پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1403/04/11
ناشناسخانواده و روابط
سوال 994373
سلام وقتتون بخیر من با یه آقایی در همدم آشنا شدم قسم دادن که آیا با پسری بودی یا نه من هم گفتم پارسال سه ماه با یکی در حال آشنایی بودم که به هم خورد گفتم ازدواج کرده گفت از کجا فهمیدی من هم گفتم از پیجش تو اینستا گفت حتمن عکسش تو گوشیت هست باید گوشیتو بدی نگاه کنم منم عکس خصوصی داشتم ندادم گفت یه جای کارت میلنگه حتمن مشکلی داری که گوشیتو نمیدی نگاه کنم منم عکسارو پاک کردم گوشیرو دادم ولی نگرفت گفت یه چیزی هست که گوشی رو ندادی خداحافظی کرد ورفت پیام دادم جواب نداد گفتم از همدم رد درخواست بده اونم نداد خودم دادم وبرام تموم شد
۴ پاسخ۲۲ بازدید
1403/04/10
ناشناسخانواده و روابط
سوال 994368
سلام مدتی هست که با یک آقا آشنا شدم ، هر دو ۲۶ ساله هستیم .همه چیز در دیدگاه اولیه و بررسی های ابتدایی خوب بنظر میاد .در اصل قبول داشتن نظام و رهبری هم ، هم عقیده هستیم .اما در بحث انتخابات باهم تفاوت عقیده داریم ، و کمی هم چالش برانگیز شده و به بحث کشیده شده .آیا این مورد رو جدی بگیرم و یا صرفا یک اختلاف سلیقه ساده هست؟
۴ پاسخ۲۷ بازدید
1403/04/10
ناشناسخانواده و روابط
سوال 994366
سلام من دوماهه با یه آقا با قصد ازدواج آشنا شدم.یک ماه اول همش صحبت های مهم و درباره برنامه های آینده داشتیم اما الان یک ماهه ایشون همش از رابطه حرف میزنه گاهی هم وسط حرفاش میگه مجردی و عشق و حال.من خیلی به هدف ایشون شک کردم نمیدونم ادامه بدم مرحله آشنایی رو یا نه
۵ پاسخ۱۹ بازدید
1403/04/10
ناشناسخانواده و روابط
سوال 994365
با سلام و وقت بخیر. کسی که اول آشنایی، هنوز یک روز از آشنایی نگذشته؛ درمورد نیاز جنسی سوال میکنه و میگه میخوام بدونم گرمی یا سردی رو چه جوابی بدیم؟ من یه مورد داشتم با وجود شرایط خوب پس ولی درخواست رد دادم. لطفا قبل از اینکه شماره ما خانما رو به آقایون میدی بهشون بفرمایین اینقدر شل مغز برخورد نکنن. سیاست رفتاری و گفتاری داشته باشن. ممنونم.
۳ پاسخ۱۵ بازدید
1403/04/09
ناشناسخانواده و روابط
سوال 994359
چرا هیچ کس پیشنهاد من رو قبول نمیکنهچرا اصلا انتخاب نمیشم؟
۰ پاسخ۳ بازدید
1403/04/09
ناشناسخانواده و روابط
سوال 994357
سلام من به تازگی ازدواج کردم و متوجه اخلاق های خاصی تو همسرم شد ،اون اوایل برای سر کار فتن میگفت پشت سرش آب بریزم حتما من فکر میکردم فاتزیشه یا دوست داره گاهی نمیریختم بهونه میکرد انقدر وایمیستاد تا بریزم میگفت تو نمیفهمی به صلاحته من مردم و این طور حرفها یکی دو بار حتی نریختم نرفت سر کار تا اینکه مشاجره ای داشتیم سر همین مسائل که برنامه ریزی به اجباری داشت میگفت باید بامن همراه اش همراهی یعنی این تو تمکین نمیکنی و...یا اینکه میگفت جلوی در ورودی ریسه زده تا میاد براش روشن کنم و من خوش آمد گویی میکنم حتی بغلش میکنم یا بدرقه دعای خیر میکنم میگه همینی که من میگم و باید انجام بدی دوست داری اونا هم باشه ولی این و باید انجام بدی چون مَردَم و اینا رو جز مردونگیش میدونه و انجام ندادنش و سرپیچی و نخواستنش یا اینکه فکر میکنه بچه های آینده با دیدن این حرکات بهش احترام خواهند گذاشت ارج پیدا میکنه ولی من این سری گفتم که انجام نمیدم چون بچه بازی داره وقتی به این بهونه حتی نمیری سر کار من بهش میگم من تازه اومدم به زندگیت انقدر حرف خودت نباشه یک بار امتحان کن چند وقته بدون این رفتی سر کار اتفاقی نیفتاده قبول نمیکنه مثلا سر خیلی مسائل اینطوریه میگه من مردم پس باید من بگم من تصمیم بگیرم من نظر تو رو میشنوم نهایی من تصمیم میگیرم میگم زندگی مشترک یعنی دونفر با تفاهم و توافق تصمیم میگیرن میگه من نظر تو رو گوش میکنم شاید آخر نظر تو انجام شد ولی من تصمیم میگیرم یه طور ی رفتار میکنه انگار بعضی چیزها انجام نشه حرفش زمین گذاشته میشه یا از مردونگی اش کم میشه مثلا یه لیست آهنگ داشته باشیم و پیشنهاد بده یه آهنگی و و من نذارم حالا نه به قصد میگم این بهتره آخرسر یا خودش دوباره پخشش میکنه یا انقدر به من میگه تا بذارمش انگار حرفش رو زمین مونده باشه حتی سر چیزهای خیلی کوچیک من میخوام بدونم چیکار باید بکنم چطور باید باهش رفتار کنم چند وقته ما مشاجره های