ناشناس

احساس پوچی و شکست میکنم

این احساس رو دارم چون ۲۸ سالمه و نه تونستم ازدواج کنم نه شاغل شم و نه ارشدمو بگیرم،کل زندگیمو به فنا دادم و وقت تلف کردم حتی تو ازدواج که تا همین پارسال بیخیال بودم و بیخودی رد میکردم....برا شاغل شدنم هم تلاش کردما ولی میدونم همه ی تلاشم نبود...واقعا حیف شدم ۸۰ درصد اینا هم به خاطر این بوده که اعتماد به نفس نداشتم و اضطراب اجتماعی داشتم و از جامعه و ارتباط برقرار کردن میترسیدم ،چیکار کنم با این حس پوچی و شکست اعتماد به نفسمو اضطراب اجتماعیمو تا حدودی اوکی کرده بودم ولی تازگیا با این حس بدی که به خودمو زندگیم پیدا کردم انگار دوباره دارم دچارش میشم به خودکشی فکر نمیکنم ولی بعضی وقتا آرزو میکنم کاش زندگیم همینجا تموم شه

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

3 پاسخ
profile-photo
سلام دوست گرامی
همین بینشی که نسبت به مسائل تان دارید بسیار حائز اهمیت است.
به نظر می‌رسد خودتان به تنهایی نمی توانید بر این موارد غلبه کنید.
حتما از مشاور کمک بگیرید،برای اعتماد به نفس توانمندیها و مهارتهای خود را ببینید و سعی کنید در زمینه مورد علاقه مهارت تان را افزایش دهید،برای اضطراب اجتماعی سعی کنید از موقعیت های کوچک شروع کنید تا به موقعیت های بزرگتر برسید،تنفس عمیق را امتحان کنید،ولی باید حتما از روانشناس کمک. بگیرید.
profile-photo
سلا و درود
گاهی این نشخوار های فکری و افکار منفی به قدری زیاد و آزار دهندس که فرد رو به مرز افسردگی میکشونه
اما اگه به این باور برسید که هیچ وقت برای هیچ کاری دیر نیست چه برسه به اینکه الان در ایده آل ترین سن خودتون برای پوشش دادن به همه خطاهای شناختی و انتخابی که در گذشته داشتید هستش
واقعیت اینه همه ماها در جایی از زندگی می تونیم بدلیل عدم شناخت خود و نیازهایی که داریم و یا تحت تاثیر رفتار احساسی و هیجانی تصمیمات نادرست بگیریم و یا در حالتی از ایستایی و سکون قرار بگیربم و این کاملا طبیعیه اما مهم اینه که بتونیم از این مرحله به سلامت عبور کنیم و به این درک برسیم که گاهی این شرایط گریز ناپذیره و از تجربه اون دوران در شکل درست و جبران پذیری استفاده کنیم بدون در نظر گرفتن محدودیت زمانی!
موید باشید
profile-photo
درود 🌱
این حس پوچی و شکست کاملا قابل درکه، اما بدونین که ریشه‌ش بیشتر از اضطراب اجتماعی و کمبود اعتماد‌به‌نفس میاد، نه از ناتوانی شما. هنوز دیر نیست؛ با گام‌های کوچیک می‌شه دوباره ساخت. قدم اول مراجعه به روان‌شناس برای درمان تخصصی و کم‌کردن اضطرابه. در کنارش یه روتین ساده داشته باشین: خواب منظم، کمی فعالیت بدنی و هر روز یک کار کوچیک برای پیشرفت (مثل ارسال یک رزومه یا خوندن یک بخش درسی). همین پیروزی‌های کوچک اعتمادبه‌نفس رو برمی‌گردونه. مهمه بدونین تنها نیستین و می‌تونین کمک بگیرین. مسیر طولانیه، ولی با قدم‌های کوتاه می‌شه جلو رفت. آرزو شربیانی/ درمانگر خانواده و کودک/ سکستراپیست