سلاممن با آقایی برای ازدواج دارم آشنا میشم و اکثر موارد حدودن تفاهم داریم و خیلی دوسش دارم... من خودم متولد 67ام سن آقا را اول انگار بهم گفت متولد 65 هست ولی الان میگه 70... من هر خاستگاری که ازم کوچک بوده تا الان رد کردم چون دوست نداشتم کوچک باشه... الان چطور با این قضیه کنار بیام
سلام وقت بخیر. منو همسرم یکساله به اجبار با مادر من زندگی میکنیم من خانوم هستم شرایط جدا شدن از خانواده رو فعلا نداریم مادرم از همسرم خوشش نمیاد و مدام نداریشو به سرش میکوبه و همسرم به مادرم چیزینمیگه ولی پیش من گلایه میکنن باهام دعوا میگیره دوباره مادرم گلایه میکنه باهام دعوا میگیره دیگه خسته شدم چند بار به سرم زده خودکشی کنم هر دو برام عزیزن گرفتار موندم
سلام دوستان محترم چند هفته پیش رفتیم خواستگاری خانومی پدرش بعد از کلی شرط و شروط که ما قبول کردیم گفت باید استخدام بشی منم گفتم سال بعد استخدام میشم و اون گفت هر وقت استخدام شدی بیا صحبت کنیم به نظرتون همه چیز عادیه یا واقعا سخت میگیره چون تک دختره
یک سوال دیگر _اگر چرخه دنیا تمام شود و بگویند فرصت همه تمام شده برای زندگی آیا خوشحال میشوید یا ناراحت ؟ اگر خوشحال میشوید چرا؟ اگر ناراحت میشوید چرا؟ هیچ کس از فردای خود خبر ندارد_
باسلام مشکل من اینکه بعضی از آقایون بعد از تایید و معرفی آنها به هم توسط معرف ودادن شماره خانم به آقا دیگه اون آقا دیگه اصلا نه تماس میگیرین نه حتی پیام خب پس علت این کارشون چی هست اگه نمیخان جواب بدن چرا به معرف اعلام نمیکنن ما منصرف شدن وماشماره دیگه نمیخایمحالا به نظرتون باید با اینگونه افراد چکار کرد ومنرا راهنمایی کنید
نه عزیزم نه درخواستی دادم نه درخواستی برام اومده الان یک ماه علاف بارگذاری مدارک هستم تایید نمیکنند هر چه تماس میگیرم جواب نمیدن پیام میذارم توسایت جوابگو نیستن حتما بخاطر سنی بودنم هست میخوام از همدم برم مدارکهام چطورحذف کنم خدابزرگه خودش یک فکری برای من وبچه هام میکنه از این علافی بهتر
سلام دوستان هر چی داشتم دادم ملک خریدم .وضعیت ملک هم که خرابه یه قرون تو جیبم نیست که برم دنبال یه دختر خانوم یعنی موجودیت صفره یعنی کسی دخترش رو میده به من