پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1402/05/03

سوال 988103

با عرض سلام‌خدمت خانم‌عطاریان ببخشید به نظره شما اگه یه مردی بخواد یه زن مطلقه بگیره و برا تحقیق بره پیشه شوهر اولش فکر میکنید اون اقا که شوهره اون خانم بوده راستشو میگه ،،، نه به نطره من،،،
1402/05/03

سوال 988090

سلام سوالی از کاربران داشتم،از سمت شهرهای کرمانشاه هستم،آیا در شهرهای دیگر غیر از کرمانشا و همدان درمورد شغل،سن،تعداداعصای خانواده،زبان،مطلقه انقدر سخت گیرهستند؟😨
1402/05/03

سوال 988087

با عرض سلام خدمت شما عزیزان بنده چهلو چهار سالم هستش و مجرد از همون اوایل جوانی اصلا دوست نداشتم با دختر ازدواج کنم و هرچی خواستگاری برام میرفتن من قبول نمیکردم و دوست داشتم با یه خانم مطلقه ازدواج کنم همش مخالفت میکردن فردا پشیمون میشی منم قبول نمیکردم تا به زور اطرافیان با یه دختر ازدواج کردم و در دوران عقد جدا شدیم چون علاقه ای نداشتم با دختر ازدواج کنم از اون به بعد خانواده دیگه مطمعن شدن که پشمونی در کار نیست گفتن خودت میدونی هر کاری که به صلاحت هست بکن والانم که میخوام ازدواج کنم بعضی خانمهای مطلقه ترس دارن و قبول نمیکنن و بعضیهاشونم میخوان موردی پیدا بشه که از قبیلیه بهتر باشه بعضیها هم به قیافه گیر میدن الان من با این خانواده چیکار کنم که بیست و چند سال منو از زندگی عقب انداختن من در سیو سه سالگی جدا شدیم و از بیست و هفت سالگی دست به کار ازدواج شدم که با مخالفت خانواده مواجه میشدم با تشکر
1402/05/02

سوال 988084

فرهنگ سلام من دختری مجرد۴۲ساله لیسانس و شاغل هستم سالهای زیادی دنبال اینم بتونم ازدواج کنم ولی هرکی میاد منو رد میکنه تاحالا خودم خاستگاری رد نکردم بخاطر قدم من مشکل کوتاهی قد دارم قدم148سانته، راه چاره چیه
1402/05/02

سوال 988082

سطح تحصیلات و موجه بودن خانواده و وضعیت مالی خوب باعث میشه بعضی افراد خیلی تو انتخاب وسواس به خرج بدن
1402/05/02

سوال 988080

برای منم همین مشکل پیش اومد بعدازاینکه از طریق همدم آشنا شدیم یکی دوبار تلفنی باهم صحبت کردیم دوجلسه هم حضوری بیرون باهم دیدارداشتیم که جلسه دوم من وقت زیادی نداشتم به آقاهم عرض کردم ولی ایشون اصراربه دیدارداشتن وتواین دوجلسه ازصحبتاشون مشخص بودکه اصراربه تغییرمن دارن ازهمه لحاظ چه ازنظرظاهروچه اعتقادی من هم تا جایی که راه داشت انعطاف نشون دادم ولی بعدپیام دادن که ماتوجزییات همخوانی نداریم به نظرمن آقایون فکرمیکنن اینجا گزینه های زیادی براشون هست پس میخوان توجزییات پیش وپاافتاده هم باهم تناسب داشته باشن درحالیکه اگه واقعأ ملاک تشکیل خانواده باشه گزینه ای که بهتون معرفی شده رو درست بررسی میکنید
1402/05/02

