ناشناس
سوال 990272
۳۹ سالم هست و به خاطر ایراد هایی که مادرم از خواستگارام میگرفت ازدواج نکردم و با اینکه تحصیلات دانشگاهی دارم نتونستم کار مورد نظرم رو پیدا کنم هر جا میرفتم معرف میخواست حتی قالیبافی یادگرفتم که در این زمینه فعالیت داشته باشم اما به علت کمردرد و مچ درد مجبور شدم بزارم کنار در حال حاضر مشکلم این هست که افسردگی گرفتم و نسبت به خانواده ام عصبی هستم و زود در برابر آنها از کوره در میرم چون اونها رو باعث بوجود آمدن این وضعیت میدونم وقتی خودم رو با دوستام مقایسه میکنم میبینم آنها با وجود تلاش خیلی کمتر به نتایج خیلی بهتری رسیدن افسرده و عصبی میشم انگار تمام نداشته هام جلوی چشمم رژه میرن و بهم دهن کجی میکنن گاهی فکر میکنم طلسم شدم که هر کاری میکنم روزگار ساز مخالف میزنه و روی خوش بهم نشون نمیده الان مشکلم این هست که نا امید و افسرده و عصبی هستم چیکار کنم که حال روحیم بهتر بشه ؟
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخسلام عزیزم
ببینید وضعیت کنونی ما متاثر از رفتارها و انتخابهای گذشته ی ماست و آینده نیز نتیجه ی انتخابهای امروزِ ماست.
اگر امروز بدحالی تجربه می کنیم به این خاطر است که نیازهایمان مغفول مانده و ما رفتار و اقدامِ موثری در جهت ارضای نیازهایمان انجام نداده ایم.
دقت کنید نمی گویم اقدامی انجام نداده ایم،می گویم اقدامِ موثر انجام نداده ایم.
همه ما انسانها نیازهایی داریم اعم از جسمانی و روانی.
(مثلا نیاز به عشق ، قدرت، ارزشمندی ، تفریح و ....) که مسئولیت ارضای این نیازها با خودمان است نه فرد دیگری.این باور که ازدواج باعث خوشحالی و خوشبختی مان می شود ، یک باور اشتباه است.چرا؟چون ازدواج قرار نیست ما را خوشحال کند ، قرار است ما را خوشحال تر کند.یعنی چه؟
یعنی ما باید خودمان از پس ارضای نیازهایمان بربیاییم و روی پای خود بایستیم؛ کاری که ازدواج برای ما می کند این است که کمک می کند نیازهای ما در کنار فرد دیگری بهتر ارضا شود.
بنابراین ازدواج نه معجزه می کند و نه شفا دهنده است.
بنابراین دوست عزیزم به پا خیز و برای داشتن حال خوب اقدامِ موثری انجام بده. از خودت بپرس : آیا نشخوار فکری و حسرت گذشته و سرزنش دیگران و ....تا به حال برایممفید بوده است؟ اگر جواب خیر است ، مسیرت را تغییر بده
ببینید وضعیت کنونی ما متاثر از رفتارها و انتخابهای گذشته ی ماست و آینده نیز نتیجه ی انتخابهای امروزِ ماست.
اگر امروز بدحالی تجربه می کنیم به این خاطر است که نیازهایمان مغفول مانده و ما رفتار و اقدامِ موثری در جهت ارضای نیازهایمان انجام نداده ایم.
دقت کنید نمی گویم اقدامی انجام نداده ایم،می گویم اقدامِ موثر انجام نداده ایم.
همه ما انسانها نیازهایی داریم اعم از جسمانی و روانی.
(مثلا نیاز به عشق ، قدرت، ارزشمندی ، تفریح و ....) که مسئولیت ارضای این نیازها با خودمان است نه فرد دیگری.این باور که ازدواج باعث خوشحالی و خوشبختی مان می شود ، یک باور اشتباه است.چرا؟چون ازدواج قرار نیست ما را خوشحال کند ، قرار است ما را خوشحال تر کند.یعنی چه؟
یعنی ما باید خودمان از پس ارضای نیازهایمان بربیاییم و روی پای خود بایستیم؛ کاری که ازدواج برای ما می کند این است که کمک می کند نیازهای ما در کنار فرد دیگری بهتر ارضا شود.
بنابراین ازدواج نه معجزه می کند و نه شفا دهنده است.
چه بسا افرادی که ازدواج کرده اند اما افسردگی و حال بدی تحربه می کنند .بنابراین دوست عزیزم به پا خیز و برای داشتن حال خوب اقدامِ موثری انجام بده. از خودت بپرس : آیا نشخوار فکری و حسرت گذشته و سرزنش دیگران و ....تا به حال برایممفید بوده است؟ اگر جواب خیر است ، مسیرت را تغییر بده