبال آن مسئول هستید چه همسرتان بپذیرند و چه نپذیرند.<br>اگر هم قصد سقط جنین دارید باید با مشاور مذهبی تماس گرفته و تصمیم نهایی را بگیرید.<br>در ضمن فراموش نکنید که زندگی شما دچار یک بحران شده و برای مقابله با ان نباید نقشی منفعل به خود بگیرید . گاه برخی افراد در چنین شرایطی نمی دانند که چه کاری درست و چه اقدامی نادرست است احتمالا همسرتان نیز دچار چنین وضعیتی شده است. از طرف دیگر فرزند به وجود آمده در هر صورت متعلق به ایشان هم است و با اینکه شما را تهدید به طلاق کرده اند اما با تولد این کودک در هر صورت حضانت بچه بر عهده پدر قرار می گیرد لذا بی توجهی ایشان به شما به این علت است که میخواهند شما را تحت فشار قرار داده تا تا مجبور به سقط جنین شوید.<br>البته من هم با چند نفر (البته مشاور) صحبت کرده ام کسانی که اعتقادات مذهبی محکمی ندارند شاید بسیار راحت در مورد از بین بردن این بچه صحبت کنند اما از نظر من، هم از لحاظ اخلاقی و هم مذهبی هر دو شما مسئول به وجود آمدن این کودک هستید و لذا نباید چنین اقدامی را انجام دهید.<br>بهتر است خودتان با همسرتان تماس گرفته و به طور خصوصی با ایشان در مورد مشکل پیش آمده صحبت کرده و ایشان را مجاب کنید که چنین تصمیمی اصلا منطقی، اخلاقی و شرعی نیست.<br>وقتی هر دو شما در دوران عقد اقدام به برقراری رابطه جنسی کردید باید احتمال چنین مسایلی را هم می دادید لذا تمام این مسایل را برای ایشان شرح داده و زود نا امید نشوید. اجازه دهید کمی زمان بگذرد تا همسرتان بااین قضیه کنار بیایند و از طرف دیگر حتی برای مشاوره زناشویی نیز(به اتفاق همسرتان) اقدام داشته باشید.<br>با بداخلاقی کردن همسرتان و یا قهر و تهدید ایشان نترسید و از میدان به در نروید ، خونسرد باشید و با تمام توان خود سعی در حفظ زندگی زناشویی و حفظ فرزندتان بکنید.<br>با تشکر از تماس شما ))<br><br>ممنونم خانم عطاریان <br>ولی منظور من مشورت برای سقط جنین نبود من میدونم که نباید این کار رو بکنم و باور دارم که این راهیه که خدا برای من ساخته پس حتما بهترینه <br>میخواستم با تشریح شرایط خودم و شوهرم شما به من بگید آیا صرفه نظر از بچه این مرد با این برخورد و این ضعف روحی که همسر حامله خود رو با این حرف و حدیث ها تنها گذاشته و ... به درد ادامه زندگی میخوره ؟؟؟<br>چون این مطمئنا اولین و آخرین مشکل زندگی ما نیست <br><br>ایا او همیشه جا میزند و به راحتی به دوران مجردی خود باز میگکردد؟؟؟<br>لطفا بگویید اگر خود شما یا دختر شما (خدای نکرده) جای من بودید چکار میکردید؟؟<br>چون من خدا رو شکر در خانه موقعیت خوبی پیدا کرده ام و حمایتم میکنند اما اگر یک بار دیگه همین کار رو با من بکنه نمیدونم پدر و مادرم باز هم حمایتم میکنند؟؟؟؟؟؟؟؟؟<br><br>لطفا جواب را به ایمیل بفر ستید <br><br>
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخباسلام
دوست گرامی اطمینان داشته باشید که وقتی جواب شما را اینگونه داده ام بسیار تلاش کرده ام تا خود را به جای شما و موقعیت تان قرار دهم.. آنچه که مسلم است دوران عقد فرصتی برای شناخت طرفین از یکدیگر است و به همین دلیل توصیه می شود که از برقراری رابطه جنسی خودداری شود تا اگر افراد با یکدیگر دچار اختلاف شدید شدند امکان جدایی فراهم باشد. اما توجه داشته باشید که ما اصلا کاری نداریم که شما الان مناسب هم هستید یا خیر بلکه حرف من این است که شما دو نفر الان تنها نیستید و صاحب فرزند هستید بنابراین شرایط تان با دختر و پسری که در دوران عقد هستد و تنها باید به فکر خودشان باشد بسیار فرق می کند لذا شما مسئول یک فرد جدید نیز هستید و باید تمام تلاش خود را برای حفظ زندگی مشترکتان