ناشناس

ازدواج

سلام بنده الان حدود دو سال هست که جدا شدم و یک فرزند ۳ ساله همراه خودم دارم.که مادرش ز کل یک ساله ندیده بچه رو... از طرفی برای فرزندم هم پدرم هم مادر و .... و به خاطر شرایط بد خانوادگی به شهری دیگر مهاجرت کردم و زندگی میکنم. خودم به شدت به خاطر تنهایی و سختی غربت و بچه داری و کار آسیب پذیر شدم و از طرفی شرایط ازدواج ندارم یا کسی که با من همسو باشه رو بعید میدونم قبول کنه.... الان به نظر شما راه حل این معضل بنده چیه؟

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

3 پاسخ
profile-photo
باسلام
دوست گرامی قطعا شما در حال تجربه شریط سختی هستید چون برای یک مرد ایفای نقش پدر و مادر به طور همزمان بسیار دشوار است
توصیه ما این است که حتما مساله ازدواج تان را جدی دنبال کنید
از دوستان و همکاران قابل اعتماد کمک بگیرید ضمن اینکه حتما از اپلیکیشن های همدم و آدم و حوا هم کمک بگیرید تا بالاخره مورد مناسب شما پیدا شود
از طرف دیگر فعلا برای مراقبت از فرزندتان، از پرستار(در صورت داشتن توان مالی) و مهد کودک کمک بگیرید تا شرایط بهبود یابد
امیدوارم زودتر آرامش به زندگی تان بازگردد اما روزهای سخت قطعا گذراست، تمام تلاش خود را برای یافتن مورد مناسب بکنید و از کنار آن بی اهمیت نگذرید
موفق باشید 🎯🎯🎯
profile-photo
با سلام
برادر خوبم شرایط شما کاملا قابل درک هست. پس از طلاق بحران های متعددی بوجود میاد بویژه اگر فرزند کوچک همراهتون باشه و همراه و کمکی هم نداشته باشید مسلما فشار زیادی بر شما وارد میشه. در حال حاضر آنچه نیاز دارید تسلط بر خود و مدیریت شرایط هست ناچارید فعلا اندکی نقش مادر را ایفا کنید تا هم فرزندتون مشتقل تر بشه و هم خودتون از نوسانات خلقی پس از جدایی خارج شوید و قادر به انتخاب درست همسر آیندت تون باشید .
سعی کنید به مرور فرزندتون رو با مهدکودک آشنا کنید مراقب باشید به اجبار و دفعتی او را در محیط قرار ندید و رها نکنید و اگر نیاز داشت به
آرامی از او فاصله بگیرید تا خو بگیرد.
از طرفی با بدست آمدن آرامش درونی و احساس تعادل و تسلط بر خود همسریابی داشته باشید و به فکر ازدواج باشید . شرایط خیلی عجیب غریبی ندارید که کسی آن را نپذیرد. کمی پشتکار و صبر لازم است. با افراد معتمد و معرف آشنا شوید. به اطرافیان بسپارید دوستان رو از ملاک هاتون مطلع کنید و ..
profile-photo
باسلام. نگهداری از یک کودک سه ساله ، کار بیرون و کارهای خانه قطعا به تنهایی دشوار است و این زندگی برای فرزند شما هم مناسب نیست.‌ ولی وقتی تنها راه حل که یک ازدواج مناسب است و می تواند به زندگی شما و فرزندتان جان دوباره ای بدهد را از لیست راهکارها که اتفاقا زیاد هم نیست حذف می کنید ، فکر می کنید چه گزینه ی دیگری باقی می ماند؟ شما به شهر دیگری آمده اید و حتما حمایت خانواده برای نگهداری از فرزندتان را هم ندارید و مادر بچه هم نیست که حداقل بچه از نظر کمبود محبت آسیب نبیند. بنظر تنها راه حل پیدا کردن خانمی است که شرایطی مانند خودتان داشته باشد یا شرایط شما را قبول کند. شاید یافتنش راحت نباید ولی بدون صبر و تلاش متوجه نخواهید شد. موفق باشید