پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1402/03/09

سوال 27804

سلام برای ایجاد فاصله با خواهر شوهری که خیلی وابسته هست و کمبود های همسرش رو در زندگی من میخواد باید چکار کنم و چطور برخورد کنم. این وابستگی شامل رفت و آمد سفر تفریح هست. گویی ایشون جز لاینفک زندگیمه. این توقع رو فقط خودش نداره. خانواده اش هم این توقع رو دارن که خواهر و برادر باید با هم باشند.
1402/03/09

سوال 27803

سلام خسته نباشین بنده 2دختر ویک پسر دارم خانمم راطلاق دادم بچه هاازاین موضوع راضی هستند ودخترها میگن ما ماماان میخوایم منظور ازدواج منه مامان خودشون رو دوست ندارن ورابطه ای با اوندارن نمیخوان سربه تنش باشه وپسر نظریندارد دخترها خجالتی هستن من ترس از این دارم با این قضیه کنار نیان ومنزوی بشن از طرفی تنها ماندن هم سخت است. موندم. راهنمایی کنین ازدواج قبلی 24 سال طول کشید که 5 ساله اون وهمسر هیچ تمکینی نداشت وبچه ها روهم اذیت میکرد
1402/03/09

سوال 27800

سلام روزتون بخیر من 40 ساله هستم شاغل ومجرد من پدرم کارمند بازنشسته هستن مادرم خانه داروخواهر وبرادرام کارمند هستن ازنظر مالی خوب هستیم من خودم ماشین هم دارم من توی محیط کار باشخصی آشنا شدم که ایشون هم 40ساله هستن امامتاسفانه ایشون قبلا ازدواج کردن وطلاق گرفتن ودوفرزند 15و17 ساله دارن که پیش مادرشون هستن شغلشون کشاورزی که به تازگی بایکی ازدوستانش یک مغازه درمیدان تره بار اجاره کرده وفقط یک ماشین ازخودشون دارن ازنظر اخلاقی یکم متفاوت هستیم ایشون گاهی روی شوخی صحبت هایی میکنه که من بابرادر کوچکتر خودم هم اینطور صحبت نمی کنم حتی برگشته میگه من ماشینم میفروشم باماشین تو میریم ومیام وپدرت یک خونه برای مابگیره که گفتم پدر من قرارنیست چنین کاری انجام بده من تنها بودن خیلی داره اذیتم میکنه اما نمیدونم این مورد چطورتوی خونه مطرح کنم وبااین شخص چیکارکنم
1402/03/09

سوال 27793

همسرم وظایف خودرا انجام نمیدهد
1402/03/09

سوال 27792

سلام مردی هستم 49 ساله باسه فرزند همسرم رو طلاق دادم بچه ها با خواست خود هیچ رابطه ای با مادر ندارند دراین شرایط ازدواج مجدد امری درست است واینکه ازدواج بادختر باکره مشکلی را پیش نمیاورد چون من اگه قرار باشد ازدواج کنم باید اون فرد فقط حواسش به فرزندان من باشد به من بگین چه کار کنم
1402/03/08

سوال 27790

سلام دختری هستم ۱۸ساله یک سال نیم با پسری ک توی اینستا آشنا شدم قصد ازدواج دارم خوانوادم در جریان هست پسره خیلی حساسی هستش و انگار با بیرون رفتن من یا سرکار رفتن من مشکل داره اوضاع مالی خوبی نداره فعلان ، اما احساس میکنم خیلی همو درک میکنیم ۲۱ سال هستش خیلی هم فاصله داریم همچین ازدواجی درست هست ؟
1402/03/08

سوال 27775

سلام وقتتون به خیربخوام کلی بگم اول از همه دختر هستم و اینکه همه چی تقریبا میشه گفت خوب بود پیگیرم بود حالمو میپرسید من خیلی نمیتونستم در دسترس باشم اما اون بیشتر اوقات ازم خبر میگرفت چند باری گفت احتمالا دیگه نباشه بره اینا منم جدی نگرفتم که یهو چند روز پیش به دوستاش گفته بود کلا مدتی از همه لحاظ نیست الانم هیچ خبری ازش نیس واقلا نمیدونم چرا جنی شد یهو چی شد اهل دختر بازی اینا هم فک نمیکنم باشه خلاصه ممنون میشم کمک کنین و دلیل کارشو بگین
1402/03/08

سوال 27767

سلام خدمت دوستان و کارشناسان با همکارم که قصد ازدواج داشت صحبت کردم و به نظر در اصول کلی و بالای 70درصد تشابه وجود داره و بعد از چند جلسه نظر ایشون رو درباره مزاجشون پرسیدم و گفتن که گرم هستن منم خودم هم گرم هستم و از طرفی من 34سالمه و دختر خانم 24سال به نظرتون موضوع عادیه و احتمال ندارن بعدا از نظر جنسی به مشکل بخوریم چون اینطور که این خانم گفتن خیلی گرم هستن.متشکرم از لطفتون
1402/03/08

