پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1403/02/07
ناشناسخانواده و روابط
سوال 993721
سلام..من چند تا مشکل بزرگ دارم که برام چالش ها و ناارامی های زیادی ایجاد کردن..کاش این جا قسمت ویس میداشت چون تایپ کردن خیلی سخته..و این که نمیدونم باید خصوصیش کنم یا عمومی 😅😅اسم من الهه است...۲۴سالمه..لیسانس معماری دارم...بصورت پاره وقت در یک دفتر معماری که رئیسم داییم هست کار میکنم..۵تومن حقومه واگه بخوام بیمه هم از طرف دفتر میشم با ساعت کاری و روزها و ایام اداری ۸تا۲...من با پدر به مشکل خوردم 😅شخصیت ایشون چون نظامی هستن شخصیت سلطه گره..خودشون تو ۱۰سالگیم خیانت کردن مامانم بخشید ولی از وقتی برگشتن به هم به مامانم انگ خیانت میزنن ..مامانم و مثل گوسفند باخودشون این ور اون ور میبرن چون معتقدن مامانم پسر میاره خونه..عکس برا کسی میفرستع اگه گوشی دست مامانم باشهو مامانم یدونه فضا مجازی نداره..من کنکور تجربی قبول نشدم...تقصیر مامانه..چاق شدم تقصیر مامانه..سرم تو گوشی تقصیر مامانه..داداشم مریض بشه تقصیر اونه..لحن حرف زدنش افتضاحه..مشکل از زمانی که بازنشت شد بدترم شده الان ۳.۴ سال شده..اون موقع میرفت سر کار بعدازظهر بیرون ۲.۳ ساعت بیشتر خونه نبود..الان تو خونه بیکار الاف..اعتقاد به کار کردن درس خوندن هیچی نداره..پول مادر منو که معلم بازنشستس ماه به ماه از تو کارت مامانم برمیداره....۲.۳ تومن تهش میزاره الا ۲۴ ۲۵ ساله این جوریه....مامانم جرعت نداره بگه این قدر پول قایم کردن چون میگه تو هرزه ای یه درامد دیگه از هرزه ایت داری ..😅😅😅😅😅مادر بزگ من پارسال فوت کردن..عامل بهم ریختن کل خانواده پدری همین دعوا ها و ابروبری هایی بود که این مرد کرد..از فیزیکی تا لفظی..ابرو زن عمو بزرگمو برد..با عمو بزرگم قطع ارتباط کرد....اصلا نمیشه باهاش حرف زد..اگر مقصر هم باشه با یه لحن افتضاح اخر طوری رفتار میکنه که تو مقصر میشی..حالا هم گیر میده به من..من ۱۶۷ سانتم۸۷ کیلو هستم درسته که چاقم ولی الان رفتارش این جوریه..راه میرم با بدی نگاه میکنه..خوابم پشتم حرف میزنه..بیدارم حرف میزنه..امروز میگه بره خونه مادربزرگش تو چشم من نباشه..غذا میخورم لقمه هامو میشمره..پسر عمو بزرگم که مشکل داشت و دختر عمه کوچیکم کنکور معلنی قبول شدن..یه دری وری ها تف داد که منطق بهش خندید و خونمو تو شیشه کرد یک ماه..یاورتون میشه که تو باید کار پیدل کنی پول داشته باشی من روم نمیشه تو فامیل دختر بیکار ۲۳ ساله داشته باشم..گدشی دستمه تو اتاقم میشنوم میگه چرا همش تو اتاق توگوشی ..بیچاره کرده.۵ سال از کنکورم گذشته دانشگاه ازاد رفتم هنوز نیگه درس نخوندی..به جا نرسیدی ..از مدرکت خیری ندیدی..بشین دوباره کنکور بخون معلمی قبول شی..یا این استخدامی ها شرکت کن..دوتا از اقوامون شرکت کردنن خدا محمد نکنه قبول شن دیکه اون موقع خودم از خونه میرم..سر یکی از همین امتحانا تمام روز استرس داشتم نکنه قبول شده باشن..زندگیم جهنم شه مخصوصا دختر همون عموم..مجبوریم به حرفش کنیم اکه نکنیم زندگی جهنم میشه یا میگه طلاق..۵ ساله گواهینانه دارم..سر گرفتنش دقم داد.حالا ماشین نمیده باااین که دوتا داره..من با اتوبوس میرم و میام فکر کن....حالا اینا خوبهمن پسر عمه ای دارم که دکتری روانشناسی دارن و دفتر زدن..درامدشون و نمیدونم حدود ۳۰ سالشونه ولی تازه از سربازی مرخص شدن.از ۱۵ سالگی من این مرد و اون خانواده عفریته نقشه ریختن که منو بدون این که بهم بگن بدن به این پسره...باورتون میشه زوری ..