ناشناس

خیانت همسر

۱۳ سال زندگی کردم، خیانت نکردم، اما همسرم با مردی رابطه داشت و حتی او را به خانه می‌آورد. طلاق گرفتم و دخترم پیش من است. الان با ۳۹ سال سن و روحیه‌ی ویران، چطور باید زندگی‌ام را از نو بسازم؟

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

3 پاسخ
profile-photo
باسلام. قطعا در حال حاضر هیجانات منفی زیادی را تجربه می کنید که باعث می‌شود ناامید، خشمگین و ... باشید. خیانت باور افراد به نزدیکان، دنیا و حتی اعتقادات مذهبی را تغییر می دهد. چراهای زیادی در ذهنتان وجود دارد که بی جواب خواهد ماند ولی همانطور که با مرگ عزیزانمان کنار می آییم ، گذر زمان کمک کند تا این روزها نیز بگذرد. اگر امکان مراجعه به روانشناس را دارید بهترین کار این است تا با یک روانشناس که در این حوزه تخصص دارد صحبت کنید. باورهای ناکارآمد شما نیاز به شناسایی و تغییر دارد. در جستجوی حق و ناحق، درست و نادرست ، چرا و ... بودن شما را به قربانی تبدیل می کند . برای رسیدن به آرامش شما به بخشش و توکل نیاز داربد. که نه در کلام و نه در عمل راحت نیست. ولی چاره ای جز این نیست. شما پدر هستید و باید با کمترین آسیب از این دوران گذر کنید. مرور نکردن خاطرات، شناسایی افکار منفی، پر کردن اوقات فراغت ، اهداف کوتاه مدت لذت بخش و... می تواند یک شروع خوب باشد. موفق باشید
profile-photo
باسلام
دوست گرامی به خاطر اتفاق رخ داده، بسیار متاسفم.
این درد واقعی و عمیق است، اما قرار نیست تا ابد در آن غرق شوید. زندگی پس از خیانت ادامه دارد، حتی اگر امروز چنین حسی نداشته باشید. درمان خیانت نیاز به زمان، صبر و آگاهی دارد. شاید هرگز نتوانید این خیانت را به طور کامل فراموش کنید، اما می‌ توانید از آن عبور کنید، خودتان را دوباره بسازید و زندگی‌تان را از نو آغاز کنید.
♦️برای عبور از این بحران و کم تر کردن این همه سوال منفی که در ذهن تان است، باید به خودتان فرصت دهید تا از این مساله مدتی نگذرد، شما به آرامش نمی رسید، ضمن اینکه صحبت حضوری با یک مشاور، کمک زیادی در حل و فصل این مساله می کند
♦️در ضمن قطعا شما بعد از مدتی به ثبات روحی و عاطفی می‌رسید، در آن زمان باید به فکر ازدواج باشید تا جبران مافات کنید و زندگی تان را از نو بسازید، فقط سعی کنید در انتخاب مجددتان، کسی را برگزینید که مسائل اخلاق و اعتقادی، در او پررنگ است
موفق باشید 🎯🎯🎯
profile-photo
سلام و درود
متاسفم بابت شرایط تلخ و ناخوشایندی که تجربه کردید این حستون قابل درکه اما واقعیت رو نمیشه نادیده گرفت و آدمها بیشتر اوقات با پذیرش واقعیت محکومن به ادامه دادن و سیلی واقعیت خیلی اوقات فرد رو می‌تونه آگاهاتر کنه
درسته که سیزده سال زمان از دست رفته و مهم تر از اون اعتمادی که از بین رفته قابل بازگشت نیست اما با دیدی آگاهانه و مهم تر از اون در جایگاه و نقش والدی که مسول تربیت فرزندی ست که نباید درگیر تعارضات ناپایدار خانوادگی شما بشه بهتره با زمان دادن به خودتون و کمک گرفتن از مشاور برای ادامه زندگی به دور از نشخوار های ذهنی و چرایی ها که نتیجه ای جز فرسایش روانی نخواهند داشت در جهت بهبود کیفیت زندگی و حال خوب تلاش کنید و با ترسیم چشم اندازی درست پیش برید حتما که این پروسه نیاز به صبوری و ترمیم زخم و آسیب گذشته داره
موید باشید🌱