پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1402/04/06
ناشناسخانواده و روابط
سوال 28529
سلام خدمت مشاوران عزیز، بنده در حال آشنایی با شخصی هستم که نزدیک دو ماه با هم در ارتباط هستیم، ایشون ابتدای رابطه بیان کردند که از قلیون و پاد استفاده میکنن، چون من روی این موضوع حساسم بهم قول دادن که بزارن کنار، تو جلسه ای حضوری که داشتیم پاد با خودشون اوردن و دادن به من، منم جلوی خودشون انداختم بیرون، ایشونم گفتن من دیگه نیازی بهش ندارم، بنظرتون الان بخاطر موقعیتی که دارن و هنوز ابتدای رابطه هستن و سرشون داغه، ممکن هست چند سال دیگه برگرده به روال قبل و مصرف کنن، از کجا باید فهمید که پای حرفشون میمونن؟
۱ پاسخ۱۵ بازدید
1402/04/06
ناشناسخانواده و روابط
سوال 28524
سلام پیشنهاد میکنم یه آیتم اضافه بشه تحت عنوان مهاجرت تا حداقل متوجه بشیم کیا میخوان بمونن احساس میکنم همه بزرگواران پاسپورت تو جیبشون هست و میخوان برن و به جز من و چند تن دیگه کسی نمیخواد انگار بمونه
۱ پاسخ۵ بازدید
1402/04/06
ناشناسخانواده و روابط
سوال 28523
با سلام ببخشید امکانش هست تو سایت همدم یه طوری باشه که اقایون و خانمهای مطلقه از بقیه که تازه میخوان ازدواج کنن جدا باشن تا برای اشنایی زودتر به نتیجه برسیم اخه تو جستجویه دستی باید هزارتا مورد رو برسی کنی تا شاید یه مورد مطلقه باشه تازه اگه معیارها و سرایط مساعد باشه درخواست بدی با تشکر
۱ پاسخ۷ بازدید
1402/04/05
ناشناسخانواده و روابط
سوال 28518
سلام خدمت مشاورین عزیز . من خانمی ۳۴ ساله هستم اگر آقایی سیزده سال بزرگتر از بنده بخوان برای ازدواج با من آشنا بشن در صورتی که فرهنگ، تحصیلات، اعتقادات و درک متقابلی از زندگی مشترک داشته باشیم آیا به دلیل این اختلاف سنی ممکنه در آینده به مشکل بر بخوریم؟ از لحاظ عاطفی و جنسی ما دونفر در آینده چگونه خواهیم بود؟ممنونم
۱ پاسخ۱۲ بازدید
1402/04/05
ناشناسخانواده و روابط
سوال 28489
با عرض سلام خدمت مشاورین عزیزبنده چون سنم رفته بالا حوصله بچه شیرخوارو ندارم برا همین میخوام یک زن بیوه بگیرم در رضمن دختر بچه میخواد اما اون بچه داره با این تفاوت که زن مطلقه بچش بزرگ شده و یک دلیله دیگه اینکه من خودم چون قیافه حذابی ندارم که برا همین زن داداشم منو رد کرد لابد بچه من هم مثله خودم میشه دیگه حتما همینه حالا چطور چیزی بشه به خانواده مادری بره که اون باز جای بحث داره چون ممکنه دو سه نسل بعدی ژن من در اون بیکناه اثر بزاره بخاطر چی که من میخواستم پدر بشم که از این وضیعت نحات پیدا کنم و برم دنباله هوا و هوس خودم به نظردون درسته ؟ حالا باز با این دلایل حق میدین به من که برم سراغ یک زن مطلقه یا نه ،،،سن بالا و نداشتن حوصله کافی برا تربیت بچه اخه منیکه اینهمه شمست ضربه و زخم روحی خوردم فکر نمیکنم بتونم پدره خوبی بشم و دوم که از همه مهتر هستش نداشتن قیافه جذاب و تو دلبرو
۲ پاسخ۲۹ بازدید
1402/04/04
ناشناسخانواده و روابط
سوال 28485
با سلام خدمت مشاورین عزیز،،، بنده چهلو سه سالمه،،، در سن سی سالگی به یه دختر که خواهر خانم داداشم که یک سال از خودم کوچکتر هستش علاقه پیدا کردم با خانواده در میان گذاشتم و گفتن میریم برا خواستگاری وقتی رفتیم جواب نه دادن دوباره رفتیم دوباره نه شنیدیم بیخیال شدم اما همش تو ذهنم در گیر بودم تا اینکه یکی از داداشام که دوسال از خودم کوچکتر هستش بعدها فهمیدم که دورا دور پیغام داده بودن بهش که اگه تو بیایی خواستگاری ما دخترمون رو میدیم و داداشم اسرار که بریم خانواده گفتن باشه میریم اما من مخالفت میکردم خلاصه اخرش اونا زور شدن چون من تنها بودم اما اونا سه چهار تارفتن خواستکاری همون حلسه اول بله رو گرفتن خوشحال امدن و من ناراحت قرار بله برون رو گذاشتن و رفتن برا تعیینه مهریه اما من باز مخالفت مخالفت و مخالفت اما کسی پشیزی ارزش و بها برام قائل نبود خوب مهریه تعین شد و قرار عقد گذاشته شد از او ن لحظه به بعد من و داداشم میانمون شکر اب شد بعد دو هفته عقد کردن حتی من در مهریه گرفتن و عقدش شرکت نکردم با خانواده هم در گیر بودم که نکنید اما زهی خیال باطل،،، یک روز زن داداشم با همون داداشم امدن خونه ما با همه سلام علیک کرد به منم که رسید یلام کرد اما جوابی نشنید از اون به بعد شاید یه دو هزارتا سلام کرد اما جوابی نشنید