ناشناس

سوال 990776

من ۲۷ساله هستم حدود دوماه پیش دو تا خواستگار داشتم بایکی از خواستگار ها بعد از دو جلسه ملاقات حضوری وارد رابطه ی آشنایی شدم به خاطر شرایط من که مجبور بودم شهرستان باشم ابتدا از طریق چت باهم صحبت میکردیم اما بعد از حل مشکلم یک جلسه ی دیگه ملاقات حضوری باهم داشتیم همه چیز از نگاه من خوب پیش رفت اما بعد از اون ایشون اعلام کرد که دیگه نمیخواد ادامه بده و منصرف شدهخانواده شون خیلی ناراحت بودن و میگفتن از این قضیه عذاب وجدان دارن و میگفتن خود اون آقاهم خیلی ناراحته و...بعد از اون خیلی بهم سخت گذشت خیلی ناراحت بودم از طرفی بااینکه اونا گفته بودن که اشکالی از طرف من ندیدن بازهم نگاه اطرافیان خیلی اذیتم کرد. به اون آقا علاقه مند شده بودم و بااینکه در خانواده ام مخالفت هایی وجود داشت ایشونو میپسندیدمتمام سعیمو کردم که اون آقارو فراموش کنم و به خودم گفتم حالا که نشده دیگه باید همه چیو فراموش کنم و از نو زندگیو شروع کنم اما حس بدی دارم حالم خوب نیست دیگه اصلا به اون آدم فکر نمیکنم ولی نمیدونم چرا احساس نشاط ندارم قبل از اون خیلی سرزنده بودم همه میگن تغییر کردم دارم تلاش میکنم برگردم به زندگی ولی این حرفای بقیه همش اذیتم میکنه و نمیذاره اتفاقی که افتاده رو فراموش کنم چی کار باید بکنم؟من میخوام همون دختر سابق بشم شاد و سرزنده و باعزت نفس

