پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1403/09/05
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995733
سلام من همون خانمی هستم که گفتم ۴۷ سالمه مجرد و با موردی ۵۸ ساله مطلقه تحصیلکرده اشنا شدم گفتم تا جلسه سوم حس بدی بهش نداشتم کمی تفاوت مذهبی داشتیم ولی تفاوت سنی برام قابل قبول نبود اول ویژگیهای مثبت را دیدم ولی جلسه چهارم حسم بد شد و تصمیم قطعی گرفتم ..تفاوت سنی برام مهم تر شد برام همین جواب منفی دادم یک ماهی تماس و دیدار داشتیم ایشون امیدوارتر بودن وگاهی با استیکر احساسات نشون میدادن .. بعد از جواب منفی براشون آرزوی موفقیت و شادکامی کردم ولی ایشون پیامم را خواند و جوابی نداد ..حس بدی دارم مثل عذاب وجدان کاش زودتر جواب منفی داده بودم ..اگه آشنایی ۲ ۳ ماه طول میکشید و کنسل میشد چیکار میکردن..
۴ پاسخ۳۱ بازدید
1403/09/05
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995732
دختر مجرد ۴۷ ساله هستم دیشب موردی مطلقه تماس گرفتن برای آشنایی گفتن اگه مایلید عکس هم رد و بدل کنیم هر طور دوست دارین عکس رد و بدل کردیم چیزی نگفتن نظرشون رو پرسیدم گفت با عکس نمیشه نظر داد اجازه بدین استخاره کنم اگه خوب اومد همدیگرو می بینیم گفتم هر طور میدونید دیگه پیامی ندادن به نظرتون منتظر باشم ببینم نتیجه استخاره و زشته بپرسم ؟شایدم نتیجه استخاره خوب نبوده که دیگه چیزی نگفت...
بلوغ عاطفی و شناختی1کمک گرفتن از واسطه ها در ازدواج1معرفی جهت ازدواج 1شناخت خواستگار 1استخاره در ازدواج 12+
۵ پاسخ۳۷ بازدید
1403/09/03
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995726
من همون موردی هستم که گفتم متولد دهه ۵۰ و موردی ۱۱ سال بزرگتر آشنا شدم برام عجیب بود چرا تا جلسات سوم صحبت تلفنی و حضوری حاشیه رفتن ایشون برام منفی نبود و خوش صحبتی قلمداد میشد؟ . هر چند این مدت استرس زیادی تجربه کردم و فکرم مشغول بود . چرا جلسه چهارم حِسم خیلی تغییر کرد و منفی شد و زودتر از بقیه جلسات خودم جلسه صحبت را خاتمه دادم؟؟و به نظرتون حاشیه رفتن ایشون وسواس فکری حساب ميشه چون تو حرفها انگار خیلی نگران دوران بعد از آشنایی و آینده زندگي مشترک بود و چند بار به نحوی متفاوت سوال میپرسید..
