سلام کارمند دولتم با یکی از اعضای خانواده ام زندگی میکنم(خواهرم) پدرم فوت کرده الان تقریبا ۵ سالی مادر پیش ما زندگی نمیکنه ولی در ارتباطیم مادرم و خواهر بزرگ تر موافق ازدواج ولی خواهر کوچک تر موافق نیست و همیشه میگه با کدوم پول سرکوب میکنه . تقریبا مسئولیت خانه گردن من .
دو دلم ازدواج کنم یا مهاجرت؟ ترس ازدواج دارم که به مشکل مالی بخورم از یک طرف نگران مهاجرتم از صفر شروع کردن سخته.
دلم میخواد تشکیل خانواده بدم ولی ترس این هم دارم که نتوانم خانمم یا همسر آینده ام خوشبخت کنم یا اینکه مشکلات مالی باعث اختلافمون بشود دارم پیشنهادتون چیه ؟
سلام
من سر یک کار هستم که دائمی نیست،حقوق خوب و مکان خوبی داره
و بیمه هم مبخاد بکنه.اما خانوادم مجبورم میکنن ک بریم از این شهر و من دلم نیست.
چون میدونم شهر دیگه سختی خودش رو داره و جوری نیست همین کار رو شهر دیگه انجام بدم چون نیرو خودشون رو دارن.
شما بگید چکار کنم ۳۱ سالمه و دخترم
خیلی اذبتم هزار بار تابحال بهشون گفتم ولی اصلا متوجه نمیشن.
حس کنترلگری دارن و اصلا دوستندارم.
واقعا روی اخلاق و خواب و رفتارم اثر گذاشته.......م
سلام خانم عطاران.شما همسر یک فوتبالیست یا پلیس را در نطر بگیرید.چه عاملی باعث میشه دوری از شهر و خانواده پدری رو تحمل کنه وپا روی تعلقات و گرایشاتش بزاره.اجبار یا داشتن چارچوب و اعتقادات