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

6 پاسخ
profile-photo
سلام ازدواج یک تصمیم و پسند دوطرفه ست و باتوجه به اینکه در اوایل دوران آشنایی و شناخت بودید شاید خیلی زود وابسته شده اید و عقب کشیدن اقا به معنای این نیست که شما مشکلی داشتید یا چیزی کم داشتید،بنا به هر دلیلی یکی از طرفین ممکنه در دوران آشنایی نخواد ادامه بده،و باتوجه به علاقمندی شما دچار شکست عاطفی شده اید و در سوگ از دست دادن این رابطه ممکنه مراحل انکار،خشم،افسردکی،پذیرش ،سازگاری مجدد طی بشه که شما در مرحله افسردگی هستید که سرزندگی و شور و نشاط قبل را ندارید و باید سعی کنید هر چند ممکنه براتون زمان بر باشه ولی کم کم به فعالیتهایی که قبلا براتون لذت بخش بوده برگردیدیا ورزش،یا کار هنری،تحصیلی و...با دوستانتان تعامل داشته باشید،سعی کنید مشغول به فعالیتی باشد که مدام نخواید اون دوران کوتاه را مرور کنید،اگه پیام یا عکس دارید اون رو پاک کنید.اگر بعد از مدتی بازم ادامه پیدا کرد این عدم شور و نشاط از مشاور کمک بگیرید
profile-photo
باسلام
قطعا ازدواج یک تصمیم بالغانه هست و در جامعه حاضر دوره شناخت و آشنایی به همین دلیل ایجاد شده که بعد از ازدواج فرد نگوید که شناختی نداشتیم.
شما علت عقب نشینی آقا را نمی دانید؟
ممکن است مدام دنبال ایراد از ظاهر خودتون باشید و علت عقب نشینی را به طور مثال ظاهر بدانید
ولی در اصل ممکن از نظر اخلاقی آقا به این نتیجه رسیده باشند که تفاهم ندارید یا خود آقا به دلایل شخصی خودش را آماده ازدواج ندیده و آشنایی را ادامه نداده.
پس خودتون اذیت نکنید و به آینده روشن فکر کنید.
تفریحات و برنامه ریزی های روزمره را برای خودتون درنظر بگیرید.
سلام حمیده عزیزم
شما در شروع مرحله آشنایی بودید. اصولا در این مرحله باید عقل و منطق بر احساس غلبه داشته باشد تا بتوان تصمیم درست گرفت.
به نظرم چیزی که برای شما آزار دهنده است، شاید اين است که علت عقب‌نشینی آقا پسر را نمی‌دانید.
بهتر است با فعال کردن کارهایی که قبلا حالتون و خوب می‌کرده و باعث نشاط شما می‌شد، کم کم به شرایط قبل برگردید.
به امید روزهای پر از آرامش و خوشبختی برای شما
سعی کنید به ورزش های گروهی بپردازید. بطور کلی ورزش بسیار کمک کننده است و انرژی های منفی را از انسان دور خواهد کرد.
در صورت نیاز بهتر است به مشاور مراجعه کنید.
profile-photo
سلام حمیده جان
واقعیت این است که ما در دنیایی زندگی می کنیم که همیشه آنچه دوست دا ریم و می خواهیم اتفاق بیفتد رخ نمی دهد .
مثلا دلمان می خواهد فلان کس تاییدمان کند ولی او به هر دلیلی این کار را نمی کند.
دلمان می خواهد از کسی پاسخ مثبت بشنویم ولی او به هر دلیلی پاسخ منفی به ما می دهد و ...
حال برای اینکه زیر بار وقایع ناخوشایند له نشویم بهتر است در وجودمان فضایی برای نشدنها ، نرسیدنها و نتوانستنها و به دست نیاوردن ها باز کنیم و بپذیریم که خیلی چیزها در زندگی وجود دارد که خارج از کنترل و مدیریت ماست.
مطلب بعدی اینکه دوران آشنایی فقط برای تبادل اطلاعات است، برای شناخت بیشتر یکدیگر است.قرار نیست در دوران آشنایی به یکدیگر وابسته شویم.قرار نیست به یکدیگر عشق بدهیم .بلکه قرار است فقط حس مان را به طرف مقابل چک کنیم .یعنی ببینیم در کنار آن فرد چه حس و حالی داریم؟ آیا از او خوشمان می آید؟ آیا به دلمان می نشیند؟ قرار نیست بیشتر از این پیش برویم و بیشتر از این سرمایه گذاری عاطفی کنیم.
و اما مطلب اخر اینکه در دوران آشنایی افراد صرفا با یکدیگر آشنا می شوند و شناخت پیدا می کنند .این آشنایی و رفت و آمدها به معنای قول و قرار جدی برای ازدواج نیست و همینطور به معنای این هم نیست که لزوما تهِ این آشنایی به ازدواج ختم می شود. هر دونفر حق دارند که بررسیهای لازم را انجام دهند و در اخر تصمیم بگیرند که ادامه دهند یا از هم حداحافظی کنند که البته اگر بنا بر حداحافظی شد آن هم اصول خاص خودش را دارد .
نکات دیگری هم هست که به علت طولانی شدن متن به آنها نمی پردازم.
عاطفه یزدی/ مشاور ازدواج
سلام دوست عزیز
برای پیدا کردن شناخت کافی از پارتنر لازم است مدتی دو نفر یکدیگر را در موقعیت های مختلف ببینند تا با روحیات، ویژگی ها و شباهت ها و تفاوتهای هم به طور نسبی آشنا شوند. ظاهراً با اینکه این زمان برای شما کافی نبوده است، به پارتنر خود علاقه مند شده اید. پس احتمالاً بیش از هر چیز، احساسات و هیجانات در این مورد نقش آفرینی کرده اند.
از این گذشته دوران آشنایی که فرصتی را برای شناخت دختر و پسر در اختیار آنها می گذارد، ممکن است در هر مرحله یک نفر یا هر دو را به این نتیجه برساند که گزینه های مناسبی برای یکدیگر نیستند؛ به همین دلیل:
شاید ارتباط با شما باعث شده طرف مقابل متوجه ضعف یا کاستی در خودش شود و برای رفع آن نیازمند زمان. پس انصراف ایشان را شخصی برداشت نکنید.
ارزشمندی و اعتبار خود را به آنچه که هستید بدانید، نه نگاه و قضاوتهای دیگران و عوامل بیرونی.

صدای انتقاد کننده درونی خود را در نطفه خفه کنید و خود را از این بابت سرزنش نکنید.
با خودتان منصفانه رفتار کنید، خودتان را دوست داشته باشید و برای نشاط، رشد و سلامتی خودتان طرح و برنامه بریزید، باشگاه و پیاده روی بروید و...
با اینکه همواره ملزم به پاسخگویی به اطرافیان نیستید، بگویید به خلوت و حریم خصوصی نیاز دارید و خوشحال می شوید رعایت حال شما را بکنند.

احساس ناامیدی و ناکامی و هیجانات ناخوشایند خود را طبیعی بدانید. اگر دردی هست، مقطعی است و تمام می شود. هیچ انسانی، همیشه شاد و خشنود نیست.
بتدریج به عادات مثبت قبلی خود باز گردید؛ هم صحبتی و همنشینی با دوستان، کسب مهارتی جدید، مطالعه، تفریح با خانواده و...
از ناکامی و شکست های احتمالی خود درس بگیرید و از انها برای پر کردن کوله بار تجربی خود استفاده کنید.



مگه بقیه دارن بهت چی میگن !؟!
چند نمونه از حرف های دیگران رو کاش میگفتی که چه حرف هایی شنیدی!
ولی حس میکنم حرفی هم نشنیدی فقط برای خودت تو ذهنت داستانی شکل دادی و داری با شکست (که اصلا هم شکستی نیست) مقابله میکنی
مورد ترد قرار گرفتن برای همه سخته
حالا دختر ها بیشتر درگیر میشن سر این موضوع
زندگی همینه دیگه وقتی شما هم جواب رد میدادی به دیگران اون اشخاص هم همین حال شما رو داشتن
قانون زندگیه باید باهاش کنار بیایی