ناشناس

اضطراب اجتماعی

من مشکل اضطراب اجتماعی دارم از دوران نوجوونی ،از بچگی هم خجالتی و کم رو و ساکت بودمالان که ۲۸ سالمه هنوز دچارشم نه به شدت قبل ولی خب هنوز هست،و علت ازدوام نکردنم شاغل نشدنم و حتی ادامه تحصیلم ۸۰ درصدش به خاطر این مورده چون نمیتونم اونطور که باید ارتباط برقرار کنمو واقعا خستم از تلاش کردن برای خوب شدنم،چون تک و تنها داشتم تلاش میکردم و حتی خونوادمم درکی از این مشکلم ندارنپیش روانشناس رفتنی هم خودم میرفتم و خونوادم درکی نداشتن و میگفتن مگه چه مشکلی داری و فک میکردن این اضطراب اجتماعی و عملکردی که دارم با یه بسم الله و توکل خوب میشه........همیشه به خاطر این مشکل مورد قضاوت قرار گرفتم به نظرم چیزیه که خوانوادم مقصرن حداقل میتونستن همراهم باشن و درک کنن و کمک کنن....هم اعتماد به نفسم کمه هم احساس نا امنی دارم....و این باعث شده ازشون متنفر باشم....و واقعیتش خستم خیلی خسته،از خودم زندگی خونواده‌ام آدما موندم رو دست زندگیم ،چه کنم؟

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

3 پاسخ
profile-photo
درود 🌱
شما سال‌هاست با اضطراب اجتماعی، اونم بدون حمایت درست خانواده، تنهایی جنگیدید و همین خودش نشونه‌ی قدرتتونه. درک نشدن‌تون، ضعف اون‌هاست، نه ایراد شما. دردی که دارید، با دعا یا توکل خالی حل نمیشه؛ درمان تخصصی مثل روان‌درمانی شناختی رفتاری (CBT) می‌خواد.
این حس خستگی، تنفر، ناامنی و اعتماد به نفس پایین کاملا طبیعیه، وقتی آدم تو مسیر رشد تنها باشه. اما خبر خوب اینکه اضطراب اجتماعی درمان‌پذیره، حتی اگر مزمن و قدیمی باشه. شما جا نموندید، فقط با بار سنگین‌تری داشتید ادامه می‌دادید. الان وقتشه که به خودتون کمک کنید، با همون مهربونی‌ای که از دیگران انتظار داشتید.

همراهی درمانگر دلسوز، برداشتن قدم‌های کوچیک و تمرین خودمراقبتی، می‌تونه زندگیتون رو کم‌کم بسازه.
آرزو شربیانی/ درمانگر خانواده و کودک/ سکستراپیست
profile-photo
باسلام
دوست گرامی همراهی خانواده در امر درمان های روان شناختی، مهم است ولی باز هم نقش اصلی را خودتان ایفا می کنید یعنی پیگیری و جدیت خودتان خیلی مهم است چون بهترین درک را از شرایط خود دارید
در ضمن توصیه می کنم در صورت امکان هیپنوتراپی را هم تجربه کنید
در صورت صلاحدید روان شناس تان، نزد روان پزشک هم مراجعه و تحت دارو درمانی قرار گیرید
اصلاح سبک زندگی تان هم ضرورت دارد
مثلا ورزش منظم، افزایش تدریجی ارتباطات اجتماعی، یادگیری یک هنر برای تخلیه هیجانی و... توصیه می شود
موفق باشید 🎯🎯🎯
profile-photo
باسلام. احساس خشم شما از خانواده و ناامیدی از کنترل اضطرابتان قابل درک است ولی توضیح نداده اید در این سال ها چه راه هایی برای کنترل اضطرابتان انجام داده اید که نتیجه نگرفته اید؟ در نظر داشته باشید در اختلالات روانپزشکی گاهی درمان و از بین رفتن تمام علایم امکان پذیر نیست و بیشتر هدف یادگیری مدیریت و کنترل اضطراب است. اگر خانواده قبول نمی کنند یا همراهی لازم را ندارند ممکن است باورهای اشتباهی باشد که در مورد اضطراب و افسردگی در بین بیشتر افراد وجود دارد و فکر می کنند بها دادن و توجه ، بیماری را بدتر می کند. علت هر چه باشد با پیدا کردن مقصر و سرزنش و تنفر مشکل شما حل نمی شود. می توانید درباره احساس و انتظارتان با خانواده صحبت کنید ( البته نه با بی احترامی و سرزنش) تا درک و شناخت بهتری نسبت به شما، مشکل و انتظارتان پیدا کنند . بیشتر افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی به نظر دیگران خیلی اهمیت می دهند و ترس از قضاوت و سرزنش باعث اجتناب آنها می شود. همان کاری که شما برای تحصیل و اشتغال انجام داده اید. اجتناب در لحظه ، اضطراب شما را کم می کند ولی پیامد آن مثبت نیست. برای کم کردن اضطراب خصوصا اضطراب اجتماعی ، درمان های شناختی رفتاری و مهارت آموزی می تواند به شما کمک کند. هر چه بیشتر در ابراز خواسته ها استاد شوید و علایم فیزیکی را نادیده بگیرید و حس بهتری نسبت به توانمندی خودتان در کنترل شرایط پیدا کنید ، اضطرابتان کمتر می شود. موفق باشید