ناشناس
سوال 77172
سلام. نظر اسلام در مورد یوتانازی (مرگ از روی ترحم)(كمك به مرگ كسی كه زنده ماندن او موجب رنج و عذاب زیاد اوست) چیست؟ خودتون این وضعیت رو تجسم كنین: نوزادی كه قبلاً در موقع جنینی و قبل از سه ماهگی كه روح در بدن او دمیده نشده است تشحیص سندورم و بیماری خاصی داده شده كه اندامها و صورت او را مانند دیو می كند (سوراخهای بینی او بزرگ و رو به بالا، دارای سه چشم دندانهای نابجا در گونه و پیشانی، دارای انواع ناهنجاری در دستگاههای حیاتی بدن مانند تنفس، گوارش و عصبی؛ و ...) ولی بدلیل دستورات به اصطلاح كاملا به روز! اسلام اجازه سقط جنین داده نشده است. پدر و مادر او بعد از تولد وی را رها كرده و بسوی زندگی خویش می روند. در اینجا وظیفه پزشك چیست؟ دقیقا همین حالت برای بخش مراقبتهای ویژه نوزادان شهر ما رخ داد و پزشكان و پرستاران كم كم این نوزاد دیوگونه و دارای انواع مشكلات زجرآور تنفسی و گوارشی را از این زندگی فلاكت بار نجات دادند با ندادن غذا و اكسیژن.
<br />ممنوم.<br />25 ساله<br />دانشجوی پزشكی
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخدانشجوی گرامی!
اولا بدانید كه جان هر موجودی برای خود او عزیز است. پس ما حق نداریم جان هیچ جانداری را با توجیهات خودمان بگیریم.
ثانیا: از كجا معلوم كه در آیندهای نزدیك علم پزشكی پیشرفت نكند و نتواند این گونه اشخاص را معالجه كند؟ شما چطور چنین امكانی را از آن انسان سلب كردید.
ثالثا: ضابطهی مرگ از راه ترحم را چه كسی تعیین میكند. آیا همین كه كسی ناقصالخلقه بود نباید حق حیات و زندگی داشته باشد. در واقع ما به خاطر مشكلاتی كه افراد ناقصالخلقه برای ما بوجود میآورند میخواهیم آنها را از زندگی محروم كنیم. وگرنه زندگی و حیات شیرینترین و گرانبهاترین چیزی است كه هر موچودی آن را دارد.
رابعا: وقتی خداوند متعال چنین موجودی را با همهی كاستیهایش, شایستهی بوجود آمدن دانسته ما چه حقی داریم كه حیات را از او سلب كنیم؟
اولا بدانید كه جان هر موجودی برای خود او عزیز است. پس ما حق نداریم جان هیچ جانداری را با توجیهات خودمان بگیریم.
ثانیا: از كجا معلوم كه در آیندهای نزدیك علم پزشكی پیشرفت نكند و نتواند این گونه اشخاص را معالجه كند؟ شما چطور چنین امكانی را از آن انسان سلب كردید.
ثالثا: ضابطهی مرگ از راه ترحم را چه كسی تعیین میكند. آیا همین كه كسی ناقصالخلقه بود نباید حق حیات و زندگی داشته باشد. در واقع ما به خاطر مشكلاتی كه افراد ناقصالخلقه برای ما بوجود میآورند میخواهیم آنها را از زندگی محروم كنیم. وگرنه زندگی و حیات شیرینترین و گرانبهاترین چیزی است كه هر موچودی آن را دارد.
رابعا: وقتی خداوند متعال چنین موجودی را با همهی كاستیهایش, شایستهی بوجود آمدن دانسته ما چه حقی داریم كه حیات را از او سلب كنیم؟