۳ پاسخ۲۵ بازدید
1403/09/03
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995725
سلام دختر متولد دهه ۵۰ هستم با موردی متولد دهه ۴۰ و تحصیل کرده تفاوت سنی ۱۱ سال و مطلقه که حدود ۲۰ساله جدا شده و فرزند متاهل و مستقل داره اشنا شدم حدود یک ماهه..اولش در تماس تلفنی جذب صحبتهاشون شدم و تفاوت سنی زیاد برام مهم نبود ظاهرش هم برام قابل قبول بود ولی خانواده زیاد موافق نبودن بخاطر تفاوت سنی ...و البته مدت جدایی هم نگفتم ۲۰ سال و..فکر میکردم نسبت به سنشون فعال هستن چند جلسه دیدار و تماس تلفنی داشتیم متوجه شدم از نظر مذهبی مشابه نیستیم من اهل واجبات ایشون بیشتر روزه و تقریبا خط قرمزی نداشتن گناه براش معنایی نداشت و میگفت من اسمش حال بد میزارم اگه عملی حالمون رو خوب کنه اشکال نداره و. سوال که میپرسیدم خیلی حاشیه میرفت همش میگفت فکر میکنی بعد از اشنایی اصطکاکی بوجود نمیاد یا فکر میکنی بعد از ازدواج چی نگرانتون میکنه انگار وسواس فکری داشت ..بهش گفتم فکر میکنی چه موقع باید خانواده ها اشنا بشن گفت تا وقتی حس نزدیکی داشته باشیم تا جلسه سوم حس بدی بهش نداشتم و فکر میکردم از نظر شخصیتی و..دیگر موارد مشابه هستیم ولی مدام استرس داشتم..ولی جلسه چهارم حسم کاملا برعکس شد که ترجیح دادم زیاد نگاهش نکنم البته ایشون متوجه نشد و گفت باید بازم صحبت کنیم..شبش حسم بهم گفت ادامه ندم و با مشاوری مشورت کنم ..ولی متوجه شدم مشاور هم نیاز ندارم حسم ادامه ارتباط را تأیید نمیکنه ...مطمئنم فردا نظرم رو درباره زمان دیدار بعدی می پرسه چطوری بگم جوابم منفیه و محترمانه علتش چی بگم به نظرتون که نگه چرا زودتر نگفتی و ادامه دادی و..؟؟؟
۳ پاسخ۲۴ بازدید
1403/09/03
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995723
با سلام و وقت بخیر، بنده جوانی چهل ساله هستم تاکنون موفق به ازدواج نشدم مشکل بنده وسواس مادرم به سن خانمه ،چه همسن معرفی کنن چه دوسال کوچکتر و چه بزرگتر ،مدام به سن گیر میده که باید و حتما خانم پنج سال کوچکتر باشه نه کمتر نه بیشتر ،الان من با خانمی در حال آشنایی هستم که سه سال از من بزرگتر هستن در صورتی که اصلا به چهرشون نمیخوره ،باز مادرم میگه که اصلا و ابدا ،خواهش میکنم یه راهنمایی بفرمایید چیکار کنم تا کی باید به حرف مادرم باشم ،با تشکر
۳ پاسخ۳۸ بازدید
1403/09/03
سوال 995720
با سلام. 50 ساله هستم و متاهل و دارای 4 فرزند. بسیار شادم و با خانواده خیلی با انژی برخورد می کنم. اما اصلا بازخورد پر انرژی نمیبینم. به همسرم حق می دهم با وجود شغل و بچه ها..ولی نمیدانم چگونه نشاطی که نیاز دارم به دست آورم. اخیرا با خانم مطلقه ای که پر از انرژی است آشنا شده ام و بسیار با هم پرانرژی هستیم . این رابطه بدون آگاهی همسر و فرزندانم است و هر دوی ما به شدت از آن راضی هستیم به طوری که در شادی نسبت به همسرم و خانه افزوده است. به نظر شما این رابطه جدید راادامه دهم؟ متشکرم
۵ پاسخ۳۵ بازدید
1403/09/01
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995708
سلام و وقت بخیر ،در حال آشنایی با خانمی هستم که از بنده سه سال بزرگتر هستن ،و وقتی به ایشون میگم که مرد باید بزرگتر باشد میگه که اگر دختر و پسری همدیگرو دوست داشته باشن سن مهم نیست ،سوال بنده این هست ک فرداروزی ب مشکل برنمیخوریم آیا خانم حس برتری یا بزرگتری نمیکند ممنون میشم راهنمایی بفرمایید
۶ پاسخ۳۱ بازدید
1403/09/01
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995707
