چند روزه دارم فکر میکنم اصلا آیا ازدواج مسیر درستیه برای من؟ انگار که از صرافتش افتادم. جدیدا یه حسی بهم میگه مسوولیت خیلی بزرگیه و نمیدونم اصلا آیا توانایی شو دارم یا نه! سردرگم شدم.
چرا باید ازدواج کنیم و وقت خودمون رو برای یک آدم دیگه خرج کنیم؟ من خودم الان سی سالمه خیلی زندگی خوبی دارم ولی دلم نمیخواد ازدواج کنم چون دلم نمیخواد زندگیمو با یک زن شریک بشم آیا گناهه؟اخه خودم برای زندگیم تلاش کردم وبدیتش آوردم و دوست ندارم یکی دیگه بیاد و برای مالی که خودم خون دل ریختم تعیین تکلیف کنه
در ظمن چرا اصلا باید مهریه بدیم ؟شنیدم که میگن مهریه تعهد اخلاقی زن به مرده ولی آیا برای زن هم هیچ تعدی که به اندازه مهریه ارزش داشته باشه درنظر گرفته شده ؟اگر نه پس ازدواج بدرد آدمای بی فکر میخوره چون آدم عاقل وقتی هیچ تعدی اخلاقی از طرف مقابلش نمیگیره و در ازاش هم تعد سنگینی میده دیگه اصلا به ازدواج فکر هم نمیکنه