سوال 27753

سلام روانشناسان محترم من تازه میخوام وارد۳۵ سال بشمیک ادم برونگرا و اجتماعی یک سال و چند ماه از جدایی مون میگذره چند تا مشکل دارم ۱- وقتی تنها هستم و افکارم اروم میشه و هیجانات روز از بین میره همش زن سابقم میاد به یادم همه عکس ها مون رو پاک کردم ولی ۳ تا عکس نگه داشتم نتونستم پاک کنم .تنها میشم همش نگاهش میکنم چند ماه بعد از جدایی خواست منو ببینه ولی من با ترش رویی از خودم روندمشبه دلیل مشکلاتی که وجود داشت ،مثلا خانواده میگفتن جواب تلفن هاشو ندییا نری ببینیش (به دلیل این که با یک وکیل تبانی کرد یا گولش رو خورد و مقدار زیادی از سرمایه من به باد داد البته من و خانوادم حدس میزنیم اینجوری شده) و من با خودم میگفتم این پشت منو خالی کرد ولی الان با چند نفری وارد رابطه شدم ولی هیچ حسی نداشتم بهشون یک بحثی میشد قهر میکردن میگفتم به سلامت اصلا اهمیتی نمیدادم به بودن یا نبودنشون، اصلا حوصله کلنجار رفتن باهاشون رو نداشتم و راحت کنار میزاشتم انگار یک ربات بی احساس شدم ۲- از محل هایی که میدونم شاید در اونجا ها رفت امد کنه با استرس وارد اون محله یا منطقه شهر میشم که یک باره همو نبینیم اتفاقی یا ماشین های که شبیه ماشین مادرش رومیبینم یک هو یک استرس کوچیک میگیرم نکنه مثلا مادرش هست و با هم رو در رو شیم نمیدونم واقعا حسم بهش چیه هم دوسش دارم خاطراتش همیشه باهامه و هم نمیخوام تو زندگیم بشه به خاطر کاراش و اخلاق بدش اون عشقی که با زن سابقم شکل دادم رو نمی تونم با کسی دیگه ای بسازم البته اینم بگم زن سابقم بسیار زیبا بود و از نظر مالی هم خوب بودن هنوز کسی رو ندیدم از اون جذاب تره (منظورم کسی که بشه باهاش یک رابطه رو شروع کرد ، مجرد باشه یا موقعیتی باشه بشه نزدیک شد بهش )وگرنه تو سطح جامعه زیاد دیده میشن حتی بهتر از اونببخشید طولانی شد
1402/03/07

سوال 27748

سلام خانمی هستم ۴۰ ساله که چندساله جداشدم،خودمو سرگرم کردم با کار کردن چون اهل دوستی نیستم ،خواستم روی حس نیاز به مرد رو بپوشونم با کار بیشتر ،وقتامو پر کردم،تورای تفریحی و طبیعت گردی با بچه هام، ظاهرا بی نیاز از مردجماعتم ،خواستم تا آخر عمر ازدواج نکنم و احساس نیاز به دوست داشتن و دوست داشته شدن روخاک کنم، اما انگار احساسیه که گه گاه تو اوج خستگیام میاد و خلا عاطفی تو وجودم رو با صدای بلندتر فریاد میزنه، اونقدر عرور دارم که تو فصای حقیقی به نظر بی احساسترینم و اصلا نیاز به مرد ندارم،ولی تو خلوت خودم مینویسم برای عشق خیالیچون احساسی ام و مردی تو دلم بشینه با خوب و بدش میسازم،محتاطم برای انتخاب دوماونکه واقعا لایق عشق و دوست داشتن باشهچطور میشه اونکه هم شرایط خودت باشه از لحاظ شرایط تحصیلی و فرهنگی و خانوادگی،روحی و اخلاقی،میشه پیدا کردکاش مرد بودم قطعا اینجا نبودم و دنبال کیس مورد نظرم تو فضای حقیقی بودم اگه بخوام ازدواج نکنم چطور و با چه راهکاری میتونم این احساس نیاز به عشق رو کلا حدف کنم
1402/03/07

سوال 27731

سلام از طریق همدم با آقایی برای ازدواج آشنا شدم که بیشتر معیارهام را داره و باهم تفاهم داریم ولی هنوز همدگه را حضوری ملاقات نکردیم و به دلیل دوری راه تا یک مدت امکان ملاقات نیست... از طرفی هم خاستگار رسمی دارم که قبل آشنایی با این آقا باهاش یکبار حضوری صحبت کردم و گفتم بعد چند جلسه صحبت جواب میدم و این مدت امکان صحبت ایجاد نشد حالا پسر میخاد باهام حرف بزنه و مادرش هم اصرار داره که برام انگشتر بیاره و ادامه آشنایی بعد از نامزدی باشه.. من نمدونم واقعا به آقایی که از طریق همدم باهاشون آشنا شدم چقدر میشه اعتماد کرد نمیتونم هم خیلی بهشون اصرار کنم که خانواده ها درجریان قرار بگیرند چون هنوز همدگه را ملاقات نکردیم ... از طرفی هم به این خاستگار گفتم بعد از صحبت جواب میدم نمدونم چکار کنم می ترسم حرف بزنم احساسی درگیر بشه و بعد بخام نه بگم درست نیست و از طرفی هم مادرش خیلی پیگیر و تولد میخاد انگشتر بیاره.. لطفا راهنمایی کنید 🙏
1402/03/06

سوال 27703

برای اولین آشنایی با آرایش بهتر بریم یا بدون آرایش؟

صفحه 294 از 644