ناشناس

حس بی اعتمادی و ترس نسبت به بقیه

علت اینکه اینقدر نسبت به بقیه بی اعتمادم و از ازدواج و وارد شدن به یه خانواده ی دیگه میترسم از چی میتونه باشه؟ من تو خونمون ته تقاری هستم و فاصله ی سنیم زیاده با خواهر و برادرم و اینکه ۴ سال پیش پدرم فوت کرده و واقعیتش اینه که از اینکه برم تو یه خونواده ی دیگه میترسم،میترسم خوب نباشن باهام و اذیت بشم تو خونواده‌اشون چون خیلی حساسم‌ تحمل بحث یا دعوا یا رفتار بد رو ندارم و زود دلم میشکنه و اذیت میشم،بیشتر وقتا علت رد کردن خواستگارام برا همینه علاوه بر خود طرف به خانواده‌اش هم فک میکنم ببینم ازشون خوشم میاد یا نه....کلا احساس نا امنی میکنم ،۲۸ سالمه ...چیکار کنم؟

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

4 پاسخ
profile-photo
سلام و درود
دوست عزیز ازدواج فی نفسه همراه با استرس و ترس از آینده همراهه که این در افراد بنا به سبک زندگی و الگو های دلبستگی که در خانواده داشتند متفاوته اما اگر این مسأله طوری پیش بره که مانع جدی برای ازدواج باشه بهتره مدیریت و کنترل بشه چه بسا این بی اعتمادی و ترس افراطی می‌تونه ریشه ها مختلفی داشته باشه که شاید تجربه های ناکام کننده‌ و‌نمونه های ناموفق ازدواج که در اطرافیان دیده شده یا همانطور که اشاره کردم الگوهای دلبستگی نا ایمن که وجود داره که با کمک گرفتن از مشاور و اطلاع از وضعیت. و سبک زندگی شخصی میشه این موضوع رو در مسیر درست و رو به بهبود هدایت کرد
اما در حالت طبیعی و کلی میشه با شناخت و بررسی ویژگی های شخصیتی ،اجتماعی و خانوادگی طرف مقابل تا حدی به تصمیم گیری درست و قابل اعتماد در ازدواج رسید
موید باشید🌱
profile-photo
باسلام. اگر می خواهید ازدواج کنید باید بجای اجتناب از انتخاب و ازدواج ، تاب آوری خودتان را بالا ببرید و مهارت های زندگی را یاد بگیرید تا به خودتان در حل مشکلات در خانواده جدید اعتماد کنید. حساس بودن و زود رنجی شما خودشناسی که به شما کمک کند نیست. قواعد و باورهای زندگی شما نیاز به تغییر دارد. به یک روانشناس مراجعه کنید تا باورهایی که باعث ابن ترس می شود ریشه یابی شود و بدنبال آن افکار ، هیجان و احساس شما تغییر کند. موفق باشید
profile-photo
درود 🌱
ترس و بی‌اعتمادی شما نسبت به ورود به خانواده‌ای دیگه کاملا طبیعیه، مخصوصا با تجربه زندگی تنها و از دست دادن پدر و فاصله سنی با خواهر و برادرتون. این باعث میشه در مواجهه با خواستگار و خانواده‌اش احساس ناامنی کنید و حتی در تصمیم‌گیری مردد بشید. راه حل اینه که با آرامش ذهن و خودآگاهی ترستون رو بپذیرید، با مواجهه تدریجی و تعیین مرزهای شخصی اعتماد خودتون رو تقویت کنید و در صورت نیاز از مشاوره یا روان‌درمانی کمک بگیرید تا بتونید با اطمینان و آرامش وارد رابطه و ازدواج شوید.
profile-photo
باسلام
دوست گرامی سبک دلبستگی و طرحواره های شما باید بررسی شود. چون فرزند اخر هم هستید و محبت زیادی از خانواده دریافت کردید باعث شده که مهارت های ارتباطی را تقویت نکنید. قبل از ازدواج بلوغ فکری و استقلال فکری لازم هست. توصیه می کنم فعالیت های اجتماعی تان را بیشتر کنید. شاغل شوید و بیشتر در اجتماع حضور داشته باشید. برای ازدواج اجباری نیست اگر که تمایل ندارید حتما نباید ازدواج کنید اجازه دهید این تمایل و نیاز در شما ایجاد شود. ترس های شما می تواند بخاطر فرهنگ، تروما ها، طلاق اطرافیان یا شکست عاطفی باشد که لازم به بررسی هست.