ناشناس
پاسخ به خانم مرجان عرشی ها
من اصلاً به جز رفتن برای خرید اندکی مواد غذایی جهت زنده ماندن و از گرسنگی نمردن بیرون از منزل و هیچ جایی نمیرم و هیچ کاری نمیکنم چون اصلاً قدرت و توان و حال و حوصله اش رو ندارم! من مجبورم در طول شبانه روز چندین قرص اعصاب مصرف کنم که منو مثل یک تکه گوشت یک جا می اندازه و همش خواب هستم من هیچ دوست و رفیق و هیچ فامیل و آشنایی هم ندارم و با هیچ انسانی به غیر از پدر پیر و بیمارم آن هم بیشتر از راه دور و تلفنی در ارتباط و رابطه نیستم! من از تمام آدم های غریبه و ناآشنا به شدت دوری میکنم و نزدیکشون نمیشم! از همه می ترسم و وحشت دارم و احساس نفرت و خشم بسیار و کینه و انتقام شدید نسبت به همه دارم! به همین دلیل و برای جلوگیری از بروز درگیری و دعوا های ناخواسته و بدتر شدن شرایط و اوضاع به شدت از همه آدم ها به شدت اجتناب و دوری میکنم! و تنهای تنها هستم و از طرف دیگه همین تنهایی لعنتی بی انتها هم منو زجر و عذاب و شکنجه میده و مزید بر افسر گی و اضطراب و استرس من میشه! و من از سر تنهایی و بی کسی پناه آوردم به حیوانات خانگی و نگهداشتن و ناز و نوازش کردن و صحبت کردن و بوسیدن آن ها و وابسته شدم بهشون😭😭😭💔💔💔
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
2 پاسخکاربر عزیز ضمن تشکر از پاسخگویی شما
جدا باید بگم خدمتتون که قدرت نوشتاری فوق العاده ای دارید با وجود تمام مشکلاتی که مطرح فرمودید این حجم از ذهنی که بتونه مسائلشو تا این حد شفاف و با نگارشی زیبا و کاربرد دستور زبانی صحیح عنوان کنه، تحسین برانگیزه.
بله متاسفانه داروها عوارض جانبی فراوانی دارند از جمله مواردی که اشاره فرمودید و حتی بیشتر. با اینهمه اثر درمان کنندگی قطعی هم ندارند. تصور کنید فردی برای عفونت داروی آنتی بیوتیک میگیره و درمان میشه اما در مورد برخی بیماری ها و اختلالات از جمله روان داروها عموما اثر کنترل کنندگی و کاهش عوارض رو دارند، بنابراین کمک کننده هستند اما کار درمانی قطعی رو انجام نمیدهند. این به این معنا نیست که امیدی نباشه بلکه به این معناست که مصرف دارو به تنهایی کافی نیست.
درسته شما در رنج فراوانی هستید و شاید کمتر کسی بتونه درک کنه اما موافقید برای اینکه ما کمک دیگران رو بپذیریم شاید نیاز نباشه حتما بتونن مارو درک کنند یا حتما خودشون مشکلی شبیه به ما رو داشته باشند؟ مثالش رو در خیلی موقعیت ها میشه عنوان کرد. این طرز نگرش میتونه باعث بشه وقتی کسی دست کمک به سمت شما میاره یا شما سمت کسی میرید، برای اینکه حس بهتری پیدا کنید حتما قبلش نخواید مطمئن بشید که آیا ایشون درد منو درک میکنه یا نه؟ اینطور احتمالا نتایج بیشتری حاصل میکنید.
مورد بعدی اینکه با وجود تمام اون اختلالاتی که اسمشون رو بردید، من معتقدم شما فردیت قدرتمندی دارید، چرا که درگیر اختلالات با ماهیت روانپریشی و قطع ارتباط با واقعیت نشدید. بنابراین میتونید امیدوار باشید که ارزش سرمایه گذاری برای بهبودی رو دارید.
تمهیداتی که در نظر گرفتید بسیار جالبه، اینکه داروهاتون رو مصرف میکنید، بیرون نمیرید که در اثر برخورد با دیگران دعوا و درگیری پیش نیاد، با حیوانات خانگی ارتباط برقرار میکنید. پشت هر کدوم از این چاره اندیشی ها حتما تفکرات و انتظاراتی هست که هم ارزشمند و تامل برانگیزه و هم برای کمک موثرتر به شما باید در موردش صحبت بشه.
پیشنهادم به شما این هست که ارتباطتون رو با ما قطع نکنید. با توضیحاتی که دادید مسئله شما طوری نیست که من صرفا با یک پیام بخوام به شما پاسخی بدم و تمام. در بین صحبت های شما عناوین مختلفی وجود داره که میشه به اون ها پرداخت. برای دریافت کمک پیشنهاد میکنم بعد از کلی گویی، هر زمان که آمادگی داشتید بفرمایید بپردازیم به جزئیات، در واقع کوه رو خرد کنیم و شروع کنیم هر تکه سنگش رو برداریم تا بتونیم جابه جایی رو انجام بدیم. من نقاط قوت زیادی رو در شما دوست عزیز دیدم، توصیه میکنم یک بار دیگه به دقت به خودتون نگاه کنید، حتما به تصویر زیباتری از خودتون دست پیدا می کنید. 🕊
جدا باید بگم خدمتتون که قدرت نوشتاری فوق العاده ای دارید با وجود تمام مشکلاتی که مطرح فرمودید این حجم از ذهنی که بتونه مسائلشو تا این حد شفاف و با نگارشی زیبا و کاربرد دستور زبانی صحیح عنوان کنه، تحسین برانگیزه.