سلام وقت بخیر..اقا هستم3۸ ساله و مجرد..فردی به من معرفی شدن که تحصیلات دکتری داشتن و گفتند که شما باید ادامه تحصیل بدهید و وقتی دکتری قبول شدین ادامه اشنایی میدم..بنظر شما چون من لیسانس هستم و تا اون موقه که دکترا بشم چند سالی طول میکشه و ممکنه وقت ببره ..چقدر میشه حساب کرد به حرف ایشان؟
۵ پاسخ۳۵ بازدید
1403/09/01
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995706
سلام وقت بخیر سوالی داشتممن 38سالمه ارشد مجرد یه آقایی بهم معرفی شد 37ساله زیر دیپلم و مطلقه شغلشون راننده ماشین سنگینجلسه اول بهم گفت تا دوم دبیرستان خوندم و ادامه میدم ولی بعد زد زیرش و بعد از اینکه بهش گفتم کمتر خوندی اقرار کرد که تا سیکل خونده و بهم دروغ گفتهمتوجه بعضی کلمات من مثل استقلال رای نمیشدبعد از این دروغش و اینکه بعضی رفتارهاشو نمی پسندم مثل نگاه کردن به خانما و راحت بودن و اینکه یه حرف رو چند بار تکرار میکنه و خیلی تماس میگیره، تصمیم گرفتم کات کنم گریه میکنه ضجه میزنه التماس میکنه که ببخش و با من بد نکن و با من اینکار رو نکن چند روزه گریه میکنه منم از گریه ایشون تو تنهاییم گریه م میگیره🥺بارها و بارها میگه دوستت دارم خیلی بهم توجه میکنه طوری که کلافه م میکنه میشه راهنماییم کنین که از این احساسات منفی خارج بشمضمنا خواستم مشاوره خصوصی بگیرم پرداخت هزینه انجام نمیشد
۴ پاسخ۱۷ بازدید
1403/09/01
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995705
سلام وقت بخیر سوالی داشتممن 38سالمه ارشد مجرد یه آقایی بهم معرفی شد 37ساله زیر دیپلم و مطلقه شغلشون راننده ماشین سنگینجلسه اول بهم گفت تا دوم دبیرستان خوندم و ادامه میدم ولی بعد زد زیرش و بعد از اینکه بهش گفتم کمتر خوندی اقرار کرد که تا سیکل خونده و بهم دروغ گفتهمتوجه بعضی کلمات من مثل استقلال رای نمیشدبعد از این دروغش و اینکه بعضی رفتارهاشو نمی پسندم مثل نگاه کردن به خانما و راحت بودن و اینکه یه حرف رو چند بار تکرار میکنه و خیلی تماس میگیره، تصمیم گرفتم کات کنم گریه میکنه ضجه میزنه التماس میکنه که ببخش و با من بد نکن و با من اینکار رو نکن چند روزه گریه میکنه منم از گریه ایشون تو تنهاییم گریه م میگیره🥺بارها و بارها میگه دوستت دارم خیلی بهم توجه میکنه طوری که کلافه م میکنه میشه راهنماییم کنین که از این احساسات منفی خارج بشم
۰ پاسخ۲ بازدید
1403/08/30
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995703
سلاممنحدود ۳۸ سالماست و دارای ۲ فرزند پسر هستم حدود ۳ و ۱ سالهکه همسرم حدود ۱۰ ماه زندگی ترک کرده و بچه ها با من زندگی میکننو با تلاش برگشت همسرم هیچ راه نمياد و مهریه و نفقه و ... اقدام کردهمن با توجه به اینکه تکمین دادخواست دادم در حال رسیدگی استسوال این با وجود ۲ فرزند که مسئولیت ان با من و مادرشون استباید چیکار کنمایا جدا بشمخانومی با من و فرزندانم زندگی میکندموندم باید چیکار کنمراهنمایی کنید
۴ پاسخ۳۰ بازدید
1403/08/30
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995702
سلام،۳۵ سالمه و ۶ سال پیش یک عقد ناموفق داشتم، در حال حاضر هیچ انگیزه و شور و هیجانی به هیچ دختری برای ازدواج ندارم،احساسی که اغلب اوقات دارم اینه که یه حس بی نظمی و آشفتگی در ذهنم دارم،با وقوع یک مشکل در زندگی این حالت برام تشدید میشه و زود عصبی میشم و به همین دلیل با خودم میگم اگه ازدواج کنم بار زیادی از مشکلات به سمتم سرازیر میشه که در اینحالت دچار یک بحران آشفتگی و خستگی ذهنی میشم،لطفا راهنمایی کنید
۴ پاسخ۲۰ بازدید