سوال 988079

سلام.من دختری ۲۸ ساله هستم با مدرک کارشناسی ارشد که در خانواده ای مذهبی و مقید و متعادل بزرگ شدم.شخصیت برونگرایی دارم و تیپ شخصیتی من estj هست.و از لحاظ خانوادگی خانواده اصیل و شناخته شده ای دارم.دو هفته پیش یه آقا با شرایط تحصیلی و مادی مناسب به خواستگاری من اومدن.ما از طریق همین اپ با هم آشنا شدیم و بعد از تماس معرف سه بار تلفنی با هم صحبت کردیم.وقتی که احساس کردیم تناسب و کفویت بین ما و خانواده هامون وجود داره و به قولی از همدیگه خوشمون اومد آقا با خانواده تشریف آوردن برای خواستگاری.جلسه اول خواستگاری در منزل صحبت کردیم به مدت یک ساعت و جلسه دوم رفتیم بیرون و به مدت ۵ ساعت با هم صحبت کردیم.(من تمایل به صحبت ۵ ساعته نداشتم و تایم کمتری مدنظرم بود ولی ایشون اصرار داشتن لازم هست.)طی تماس های تلفنی و صحبت های حضوری متوجه شدم ایشون دوست دارن من رو بعد از ازدواج تغییر بدن حالا از همه لحاظ.(من دختری چادری هستم که هیچوقت حتی مو،دست ها یا جایی از بدنم پیش نامحرم نمایان نشده)برای مثال حجاب من رو کافی نمیدونستن و حتی اشاره میکردن که شما باید حتما ساق بپوشید یا همه جا چادر سر کنید و مانتو فلان جور بپوشید و.... من با ساق پوشیدن و این جور مسائل مشکلی ندارم وحتی قبول کردم ولی دیدم حساسیت های ایشون داره بیشتر و بیشتر میشه و دارن برای جزئی ترین مسائل مربوط به من هم نظر میدن.برای مثال حتی پدر من زیر سوال بردن و گفتن پدر شما در مورد حجاب شما کم کاری کرده.از سخت گیری های دیگه ایشون اینکه اعتقاد داشتن حرف آخر مرد باید بزنه و زنها اصولا تصمیمات اشتباه میگیرن.یا اینکه خیلی اعتقاد به سفر های تفریحی و پیک نیک نداشتن ولی موافق صد درصدی سفرهای زیارتی بودن.و یا علاقه من به رفتن کلاس هنری و باشگاه و استخر و اینجور چیزا رو مسخره میدونستن. و دائم میگفتن اینا اولویت های زندگی نیست.و یه زن به جای این کارها مطالعه کنه بهتره.من تا قبل از جلسه دوم که ۵ ساعت طول کشید با همه چی اکی بودم و خانوادمم ایشون کیث مناسبی میدیدن و نتیجه تحقیقات از ایشون هم خیلی خوب بود.روز قبل از جلسه دوم ایشون با تماس گرفتن و گفتن اول یه آزمون تیپ شخصیتی بدین که با شخصیت همدیگه بیشتر آشنا بشیم و یه سری سوال براتون میفرستم که هردو به اونها جواب بدیم و فردا راجع بهشون صحبت کنیم.منم که فکر میکردم شاید بد نباشه پاسخ به این سوالات قبول کردم.اما دیدم کلی چیز مدنظرشون هست.برای مثال ویژگی های مدنظر برای همسر،باید ها و نباید های زندگی با همسر،نقاط ضعف و قوت خودم،ویژگی های پدر فرزندم و از این دست سوالات و گفتن جواب ها واضح با ذکر مثال باشه.که وقتی من همه این سوالات جواب دادم دیدم ساعت ۲ شب هست. و تازه ایشون گفتن جواب ها رو برای هم ارسال کنیم تا با آمادگی حاضر بشیم.اینجوری بهتون بگم که من با این کار ایشون اینقدر تحت فشار قرار گرفتم و اذیت شدم که تا نزدیکای صبح مشغول ارسال جواب بودم و وقتی جوابای ارسالی ایشون رو دیدم شوکه شدم.تمام جوابای ایشون پیرامون مسائل دینی بود برای مثال ویژگی هایی که همسرشون باید داشته باشه این بود که:اهل عناد با دین نباشد دنیا دوست نباشدساق بپوشدنهج ابلاغه و قرآن بخواندو.....طوریکه وقتی خوندم حالم بد شد یعنی انگار که ایشون نعوذبالله به دنبال زنی مثل حضرت فاطمه بودن.که تو حرفاشون هم میگفتن که ما باید کاملا زندگیمون مطابق اهل بیت باشه.وقتی به ایشون میگفتم من یه انسانم و جایز الخطا هستم میگفتن نه قبول خطا و بخشش سخت.