پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1403/08/21
سوال 995644
با سلام و خدا قوت.فرزند اولم فاطمه 5 سال است که ازدواج کرده. دو سال اول روابط خیلی خوب بود و ما چندین بار محل سکونت آنها که جزیره کیش بود رفتیم. اما تقریبا دو سالی است که به طور کلی با همه قطع ارتباط کرده اند.ظاهرا روابط خودشان خوب است به خصوص بعد از به دنیا آمدن دخترشان. اما همسر بنده از عدم ارتباط آنها گاهی به شدت آزرده می شود. گاهی هفته ها و ماه ها به بهانه کار زیاد و عدم وقت حتی یک تلفن نمیزنند. همیشه تلفن و پیام از جانب ماست. نمی دانم چه باید کنیم و نوع رفتارمان چه باشد؟
۳ پاسخ۱۶ بازدید
1403/08/20
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995640
سلام. دختری هستم متولد ۷۷ سالمه خواستگاری بهم درخواست آشنایی دادن که متولد ۷۰ هستند و هفت سال و هفت ماه ازم بزرگتره و یه جلسه دیدار ۴ساعت و نیم در پارک و کافه داشتیم . ایشون نسبتا شرایط خوبی نسبت به موردهای دیگم دارن مثلا محدودهی سکونت شون نزدیکه ، طبیعت گرده و قله نورده و کوه نورده که همیشه تو رویاهام بوده و دوست داشتم این مسائل رو با همسرم تجربه کنم و چون خودمم اهل طبیعت گردی و سفر هستم خوشم اومده و از لحاظ اخلاقی هم مورد پسندم بودن ولی خب شرایطی دارن مثلا که از همه مهمتره تک فرزنده که البته نسبت به خواستگارای دیگم که تک فرزند بودن پخته تر به نظر میرسید (ازنظر عقلی) و مورد دیگه وقتی عکس پروفایلش رو دیدم به دلم نشسته بود و ایشون هم خداروشکر درخواست ارسال عکس ازم نخواستن و یه راست رفتیم همو دیدیم و در همان لحظه ی اول متوجه شدم چشاش چپه و جا خوردم ولی هیچ رفتار ناشایستی انجام ندادم و کاملا بهش نگاه میکردم و به حرفاش گوش میدادم تا اینکه بهم گفت ۳ بار چشاش رو عمل کرده و من پیش دستی کردم و یهجوری که مثلا ناراحت نشه در مورد چپ بودن چشاش پرسیدم و حتی گفتم توی عکسا اصصلا معلوم نیست و البته اون عکسا قدیمی بودن و چهره اش خیلی نسبت به عکسا شکسته شده است و اون عکسا برای سال ۹۶ تا ۹۹ بوده و بعدش گفت که چشم راستش کاملا نابینا هست و من اصن تعجب کردم و جا خوردم و گف اصلا هیچکس متوجه نمیشه تا وقتی که خودش بگه در مورد نابینا بودنش و از همون دوران به دنیا آمدنش اینطوری بوده و گفت مامانش از یکی وقتی باردار یوده سرخچه گرفته و چشمش بخاطر این اینطوری شده و ازم پرسید که میتونم کنار بیام یا نه و من گفتم اصلا نمیتونم اون لحظه جواب بهش بدم و به نظرم خوشحال شد چون گف اگه اون موقع جواب میدادم جای تعجب داره و اینکه با همهی دخترایی که قرار میذاشته کلا فقط نهایتا تا یک ساعت صحبت میکردن و همه خاتمه میدادن و من اولین نفری هستم که این مدت باهم صحبت کردیم و خب البته چون من با بیشتر خواستگارام ۲ تا ۵ ساعت قرار میذارم برام عادیه البته خب بستگی داره چه موقع از روز باشه و اینکه البته بهش گفتم چرا هیچی از نابینا بودن یه چشمش توی فرمش ننوشته یا حتی مامانش اصلا به مامانم توی