پسری هستم ۳۴ ساله ، همه دوران جوونیم صرف کار و رفع مشکلات خانواده مالی خانواده شد ، علاوه بر مشکلات مالی پدرم هم مسئولیت خانواده اش رو به عهده نمیگرفت و همیشه به بهونه کار در شهرستان هایه مختلف و فراری از خانه و خانواده بود ، الان من موندم و جوونیه رفته و هزاران افسوس که متاسفانه باید ادامه پیدا کنه چون دیگه هر دوشون پیر شدن و نمیتونم ولشون کنم به امان خدا ، الان فقط یک سئوال برام مونده اونم اینه که اصلا من مسئولیتی در قبال زندگی اون ها داشتم و یا بیهوده عمرم رو هدر دادم لطفا با جملات کلیشه ایه عاقبت بخیر میشی نمک رو زخمم نپاشین من خیلی زجر کشیدم