خلاصه اون شب من تا صبح بیدار بودم و فقط تونستن دو ساعت بخوابم چون حقیقتا ذهنم آشفته بود و خیلی مضطرب بودم و دقیقا حس کسی رو داشتم که داره میره سر جلسه امتحان.(لازم به دکر که ایشون معلم ریاضی بودن)وقتی شروع کردیم به حرف زدن من دیدم نه واقعا نمیتونم تو زندگی تابع اوامر و بعضی عقاید ایشون باشم و از همون اول خط مشی خودم مشخص کردم و شخصیتم رو برای ایشون شرح دادم و گفتم که اگر منو میخواید باید همینی که هستم رو بخواید نه اینکه فکر کنید میتونید منو تغییر بدین‌.ولی ایشون حرفم نادیده گرفت و حرف عوض کرد و دائما به من میگفت شما تنش دارید و بر عقایدتون ایستادگی میکنید.و بله من بر عقایدم ایستادگی میکردم چون نمیتونستم به خاطر خوشامد ایشون باورهای درست و منطقیم تغییر بدم.جلسه با تفاهم،تفاوت،تشابه و هم فکری تموم شد.ولی در دقیقه های آخر وقتی در مورد روند رابطه پرسیدم ایشون گفتن ما اعتقادی به نامزدی یا همون نشون کردن نداریم و طی ۲۰ جلسه دختر و پسر بدون هیچ نشونی باید همدیگه رو ببینن هر چند که دختر آسیب ببینه.و اعتقاد داشتن این کار به لحاظ شرعی هم اشکالی نداره و طی این مدت من میتونم به خواستگارای دیگه هم فک کنم و جواب بدم!!!!در حالیکه در خانواده من بعد از چند جلسه صحبت و توافق خانواده و تمایل دو طرف به همدیگه انگشتری برای نشون آورده میشه و این رابطه تعریف شده هست و اسمش نامزدی و دو سه ماه طول میکشه بدون هیچ محرمیتی و بدون هیچ رابطه جنسی و صرفا آشنایی دوطرف مطرح هست.ایشون میگفتن حتی اگر من با شما نامزد کنم لا اقل ۷۰ درصد اکی هستم و ۳۰درصد میزارم برای شناخت شما.مثلا اینکه بدونم حجاب شما واقعی هست یا آدم بداخلاق و زیاده خواهی نیستید یا...!!طوریکه من از شدت ناراحتی دلم میخواست جلسه رو ترک کنم.یعنی در واقع ایشون حجاب،شخصیت،خانواده و...من کلا زیر سوال بردن.وقتی خداحافظی کردیم من از ایشون سه روز مهلت خواستم که فکر کنم بعد تماس بگیرن برای ادامه روند خواستگاری و آشنایی.بعد از سه روز که باهاشون ارتباط گرفتم دیدم که ناراحت هستن و شاکی و تمام شخصیت و باورهای من زیر سوال بردن و دقیقا نوشته بودن که شما اصلا حاضر نیستید از باورها و عقایدتون کناره گیری کنید.و سوال من اینه که چرا من باید باورهای درست و تایید شده زندگیم کنار بزارم!!!خلاصه اینقدر با من بدبرخورد کردن که بهشون گفتم اگر تمایل به ادامه ندارید اصراری نیست چون من دوست ندارم خودم رو به شما غالب کنم.که بعد از یه ساعت پیام دادن که خوشبخت باشید و از این حرفا.من نیت داشتم لا اقل یکی دو جلسه دیگه با ایشون صحبت کنم تا به یه نتیجه کلی برسم چون جلسه دوم واقعا نتیجه خوبی نداشت ولی نمیخواستم جزئی نتیجه گیری کنم.ولی ایشون نخواستن ادامه بدیم.حالا نزدیک دو هفته از این قضایا میگذره و من احساس خیلی خیلی بدی رو دارم تجربه میکنم.مثلا همش دارم فکر میکنم که نکنه من تند رفتم یا زیادی مضطرب بودم و نکنه حق با ایشون بوده و من آدم پرتنشی هستم.درحالیکه خانوادم برعکس من فکر میکنن و میگن خیلی خوب شد که این ماجرا به ازدواج ختم نشد چون ایشون برعکس ظاهر گشاده رو و خانواده خوبی که داشتن بسیار متعصب و سختگیر بودن.لازم به ذکر که ایشون ۳۵ سال داشتن و دانشجو دکتری یکی از بهترین دانشگاه های کشور بودن و خونه و ماشین هم داشتن و خانوادشون بسیار خوب و موجه بودن.خواهش میکنم به من بگید که چرا اینقدر ناراحت هستم و دلتنگ ایشونم و فکر میکنم زیادی تند رفتم و همش احساس پشیمانی دارم.ولی هنوزم معتقدم نمیتونم باورهام و شخصیتم به خاطر ایشون تغییر بدم چون من یک انسانم و شخصیت مستقلی دارم هرچند که یک زن هستم.من باید چیکارکنم؟!
1402/05/02