تلفنی که باهم صحبت کردن نگفته یا مثلا وقتی مامانم ازش پرسیده سربازی رفته با نه گفتش معاف شده بخاطر تک فرزند بودن اما وقتی ازش پرسیدم گفت بخاطر چشمش معاف شده و خب چون برادر خودمم یکمی پاش از به دنیا آمدنش مشکل داشت و عمل کرده و معاف شده خیلی عادی رفتار کردم و جتی گفتم بهش که خب یه برادرم رفته سربازی ولی اون یکی معاف شده بخاطر پاش ، قضيهی نابینا بودنش رو دو ساعت بعد از شروع مکالمون گفت و اینکه اوایل صحبت هامون چون من پرسیدم وسیله نقلیه مثلا موتور یا ماشین دارید یا نه گفت نه و بیشتر با مترو همه جا میره و چون خب من موتور دوس دارم گفتم مشکلی نیست ماشین نداری موتور هم خوبه و گفت اگه ماشین بگیرم من رانندگی میتونم بکنم یا نه و من خب چون گواهينامه ندارم و همش امتحان شهرش رو میافتم گفتم بهتره خودش رانندگی بکنه و من حالا در آینده شاید تونستم قبول شم اما خب خودش گفت گواهينامه داره ولی خب باباش ماشین داره اوصولا باباش رانندگی میکنه حالا من چون اون موقع نمیدونستم از نابیناییش اصلا توجه نکردم ، و الان تازه یادم افتاد که چرا این موضوع رو مطرح کرد و گفت ماشین میخره اما اگه خواستم من بشینم پشتش اون موقع خوشحال شدم گفتم تنها پسری هست که اینو میگه چون باقی پسرا هیچ وقت نگفته بودن من برات ماشین میخرم ؛ الآن موندم آیا واقعا گواهينامه ی ماشین داره آیا یا نه ؟! بهش آیا دادن ؟؟ بهش گفتم حداقل ۴ روزی وقت میخوام که فکرام رو بکنم و جواب بدم.و حتی ازش پرسیدم آیا اجازه دارم به خانواده ام در مورد نابیناییش بگم یا نه که گفت اگه میتونی کنار بیای به خانواده ام بگم اگه که نه اصلا نگم ، من بعد از دیدارمون حالم خیلی بد بود و اصلا نمیدونستم چیکار کنم و تا فرداش صبر کردم و چون مامانا همش میپرسن که چیشد نظرت چیه و اینا و همش غر میزنه که بالاخره با یکی از این خواستگارا ازدواج کنم و گل بی عیب خداستهیچ کس کامل نیست و اینا و چون اول گفتم بهشون نظرم منفیه و مامانم گف این که خوب بود نسبتا البته اصلا شغل خوبی نداره و درآمدش کمه ولی مثلا خونه برای زندگی داره از نظرشونون قابل قبول بود و نتونستم طاقت بیارم و گفتم بهشون که چشاش چپه و کاملا یه چشمش نابیناست الآن اوناهم کلا تو شوکن ولی من راحت شدم و نمیتونستم دووم بیارم و داشتم خفه میشدم و گفتم . حالا من چون آدم منطقی هستم و خیلی محتاطانه رفتار میکنم و صبورم و همه جوانب رو در نظر میگیرم و با عجولانه تصمیم نمیگیرم گفتم از شما راهنمایی بخوام که بببنم نظرتون چیه ؟و من چیکار کنم ! چهره اش هم معمولی بود تا حدودی به دلم نشست و ازش بدم نیومد ، قدم هم بلنده و زیاد ازم بلند نیست اما چون ورزشکاره و هیکلن خوشم اومد و البته گفت یکی از دوستاش تو قله نوردی که چندسال پیش بود فوت شده و از تیم ۵۰ نقره فقط تعداد کمی برگشتند و خودش اون موقع نرفته و جا مونده و رفیقش در اخر فوت شده دیگه نمیره و ترسیده و خب بهتر من واقعا میترسم و دوست نداشتم بره چیزی نگفتم و گف حاضری امتحان کنی طبیعت گردی و ... رو من م گفتم دوس دارم تجربه کنم و هیجان داره خوشش اومد.