گفتم برا خودت ارزش قایل باش کسی که تو رو نمیخواد تو ام نباید جواب سلامشرو بدی بعد یک سال پدر فوت کرد که اصلا از دستش راضی نیستم و حلالش نمیکنم ،،، اونها بعد فوت پدر ازدواج کردن جالب اینجاست که هر چه مشخصاتی که من تو ذهنم هست برا ازدواج دقیقا تو وحود اون دختر هست و اوایل چادری بود اما الان با مانتو رفت امد میکنه و روان و روحم داره ازار میبینه بعد دو سال بچه دار شدن و مهمونی دادن همه رفتن الا من بخت برگشته بچه هاش الا ن نزدیک نه سال و هفت ستله هستن و من هنوز کینه کار پدرشون در دلم هست و خو صو صا مادرشون بچه ها از من گریزونن و اصلا نزدیک من نمییان من یک ادم کاملا احساسی هستم شبها تا پاسی از شب چند ساله بهش فکر میکنم همین مسله با عث شده من در انتخابم دل دل کنم و هنوز مجرد موندم و همش دنباله یکی هستم تا از لحاظ تیپو قیافه لا اقل هشتاد درصد مشخصات اونرو داشته باشه در ضمن همگی پیشه هم هستیم اونا طبقه بالا هستن و ما طبقه پایین و گاهی وقتها تو راه پله یا حیاط با هم رو در و میشیم و روان من میریزه بهم از طرفی نیاز به ازدواج دارم و نیازهای جنسی و بیشتر بیشتر رو حی عدابم میده و از طرفی تا الان کسی رو پیدا نمردم تا جایگزینه زن داداش کنم با خودم میگم ول کن بیخال شو برو یکی رو انتخاب کن و برو عمرت رفت تا پایه کار میرم زانوهام میلزه و جلو نمیره کار بجایی رسیده که دارم دنباله یک زنه بیوه میگردم که از اون سر باشه حتی اگه دوتا بچه هم داشته باشه و با شرایطم کنار بیاد از لحاظه تیپ و قیافه چندان جالب نیستم و اعتماد به نفس در من داره کم کم میمیره احساس حقیره میکنم بعضی وقتها میگم برو با داداشد اشتی کن و خودتو نحات بده از این زندان غم اما باز جراتم قد نمیده میگم تو و زن دادشد الان کبریت و بنزین هستین دوبار بری خونشون یا اون بیاد خونه شما ممکنه کار به جاهای باریک بکشه خدایی نا کرده اخه من با مادرم زندگی میکنم و اونا اصلا سر اون قضیه خونه مادر م نمیانچون میدونن با اونا برخورد میکنم جرات نمیکنن بیان وقتی تویه حیاط هستم یهویی و ناخواسته باهاش روبه رو میشم از ته دله دلم برا خودم میسوزه و مدتها میرم تو فکر که چرا پدر چرا داداش چرا خانواده با من اینچنین کردن بارها شده صدای قه قه زدنشو شنیدم و از ته دل اه میکشم چه امتحانیه یا غذابه یا سرنوشته اخه چیه این الان دو سه سالی میره باشگاه بدنسازی این دیگه بیشترو بیشتر روان من ریخته بهم اخه صدو هشتاد درجه عوض شده یه مدت گفتم بیخالش بشم و از شادیه اونا لذت ببرم اخه میگن از شادی دیگران شاد باشید تا شادی اونا به شما برسه اما نشد که نشد هرجا میرم خواستگاری همش اون جلویه چشامه به نظردون من باید از این شهرو دیار وخونه برم و کاملا ارتباطم رو با این خونه مخوف و شب اول قبر قطع کنم ادامه بدم همینطور ی که هست ؟ به ازدواج فکر کنم چیکار کنم که ازین زندان هارون رشید نجات پیدا کنم در ضمن کاربران عزیز نگید تو بی غیرتیا یا چشمت دنباله نامو س داداشد هستا نه اصلا اینجوریا هم نیست اینارو من باید میبردم با خودم تو قبر اما چه کنم که معلوم نیست عجل کی و کجا میاد سراغم که تا اون موقع صبر کنم نیاید اینارو من مطرح میکردم اما روح و روانم داره میترکه ساید برا خوده شما هم این اتفاقات افتاده که کسی رو میخواستین اما نشده به دلایلی وو قتی تو کوچه و خیابون میبنیدش داغون میشید درسته
۸ پاسخ۷۶ بازدید
1402/04/03
ناشناسخانواده و روابط
سوال 28434
سلام مردی ۳۳ساله هستم اهل خوزستان سه ماهی میشه خانومم خونه روترک کرده رفته خونه برادرش ۴سال باهم زندگی کردیم حالا خیلی نگرانم درصورتی که خانومم فقط از طریق ثبت اقدام به توقیف اموال کرده منم ۳ماهی تنهام نمیدونم باید چیکارکنم درضمن خانومم مشکل نازایی داره خواستم دوباره این رابطرو ادامه بدم یا قطع کلی ؟؟
۱ پاسخ۹ بازدید
1402/04/02
سوال 28408
با تشکر از مشاور عزیز اما اگه این بنده خداافسردگی داشتخ باشه و به قوله خودش که اادا میکنه جن میبینه اونوقت چی عزیز و وقتی لباس نو یراش میگیرم و با لباس کهنه های خواهر کوچیکه عوض میکنه اونو قت چی ؟ وقتی میگه من به اجبار با تو اذدواج کردم چی؟ قبل از اینکه من به روش بیارم که تو چرا خواهر کوچیکتره زودتر از تو ازدواج کرده هان ؟ وقتی براش سنگ تموم گذاشتم و گفتم بچه یتیمه گناه داره اینهمه نارو دیدم چی
۴ پاسخ۲۶ بازدید