سوال 988078

سلام من واقعا شرایطم از همه لحاظ خوبه فقط مشکل ازدواج ناموفق داشتم ولی توی همدم واقعا پسرا پرتوقع هستن و شرایط ازدواج برام مهیا نشد با اینکه هر کسی باید مثل خودش رو پیدا کنهپسرای دهه شصتی میگن حالا که این برامون پیدا شده حتما از این بهترم پیدا میشهمن که از این برنامه انصراف دادم
1402/04/30

سوال 988015

سلام تازوه وارد۳۶سالگی شدم،درشهرکوچک و بافرهنگ سنتی قدیم زندگی میکنم،عقدناموفقی داشتم بعدازجلسه دوم خاستگاری از سمت پسران مجرد،بامطرح کردن عقد قبلی با مخالفت خانواده شان مواجه می شوم،ازسمت دیگردوفرهنگ تورک و کورددرشهرهستیم معدودخانواده ها اجازه می دهندازدواج ازسمت کورد یابالعکس باشد،سن ازدواج درشهرم بالا،و مردان مطلقه شهر بسیارپرتوقع بودند،ازچراهای فامیل ک ازدواج نکردی خسته م،بارها بفکر انتقال ب مراکزاستانهای همجواربودم امابخاطراجاره مسکن بالا منصرف شدم،قبلا موضوع حرف دیگران بی اهمیت اما الان از سرزنشهای بی دلیل دیگران خسته م،علاقه ی دیگر به ارتباط باآشنایان را ندارم،ازسمت همدم افرادی بودن اماشرایط دونفرمتفاوت بود،ادم سخت گیری نیستم اما نشد، نمیدانم مجردی به مراکزاستان بروم،نمیدانم بااین مسائل چ کنم
1402/04/28

سوال 988012

من پسرم و ۳۰ سالمه. حس میکنم دیگه دیره برای ازدواجم.‌یه عقد ناموفق هم داشتم. که زود بم خورده. نمی دونم چکار کنم. دیگه سخته تصمیم گیری.
1402/04/26

سوال 29134

با سلام. بنده خانمی مجرد و ۴۳ ساله ام با تحصیلات دکترا. خواستگاری دارم ۴۷ ساله که مدرک تحصیلی ایشان هم دکترا و استاد یکی از دانشگاهها هستند و البته از همسر قبلی به مدت ۲ سال است که جداشده اند و ۲ بچه ۱۹ و ۱۰ ساله دارند که با مادرشان زندگی میکنند و ایشان هر ۲هفته یکبار باید به آنها سرکشی کرده و البته هزینه های آنها دا تامین کنند. طی چند جلسه صحبت با ایشان هر دو متوجه تشابهات و ویژگیهای شخصیتی بسیار همسان در همدیگر شدیم ولی به دلیل وجود بچه ها و البته اینکه ایشان در شهری دیگر زندگی میکنند من درخواست ازدواج ایشان را نپذیرفتم اگرچه بسیار مشتاق بودم و هنوز هم هستم. بعد از آن نه ایشان و نه من نمیتوانیم در هیچ رابطه ای قرار بگیریم و برای موضوع ازدواج با کسی صحبت کنیم. از طریق فضای مجازی با هم در ارتباطی سالم هستیم و پیامها بیانگر تمایل به ادامه ارتباط است. با توجه به شرایط ایشان و البته علاقه قلبی خودم نمیدانم باید چکار کنم. نه توانایی پذیرفتن کسی دیگر را دارم و نه شرایط زندگی ایشان ایده آل من است.ممنون بابت راهنمایی هایتان
1402/04/25

سوال 29113

راهی برای فراموش کردن کسی که قبلاً دوستش داشتی وجود داره؟ تمام راه ها رو امتحان کردم ولی هنوز بهش فکر میکنم...

صفحه 277 از 644