با سلام و درود
من تابستون سال ۱۴۰۰ با یه آقا پسر جوون ۲۲ ساله دوست شدیم از اونجایی که قبلا در یک رابطه دیگه آسیب دیده بودم و مبتلا به بیماری ام اس شده بودم و این موضوع رو با این پسر جوون مطرح کردم و ایشون گفت که ابطه ما طولانی نمیشه زود به ازدواج منجر میشه اما طبق شرایطش تا اومد معافیت سربازیشو اوکی کنه دو سال طول کشید و دقیقاً یک ماه بعد از گرفتن معافیتش پدرش فوت کرد و بعد پدربزرگش فوت کرد الان از سال پدرش و پدربزرگشم گذشته ولی میگه که مادرمو برادرم اتوسیمیم تنهان من شرایط ازدواج ندارم و صبح تا شب بحث داریم لطفاً راهنماییم کنید باید چیکار کنمممم