انجام دهید. این اتفاق یک شوک بزرگ برای شما و همسرتان بوده و متاسفانه ایشان آمادگی و شایستگی لازم برای مقابله لازم با این شرایط را نداشته و چنین اقداماتی را انجام داده اند. اما شما نباید به این زودی از میدان به در روید بلکه باید به ایشان کمک کنید . در یادداشت قبلی نیز به شما پیشنهاد دادم که خودتان با ایشان تماس گرفته و از ایشان بخواهید که برای بهبود این شرایط کاری انجام دهند ، مثلانزد مشاور مراجعه کنید تا در این مورد با همسرشما صحبت کنند و یا حتی خودتان دو نفر به طور حضوری با هم گفتگو کنید نه اینکه د رگیر شوید در هر صورت مسئولیت نیمی از این وضعیت بر عهده ایشان است پس این شرایط باید برای ایشان توضیح داده شود تا شما را مقصر ندانند. نقش مظلومانه ایفا نکنید بلکه سعی در حل مشکلات خود داشته باشید. منظور من درگیری با همسرتان نیست بلکه منظورم این است که پذیرای هر حرف غیر منطقی نباشید. ایشان حتی از لحا ظ قانونی نیز دارای وظایفی هستند که اگر بخواهند از آنها سرپیچی کنند مسلما امکان پیگرد وجود دارد اما انجام ان در حال حاضر اصلا منطقی نیست.
در غیر این صورت خانواده شما باید با خانواده همسرتان تماس گرفته و از انها بخواهند که هر چه زودتر یک جلسه تشکیل داده شود و وضعیت شما روشن شود.
تمام تلاش خود را بکنید که به هر طریقی که شده زندگی مشترک خود را حفظ کرده و تا این حد سریع به فکر جدایی نیفتید.
با تشکر از تماس شما
دوست گرامی اطمینان داشته باشید که وقتی جواب شما را اینگونه داده ام بسیار تلاش کرده ام تا خود را به جای شما و موقعیت تان قرار دهم.. آنچه که مسلم است دوران عقد فرصتی برای شناخت طرفین از یکدیگر است و به همین دلیل توصیه می شود که از برقراری رابطه جنسی خودداری شود تا اگر افراد با یکدیگر دچار اختلاف شدید شدند امکان جدایی فراهم باشد. اما توجه داشته باشید که ما اصلا کاری نداریم که شما الان مناسب هم هستید یا خیر بلکه حرف من این است که شما دو نفر الان تنها نیستید و صاحب فرزند هستید بنابراین شرایط تان با دختر و پسری که در دوران عقد هستد و تنها باید به فکر خودشان باشد بسیار فرق می کند لذا شما مسئول یک فرد جدید نیز هستید و باید تمام تلاش خود را برای حفظ زندگی مشترکتان انجام دهید. این اتفاق یک شوک بزرگ برای شما و همسرتان بوده و متاسفانه ایشان آمادگی و شایستگی لازم برای مقابله لازم با این شرایط را نداشته و چنین اقداماتی را انجام داده اند. اما شما نباید به این زودی از میدان به در روید بلکه باید به ایشان کمک کنید . در یادداشت قبلی نیز به شما پیشنهاد دادم که خودتان با ایشان تماس گرفته و از ایشان بخواهید که برای بهبود این شرایط کاری انجام دهند ، مثلانزد مشاور مراجعه کنید تا در این مورد با همسرشما صحبت کنند و یا حتی خودتان دو نفر به طور حضوری با هم گفتگو کنید نه اینکه د رگیر شوید در هر صورت مسئولیت نیمی از این وضعیت بر عهده ایشان است پس این شرایط باید برای ایشان توضیح داده شود تا شما را مقصر ندانند. نقش مظلومانه ایفا نکنید بلکه سعی در حل مشکلات خود داشته باشید. منظور من درگیری با همسرتان نیست بلکه منظورم این است که پذیرای هر حرف غیر منطقی نباشید. ایشان حتی از لحا ظ قانونی نیز دارای وظایفی هستند که اگر بخواهند از آنها سرپیچی کنند مسلما امکان پیگرد وجود دارد اما انجام ان در حال حاضر اصلا منطقی نیست.
در غیر این صورت خانواده شما باید با خانواده همسرتان تماس گرفته و از انها بخواهند که هر چه زودتر یک جلسه تشکیل داده شود و وضعیت شما روشن شود.
تمام تلاش خود را بکنید که به هر طریقی که شده زندگی مشترک خود را حفظ کرده و تا این حد سریع به فکر جدایی نیفتید.
با تشکر از تماس شما