بله متاسفانه داروها عوارض جانبی فراوانی دارند از جمله مواردی که اشاره فرمودید و حتی بیشتر. با اینهمه اثر درمان کنندگی قطعی هم ندارند. تصور کنید فردی برای عفونت داروی آنتی بیوتیک میگیره و درمان میشه اما در مورد برخی بیماری ها و اختلالات از جمله روان داروها عموما اثر کنترل کنندگی و کاهش عوارض رو دارند، بنابراین کمک کننده هستند اما کار درمانی قطعی رو انجام نمیدهند. این به این معنا نیست که امیدی نباشه بلکه به این معناست که مصرف دارو به تنهایی کافی نیست.
درسته شما در رنج فراوانی هستید و شاید کمتر کسی بتونه درک کنه اما موافقید برای اینکه ما کمک دیگران رو بپذیریم شاید نیاز نباشه حتما بتونن مارو درک کنند یا حتما خودشون مشکلی شبیه به ما رو داشته باشند؟ مثالش رو در خیلی موقعیت ها میشه عنوان کرد. این طرز نگرش میتونه باعث بشه وقتی کسی دست کمک به سمت شما میاره یا شما سمت کسی میرید، برای اینکه حس بهتری پیدا کنید حتما قبلش نخواید مطمئن بشید که آیا ایشون درد منو درک میکنه یا نه؟ اینطور احتمالا نتایج بیشتری حاصل میکنید.
مورد بعدی اینکه با وجود تمام اون اختلالاتی که اسمشون رو بردید، من معتقدم شما فردیت قدرتمندی دارید، چرا که درگیر اختلالات با ماهیت روانپریشی و قطع ارتباط با واقعیت نشدید. بنابراین میتونید امیدوار باشید که ارزش سرمایه گذاری برای بهبودی رو دارید.
تمهیداتی که در نظر گرفتید بسیار جالبه، اینکه داروهاتون رو مصرف میکنید، بیرون نمیرید که در اثر برخورد با دیگران دعوا و درگیری پیش نیاد، با حیوانات خانگی ارتباط برقرار میکنید. پشت هر کدوم از این چاره اندیشی ها حتما تفکرات و انتظاراتی هست که هم ارزشمند و تامل برانگیزه و هم برای کمک موثرتر به شما باید در موردش صحبت بشه.
پیشنهادم به شما این هست که ارتباطتون رو با ما قطع نکنید. با توضیحاتی که دادید مسئله شما طوری نیست که من صرفا با یک پیام بخوام به شما پاسخی بدم و تمام. در بین صحبت های شما عناوین مختلفی وجود داره که میشه به اون ها پرداخت. برای دریافت کمک پیشنهاد میکنم بعد از کلی گویی، هر زمان که آمادگی داشتید بفرمایید بپردازیم به جزئیات، در واقع کوه رو خرد کنیم و شروع کنیم هر تکه سنگش رو برداریم تا بتونیم جابه جایی رو انجام بدیم. من نقاط قوت زیادی رو در شما دوست عزیز دیدم، توصیه میکنم یک بار دیگه به دقت به خودتون نگاه کنید، حتما به تصویر زیباتری از خودتون دست پیدا می کنید. 🕊
باسلام
دوست گرامی به خاطر شرایطی که دارید متاسفم اما در یادداشتهای قبلی اشاره کرده اید که مادر و خواهر دارید لذا نباید از آنها دوری کنید و حتما حتی اگر تمایلی ندارید خودتان را وادار به رابطه با اقوام کنید
در ضمن وابستگی صرف به دارو بسیار غلط است، یعنی در کنار مصرف دارو حتما روان درمانی، ورزش منظم و تغییر سبک زندگی لازم است
شما سالها قبل شکست عاطفی خوردید، این ناراحت کننده است ولی آخر دنیا نیست
خیلی از افراد شکست عاطفی را در نوجوانی و جوانی تجربه می کنند اما بعد از مدتی به زندگی عادی باز می گردند
اینکه دائما به گذشته بچسبید و آن را مرور کنید مشکلی از شما رفع نمی کند، پس باید تصمیم بگیرید گذشته را کنار گذاشته و روال طبیعی زندگی و ارتباط با افراد، دوستان و خانواده را از سر بگیرید
انچه بیان کردم بر اساس تجربه و مشاهده زندگی افرادی مانند شماست که نشان می دهد شما هم می توانید از این دوران سخت عبور کنید
موفق باشید 🎯🎯🎯
دوست گرامی به خاطر شرایطی که دارید متاسفم اما در یادداشتهای قبلی اشاره کرده اید که مادر و خواهر دارید لذا نباید از آنها دوری کنید و حتما حتی اگر تمایلی ندارید خودتان را وادار به رابطه با اقوام کنید
در ضمن وابستگی صرف به دارو بسیار غلط است، یعنی در کنار مصرف دارو حتما روان درمانی، ورزش منظم و تغییر سبک زندگی لازم است
شما سالها قبل شکست عاطفی خوردید، این ناراحت کننده است ولی آخر دنیا نیست
خیلی از افراد شکست عاطفی را در نوجوانی و جوانی تجربه می کنند اما بعد از مدتی به زندگی عادی باز می گردند
اینکه دائما به گذشته بچسبید و آن را مرور کنید مشکلی از شما رفع نمی کند، پس باید تصمیم بگیرید گذشته را کنار گذاشته و روال طبیعی زندگی و ارتباط با افراد، دوستان و خانواده را از سر بگیرید
انچه بیان کردم بر اساس تجربه و مشاهده زندگی افرادی مانند شماست که نشان می دهد شما هم می توانید از این دوران سخت عبور کنید
موفق باشید 🎯🎯🎯