ببخشید که این همه نوشتم اما واقعا به نظرم لازم بود که همه چیز رو بنویسم و بگم . راستی مامانم اینا فکر کنم نظرشون منفی باشه البته نمیدونم هنوز چون ازشون نپرسیدم ولی از وقتی که موضوع رو فهمید دیگه غر نزد یا دوستام رو تو سرم نزد که همشون بچه دارن شوهر کردن و من هنوز هیچی یا با هرکس حرف میزنم روش ایراد میذارم البته من همه رو منطقی رد میکنم و با مشاوران همدم یا بیرون مشورت میکنم و خداروشکر تا الآن هیچ وقت پشیمون نشدم ، حالا فردا ازشون میپرسم ببینم نظرشون چیه ...راستی لطفا سوالایی یا چالش هایی رو هم مطرح کنید بهم که متوجه بشم آیا مثلا به مامانش یا باباش وابسته هست یا نه چون تک فرزنده و مثلا استقلال فکری داره یا نه ... که البته وقتی این همه مدت میرفته مسافرت و اینا معلومه که وابستگیش نسبت به والدینش نسبت به خواستگارای دیگم که همشون بچه ننه بودن و معلوم بود ولی این خیلی کمتره.راستی گفت یه عکل دیگه هم داشته که تیروئیدش رو کلا درآورده و الآن قرصش رو میخوره گفتم چرا گف باید در میاورده و خطرناک بوده ... میخواستم بدونم مهمه یا نه مثلا ربطی به بچه دار شدن داره یا نه هم تیروئیدش هم چشمش ؟ مثلا ارث بده به فرزندشچون دقیقا یه خواستگار داشتم همشون کم خونی شدید داشتند هم خودش هم ۳تا برادرش و هم مامانش (یاد اون افتادم گفت به بچم هم میدم) گفتم شاید اینم اینطور باشه ولی خودش هیچی نگفت البته منم نپرسیدم ازش یادم نبود تو شوک بودم اون موقع 🤦🏻♀️ ممنون میشم کمکم کنید و نظرتون رو بفرمائید🙏🏻🌹
۴ پاسخ۳۱ بازدید
1403/08/19
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995626
سلام وقتتون بخیربا آقایی ۳۲ ساله در حال اشنایی برای ازدواج هستیمهر دو قبلا ازدواج کردیم و جدا شدیم و در زندگی قبلی مشکل جنسی نداشتیم، از صحبت های این اقا در طول یک ماه و نیم متوجه شدم که نیاز جنسی خیلی بالایی دارن در چت ها و دیدار ها معمولا صحبت هایی راجب نوع رابطه و زمان رابطه و معاشقه و ... دارند اما توافق کردیم تا ازدواج رابطه نداشته باشیم ایشون توی صحبت هاشون گفتن که دوس دارن رابطه جنسی خیلی طولانی باشه مثلا بالای یک ساعت و اینطور که گفتن من حس کردم دیرانزال هستن و گفتم دوست دارن دوبار هررابطه ارضا بشن و الان تقریبا هرروز خودارضایی میکنن و بعدا هم احتمالا هرروز رابطه میخوان اما گفتن که هرطور من بخوام خودشون رو وفق میدناین نشانه ها بنظر شما نرمال هست یا خیر
۵ پاسخ۵۹ بازدید
1403/08/18
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995624
سلام من امیر هستم امیدوارم حالتون خوب باشه و لی من نمی دونم چرا دارم به تنهایی عادت میکنم ۳۶ سالمه
۳ پاسخ۱۲ بازدید
1403/08/18
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995622