من میتونم مخالفت کنم نخیرررر😅چون باید از این خونه برم همه حمایت ها هم قطع میشه تو دهن خودم گفت..یه دختر خاله دارم همسنم عروس شده رفته..تو دهنم میگه چه گناهی کردم تو دختر من شدی چرا مثل بقیه عاقل نشدی چرا مثل اونا نشدی..حالا همین اقا پسر تو جمع برگشتن گفتن زن باید نچرال باشه..چاق نباشه..فلان بهمان میخوام..الهه و نمیخوام این داره حرصشو ایز این که بچه خواهرش محل سگ بهش نداده سر من خالی میکنه..انگار نه انگار که من ۷ ساله از غصه ازدواج کردن با این پسره که اصلا هم نمیخواستم باهاش ازدواج کنم نذری نبوده که انجام نداده باشم..بنظرتون من چیکار کنم..دارم از غصه دق میکنم..به نهایت حد خودم رسیدم..هی رفتارش کم و زیاد میشه مثلا یه مدتی خیلی خوبه باز به اصلش برمیگرده..۱۰ روز خوبه ۵ روز پیز پلت ...چیکار کنم توروخدا راه حل درست بگید
۳ پاسخ۲۵ بازدید
1403/02/07
ناشناسخانواده و روابط
سوال 993718
سلام . من چندسال پیش دچار بیماری اضطراب شدم و به شکل پنیک ظاهر میشد. اما این حملات انگشت شمار بود و تحت نظر پزشک کنترل شد.بعد از سه سال مصرف دارو، تحت نظر پزشک داروها قطع شد .بعد از حدود چهار ماه از قطع دارودوباره یک حمله پنیک خفیف تر از قبل داشتم .دوباره به پزشک مراجعه کردم ایشون گفتن آیا اضطراب و افسردگی یا گوشه گیری دارم بنده گفتم خیر. گفتن حالا که می تونی روال عادی زندگی رو داشته باشی دارو لازم نیست اما اگر این حملات در مدت کم تکرار بشن باید دارو مصرف کنی.حالا یک ماه گذشته و اتفاقی نیفتاده.الان من حالم خوبه و مشکلی ندارم سوال من اینه که منالاندارو مصرف نمیکنم و زندگی به مشکلی از لحاظ روحی نخورده اگر خواستگاری داشته باشم آیا اصلا لازمه اینمورد رو بگم ؟و اگر لازمه چه زمانی این کارو بکنم بهتره ؟ دوستان قبلا در اینمورد سوال کردن امابه دلیل تفاوت شرایط و نوع بیماری مجبور شدم دوباره سوال کنم.متشکرم.
۳ پاسخ۲۵ بازدید
1403/02/06
ناشناسخانواده و روابط
سوال 993717
سلام .پدر و مادر چقدر میتوانند در انتخاب همسر دخالت کنند ؟پدرم میخواهد خودش برای من زن انتخاب کند در حالی که من سلیقه دیگری دارم . ایشان انتظارات زیادی دارد و توانایی بسیار کم .من اکنون تقریبا یک مرد 40 ساله هستم که حتی یک بار هم نتوانستم خواستگاری بروم و حتی شغل هم ندارم .
۴ پاسخ۲۳ بازدید
1403/02/06
ناشناسخانواده و روابط
سوال 993716
سلام درود به شما<br>بنده یک فرد 35 ساله هستم مجرد هستم تا مقطع ارشد ادامه دادم تحصلاتو برای مشکلی به دکتر رفتم و متوجه شدم یک بیماری ژنتکی از بدو تولد داشتم که این بیماری ن.ع های مختلفتی دارد و بنده نوع دخیلی خیلی خفیف این بیماری دارم ولی چیزی مهم این هست که احتمال این مشکل به فرزند انتقال پیدا کنه پنجاه درصد خب ن مدتی خیلی دپرس شدم و واقعا ذهنم درگیر کرد ولی بعد اون چند تا مشاور خوندم میگفت اگر قصد ازدواج دارید باید چسله سوم به بعد عنوان کنید حالا مشکل من اینه برای ازدواج چه موقع این مشکل مطرح بشه با توجه به این مشکل در حد چند تا لک تو بدن هست و کمشکلی دیگه وجود ندارد ولی قابل انتقل هست پنجاه درصد<br>
۳ پاسخ۲۴ بازدید
1403/02/06
ناشناسخانواده و روابط
سوال 993712
سلام من بیمار ی اعصاب دارم ولی بیماریم تحت کنترله و قرص مصرف میکنم آیا میتونم ازدواج موفقی داشته باشم .مبتلا به شیزو فرنی هستم .لطفا راهنمایی کنید .مرسی
۳ پاسخ۷ بازدید
1403/02/06
ناشناسخانواده و روابط
سوال 993709