کوچیک و بزرگ داریم هر شب هم داریم تقریبا لج باز هم هست به شدت تا به روش بیارم شاید نکنه لجبازی اصلا هم مشاوره رفتن و قبول نمیکنه من همش میخوام باهاش آروم رفتار کنم ولی منطق خودش و قبول داره مثلا درمورد آب ریختن هرچی میگم من دعا میکنم امتحان کن اون نباشه چی میشه و.. قبول نمیکنه واضح میگم چیزی که بشه وظیفه اگر یه روز انجام ندم نری سر کار بچه بازیبشه انجام نمیدمراهنمایی میخوام کتابی باشه راهکاری باشه انجام بدم چون مشاوره قبول نمیکنهسر مسئله لباس کوتاه پوشیدن تو خونه به من میگفت نباید بپوشی یکم بالای زانو باید بپوشی تو خونه دلیل داره که میگم با لباس خواب نباید بگردی تو خونه من هرچی تو گوگل میگردم دلیلی پیدا نمیکنم به زور دارم میپوشم ولی سر لباس خواب پوشیدن آخر شب توخونه دعوا راه انداخت گفت نباید بپوشی یا تا میری اتاق خواب یه چیزی بنداز روی دوشت گفت این رسالت منه یا انجام بده یا برومن واقعا میخوام بدونم این اخلاقش از چیه و چطور باید باهاش رفتار کنم من واقا دوست ندارم تو زندگی مشترک لج و لج بازی باشه و قطعی بگم انجام نمیدوم و دوست ندارم اصلا ولی خودش مجبورم میکنه
۳ پاسخ۲۴ بازدید
1403/04/09
ناشناسخانواده و روابط
سوال 994353
از همینجا با یک آقایی با قصد ازدواج آشنا شدم حدودا دوماهه اما الان از من درخواست رابطه جنسی بدون دخول داره و میگه باید آشنا بشم ببینم توی رابطه گرم هستی یا نه.من خیلی مرددم قبول کنم یا نه
۴ پاسخ۱۹ بازدید
1403/04/08
ناشناسخانواده و روابط
سوال 994343
سلام می خواهم زن دوم داشته باشم لطفا راهنمایی بفرمایید
۰ پاسخ۲ بازدید
1403/04/08
ناشناسخانواده و روابط
سوال 994342
سلام می خواهم همسر دوم داشته باشم ،خواستم من را راهنمایی کنید ممنون
۰ پاسخ۰ بازدید
1403/04/08
ناشناسخانواده و روابط
سوال 994341
سلام من حدودا هشت نه ماهه ازدواج کردم در مورد برنامه ریزی برای روابط زناشویی سوال داستم ووایل رابطه همسرم به برنامه ریزی داشتن ولی باز درمورد رابطه زناشویی اونقدر برنامه نمیچید مگر زمانهایی که باشگاه میرفت ولی باز بعد چند وقت شروع کرده روز و ساعت میذاره براش من روز و دوست ندارم ولی چون میگه باید ساعت ده خواب باشه که به صبح لطمه نزنه ولی صبح سر کار نمیره بیدار میشه کتاب میخونه و برای رابطه مون برنامه میذاره و میگه این کار باعث میشه شب دیر بخوابیم صبح دیر بیداررمیشیم و من نمیتونم کتاب بخونم یا به کارهای دیگه برسم و میگه برنامه داشتن برای هر کاری ضروریه زمان بندی و برنامه ریزی برای رابطه زناشویی درسته؟من میگم خب یه چیزهایی برنامه نمیخواد واقعا مخصوصا رابطه که یه سمتش عشقه و خود به خود به وجود میاد من دوست ندارم یه وقتهایی که خودش هم میدونم میخواد ولی به ساعت نگاه میکنه یا برنامه اش و چک میکنه حس بدی میگیرم من میگم به خاطر برنامه جلوی خودت و میخوای بگیریرفتار درست چیه درمقابل همسرم و برنامه ریزیش
۳ پاسخ۱۵ بازدید
1403/04/07
سوال 994335
با سلام من متولد ۷۳ هستم و عاشق دختری متولد ۶۹ که تقریبا با من۳ سال تفاوت سنی دارد و همچنین قبلاً ازدواج کرده و یک فرزند دارد که فرزندش در شهرستان پیش عمه شوهر سابقش می باشد و نزدیک به ۶ سال هست جدا شده است خانواده من با اینکه دختر از پسر بزرگ تر هست مخالف هستند و بخاطر اینکه در خانواده ما این نوع ازدواج ها پیش آمده و بعدش در سال های بعدی با مشکل و طلاق منجر شده اند این دید در نگاهشان برجسته و با این موضوع مخالفت کرده اند اما من هنوز در مورد مطلقه بودن این خانم به خانواده ام چیزی نگفتم چون دیدم در خصوص سر سن دختر خانم مخالفت کردند و باعث جر و بحث می شد پدر و مادرم با من من سکوت کردم با اینکه خانواده دختر خانم موافق هستند اما خانواده من پا پیش نمی زارند و همچنین مورد مطلقه بودن و بچه دار بودن آن را بدانند به طور کل با این ازدواج مخالفت به شدت سختی می کنند و پدرم به من گفت اگر باز در مورد ازدواج با این دختر حرفی بزنی به طور کل خانه را ترک کن و خواستی بدون ما برو خواستگاری من این را می دانم اگر خانواده من مخالف باشند مطمئنا خانواده آن ها با ازدواج من و آن دختر خانم مخالفت می کنند که این خود باعث سردرگمی من شده و راهی بابت این موضوع به ذهنم خطور نکرده آیا راه حلی وجود دارد ؟
۰ پاسخ۰ بازدید