ناشناس

سوال 990419

همسرم حدود هفت ماه است که به ناچار مجبور به سقط جنین شده است و از آن تاریخ تا کنون همش در خودش است و یواشکی گریه می کند. نمی دونم چطوری بهش کمک کنم. ماه ده سال است که ازدواج کرده ایم و برای اولین بار موفق به بارداری شدیم.

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

5 پاسخ
profile-photo
درود 🌱
افسردگی خانم‌ها بعد از سقط جنین یا ختم بارداری امر دور از انتظاری نیست. فرقی ندارد سقط جنین عمدی باشد یا ناخواسته؛ به هر حال در برخی موارد افسردگی رخ می‌دهد.
تصمیم به ختم خودخواسته بارداری، تصمیم ساده‌ای نیست و بعد از انجام آن، احساسات متفاوتی تجربه می‌شود. گذشته از علت سقط جنین، پاسخ احساسی فرد به آن بسته به شرایط و موقعیت می‌تواند ترکیبی از آرامش، شادی و راحتی تا سوگ، فقدان و حسرت باشد. اگر احساسات منفی شدید و پایدار باشند می‌تواند علامت افسردگی باشد.
با متخصص در این زمینه مشورت کنید
آرزو شربیانی/درمانگر خانواده و کودک/ سکستراپیست 🌱
profile-photo
سلام
حاملگی بعد از این مدت نابارودی، بسیار شیدین و رویایی است. حالا وقتی این اتفاق بیفتد فرد دچار دوره ای افسردگی و سوگ میشود. با حرفهایی مثل گریه نکن بسه. آزارش ندهید بگذارید دوران سوگ را طی کند
🌱مهسا یوسف‌پور روانشناس و مشاور‌خانواده
profile-photo
سلام همسرتون نشانه های افسردگی را دارن،سعی کنید محیط را براشون عوض کنید،اگر شرایطشو دارید سفر بروید،به فعالیت مورد دلخواهشون بپردازند و سرگرم فعالیتی باشند،احساساتشون رو درک کنید،برای درمان از مشاور کمک بگیرید
profile-photo
با سلام علائم افسردگی همسرتون بعد از زایمان بوده و طبیعیه ، این مدت تمام تلاشتون رو برای احساساتی که دارن بکنید و همدلی بزرگترین کمکه
مراجعه به روانشناس رو هم فراموش نکنید
سلام دوست عزیز بخاطر اتفاق پیش آمده متاسفم مطمئنا شما و همسرتون انتظار زیادی برای فرزندتان کشیدید و از دست دادن آن و همچنین غم همسرتان فشار زیادی بر شما وارد کرده است.
همسر شما در حال طی کردن دوره ی سوگواری خود است و وقتی عزیزی را از دست می دهیم برای رسیدن به پذیرش مراحلی شامل انکار، خشم، چانه زنی، افسردگی و پذیرش را طی می کنیم و نیاز داریم با غم خود روبرو شویم. سوگ اگر به طور کامل و صحیح تجربه نشود ممکن است منجر به افت خلق و افسردگی شود.
علت طولانی شدن زمان سوگ:
1-ممکن است خطاهای فکری وجود داشته باشد: مثلا: من دیگر بچه دار نخواهم شد یا من بی‌کفایتم چون نمی توانم بچه دار شوم
2- ممکن است سوگ به اندازه ی کافی تجربه نشده باشد یا فرد آن را سرکوب کند
3- فرد آمادگی افسردگی را داشته باشد و کلا روتین زندگی خود را از دست داده است
شما به عنوان همسری دلسوز می توانید ابتدا با ایشان صحبت کرده و اجازه دهید غم و حرفهایی که درون ذهن خود دارد با شما در میان بگذارد و به ایشان خاطر نشان سازید که در این راه همراهشان هستید که از طرف شما خیالشان راحد باشد که غم او را درک کرده و بخاطر باردار نشدن یا غمگین ماندن قضاوتش نمی کنید و پس از آن ایشان را تشویق کنید برای کوتاه شدن دوران سوگ خود و برگشتن به حالت طبیعی به روانشناس مراجعه کنند.