سلام ،تو دوران آشنایی با دختر خانمی هستم ولی هنوز موفق به دیدار حضوری نشدم چون شهرستان زندگی میکنه ،ایشون بعد گذشت دو سه روز از من تقاضای شارژ گوشی کرده ،از کجا بدونم که این خانم کار همیشگیشه و از این و اون شارژ نمیگیره ،واز طرفی من با این خانم برای ازدواج دارم آشنا میشم آیا شارژ فرستادن کار درستیه از کجا بدونم اهل ازدواج هست یا خیر یا اینکه شارژ و بگیره و بلاکم کنه ،ممنون میشم راهنمایی بفرمایید؟
۳ پاسخ۱۸ بازدید
1403/02/06
ناشناسخانواده و روابط
سوال 993708
ممنونم از پاسخ مشاوران گرامی، پیرو سوال قبل، من تو این دوران آشنایی فهمیدم ایشون شخص رکی هستن اما یه موردی هست که وقتی اومده بودن خواستگاری در جواب سوال پدرم که ازشون پرسیدن سرمایه شما چه قدره ایشون یه مقداری رو گفتن. و پدرم در جواب گفتن با این پس انداز چجوری از پس یک زندگی میخواید بربیاید ایشون گفتن همینه دیگهاین رک بودنه یا بی ادبی؟ درضمن پدر ایشون به ما قول خونه دادن اما خود آقا پسر قبول نکردن و بعد ها هم گفتن پدر من اشتباه کرد و نباید اون حرف رو میزد، من سوالم اینه که با این حرف به پدرشون بی احترامی نکردن؟ و اینکه کسی که الان روی حرف پدرش که بزرگتره حرف میاره چقدر قابل اعتماده؟
۳ پاسخ۱۰ بازدید
1403/02/06
ناشناسخانواده و روابط
سوال 993707
سلام و درودمن حدود 3 ماهی هست که با یک خواستگار در حال اشنایی هستم معرفی ما سنتی بوده، فرهنگ خانواده ی ما به گونه ای هست که من شروع کننده ی گفتگو نبودم و همیشه ایشون پیام میدادن یا زنگ میزدن و پیگیر بودن، اما عید که گذشت تبریک نگفتن و یه روز بعدش زنگ زدن گفتن من از شما توقع داشتم شما عید رو به من تبریک بگید یا یه بار از من سراغی بگیرید بعد من بهشون توضیح دادم که معمولا دختر در دوران آشنایی پیگیر نیست و پیام نمیدهمجددا گذشت و ایشون باز عید دیگه ای زد شد و حدود دوهفته هیچ خبری ازشون نبود، باز زنگ زدن و تو حرفاشون گفتن من از شما توقع داشتم که عید رو به من تبریک بگید و من حس میکنم بهم بی احترامی شده و این مدت منتظر بودم که شما یه پیام به من بدین و من گفتم راجع به این موضوع صحبت کردیم قبلا اما گفتن بله ولی من توقع داشتم.سوال من اینه ک مشکل از بندست یا ایشون؟ و اینکه ایشون با اینکه اولین بار توضیحات من و شنیده بودن باز هم بدتر از قبل حدود دوهفته خبری ازشون نشد، این عدم ثبات ایشون رو نشون نمیده؟ یا اینکه مشکل از منه و من باید پیگیر ایشون میشدم؟
۳ پاسخ۲۶ بازدید
1403/02/05
ناشناسخانواده و روابط
سوال 993704
آیا درسته ازدواج کم شده و رشد جمعیت سال به سال کمتر میشود ؟
۳ پاسخ۱۶ بازدید
1403/02/05
ناشناسخانواده و روابط
سوال 993703
سلام چجوری جواب ردو ثبت کنم نمیخوام مستقیم ب اقا بگم از چ طریق ب رابط اطلاع بدم؟
۱ پاسخ۳ بازدید
1403/02/05
ناشناسخانواده و روابط
سوال 993699
سلام پیرو سوال قبل: ممنونم که مشاورین عزیز منو راهنمایی کردین الان سوالم اینه برای اینکه بخوام جواب منفی نهایی رو به این آقا بدم چه جوری باید این جواب رو بهش بدم آخه با ملایمت وحسن خلقی که این آقا از من دیده به شدت وابسته شده و مدام اعلام میکنه نمیتونم بیخیالِ تو بشم، و مطمئنم ذره ای شک ندارم که جوابِ منفی وقاطعِ من برای ایشون خیلی سخت خواهد بود،راستش گذشته از خودم دلم نمیاد با نوعِ جوابی که میدم یه انسان رو جوری دلسرد وناامید کنم که مثلا زندگیش از همینی که هست تباهتر بشه،لطف کنید درمورد اینکه چه جوری این جواب رو بهش بدم که کار از این سخت تر نشه هم منو راهنمایی کنید،آیا نقاط ضعفشو بگم،آیا مشکلاتی که گذروندیم رو بگم،یا دلیل دیگه ای بیارم
۴ پاسخ۳۶ بازدید