با سلام من خانومی ۳۱ ساله هستم که در اصل بعد ۲سال زندگی سخت و وحشتناک قاضی طلاقم دادن،هم تحصیل کرده هستم در مقطع ارشد،هم خانواده مناسب و محترمی دارم هم میانگرا هستم دین و دنیامو باهم دارم،و تا اونجایی که چارچوبم اجازه داده زندگی معقولی داشتم و ظاهر خوبی داشتم و دارم و سطحی متوسط نه پایین نه خیلی بالا داریم، من سوالم اینه آقایون خصوصا متولدین ۶۵ و این حدودا که ازدواج نکردن چطور مینویسن مطلقا مجرد میخوان!و هیچ فرصتی نمیدن؟ یکی مثل من اصلا طعم زندگی مشترک رو نچشیده فقط یه انتخاب اشتباهی داشته که تو جلسات حضوری واقعا قابل صحبته،البته حق طبیعیه هرکسیه که مطابق علاقش همسر انتخاب کنه.من دوتا مساله دارم یکی اینکه مدرکم ارشد هست منتهی عکسی که ارسال کردم کارشناسیه برای همین برای کسی که دکترا داره مثلا ثبت درخواست میزنم نه قبول میکنن نه رد میکنن حداقل اجازه یه جلسه صحبت نمیدن.یکی هم همین که پس ما خانومای واقعا پاک و صادقی که فقط بخاطر انتخاب اشتباه تو اوج جوونی زندگی خوبی نداشتمو رکب خوردم و اهل پارتی و دوره همیای امروزی نیستم،مدام تو خیابون نیستم و تو چارچوب زندگی کردم،درسمونم که تموم شده دقیقا کجا مناسب خودمونو پیدا کنیم؟!انشاءالله عاقبت بخیر بشیم
۶ پاسخ۴۱ بازدید
1403/08/17
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995616
یکی از درمانگرها زحمت کشیدند و به سوال من پاسخ دادند من در روابط اجتماعی مشکلی ندارم ولی متاسفانه آقایونی که معرفی میشن فقط از طریق یک مکالمه ساده ی چند دقیقه ای یا پیامک تصمیم گیری می کنن همین باعث میشه که اعتماد به نفس یه دختر یا حتی پسر بیاد پایین اینکه شخص مقابل چطور بدون هیچ دیدگاهی سریع تصمیم میگیره.. و اینکه محیط کاری رو هم که فرمودید در محیط کاری که همه خانم هستند و نیروی مرد نداریم چطور میشه کسی رو پیدا کرد..همچنین دانشگاه هم که دیگه نمیریم...امیدوارم که هر چی قسمت باشه برای تمام دخترها و پسرها پیش بیاد ممنون
۳ پاسخ۲۰ بازدید
1403/08/17
ناشناسخانواده و روابط
سوال 995614
سلام وقتتون بخیر من دختری ۳۳ ساله هستم که تا الان با کسی وارد رابطه نشدم همین باعث شده که خلا زیادی در زندگیم احساس کنم.... که در نهایت در همدم ثبت نام کردم تا با کسی آشنا شوم و اگر قسمت به ازدواج باشه ازدواج صورت بگیره ولی مشکل این جاست که آقایونی که معرفی میشن اصلا با یک بار تلفن یا پیام رد پیشنهاد میزنن من فقط موندم چطور تشخیص میدن کسی رو که ندیدن خوب هست یا نه!!!!من هم از نظر خانوادگی خوب هستم و هم از نظر تحصیلات و شغل جایگاه خوبی دارم و از نظر ظاهر هم مناسب هستم و تا جایی که بتونم و محیط بهم اجازه بده لباس خوب و مناسب دارم و تیپ میزنم ولی آقایون برای زندگی دنبال چه چیزی هستن اینو رو نمیفهمم و واقعا از این موضوع ناراحت هستم و نگران آینده ام که نتونم شخص مورد نظرم را پیدا کنم چون در اطرافمم آقا ندارم و امکان مسافرت یا با تور جایی رفتن رو هم ندارم که آشنا بشم ممنون میشم راهنمایی کنید..
مهارت های ارتباطی2اختلال روانشناسی1تمایل داشتن به ازدواج1نیاز به برقراری ارتباط با جنس مخالف1احساس نیاز به ازدواج111+
۸ پاسخ۵۴ بازدید