ناشناس
سوال 988568
سلام من ۳۶ سالم هست و تا الان هرکسی به من معرفی شده برای ازدواج گفته نه. تا الان همه من و رد کردند یا بخاطر محل سکونت یا بخاطر حجاب یا بخاطر شرایط مالی خانواده. من مدرک ارشد دارم و کارمند دولت هستم حجابم چادر و گاهی مانتو هست هرکسی اومد همون جلسه اول گفت نه و رفت قیافه ام هم معمولی هست تمام اعضای خانوادم ازدواج کردند به جز من و برادرم که ۲۸ سالش هست و بیکاره. خانوادم ساکن روستا هستند حدود ۲۰ کیلومتر تا شهر فاصله دارد خیلی ها بخاطر این من و رد کردند و در روستا هم اونایی کار و تحصیلات داشتند من و نخواستن چون وضع مالی پدرم بد بود و ما فقیر بودیم. تو سامانه هم ثبت نام کردم اما هیچ درخواستی نداشتم جز یه دونه که ۴۲ سالش بود و جدا شده بود و مال تربت حیدریه بود که خیلی دور بود و اصلا نمیدونستم کجا هست و البته اون شخص اصلا ظاهر خوبی هم نداشت چاق و کوتاه و کچل و خیلی سبزه بود و از همان اول هم درباره حقوق من پرسید که چقدر میگیرم و ... و من خوشم نیومد و رد کردم. دیگه هم در خواستی نداشتم . می خوام از سامانه انصراف بدهم و مدتی هست که دارم تمرین می کنم سبک زندگی ام را تغییر دهم و ازدواج را کاملا فراموش کنم و بقبولانم که صلاحم نیست و هزاران مشکل و بدبختی با ازدواج برایم پیش می آمده و خداوند با این کار صلاح من را خواسته که تا حالا مجرد مانده ام و قسمت من نیست بهتر است با خدا جنگ نکنم و دست از تلاش بردارم و بیشتر ذکر خدا بگویم و گوشه عزلت اختیار کنم و بدانم که هیچ کجا مثل خانه پدر و مادر نیست و همین جا بهترین و امن ترین جای جهان است. تا حدودی هم موفق بوده ام و می تونم بگم دیگه حتی اگه کسی هم پیدا بشه احتمال اینکه قبول کنم خیلی خیلی خیلی کم هست چون نمی خواهم آرامشم را و این حال خوب تنها بودنم با خدا را از دست بدهم. فقط یک مشکلی که دارم اینه که گاهی اوقات از این مسیر خارج میشم و تو اون لحظه ها استغفار می کنم ولی نگرانم در آینده این حس دنیایی بر من غلبه کند و نتوانم خودم را کنترل کنم.
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
0 پاسخهنوز پاسخی ثبت نشده است.