سلام ..یه مشورت میخام با اقای از کرمانشاه اشنا شدم برای ازدواج به تفاهمرسیدیم ....الان میخان پا پیش بزارن بهشون اجازه بدم یا بیشتر باهاشون اشنا بشم ..ایشون مشاور املاک هستن مغازه لباس فروشی هم دارن
من با نظرتان مخالف ام هستند دخترایی ساده و بدون توقع تو ایران خودمان ولی تو خارج تنوع طلب و زیادی خواه اصلا با شوهر ایرانی کنار نیومده با دوفرزند رهاش کرده
سلام ببخشید سازنده این برنامه مثل اینکه تو ایران زندگی نمی کنه که این برنامه ساختن الان برای ازدواج توقعات دختر ا و خانوادشون بالان این برنامه ها بنظر من بی فایدن بجاش اگه در توانتون هست معرف ازدواج با دخترای غیر ایرانی مسلمون بشین خیلیا تو ایران زنشون خارجیه خوشبختم هستن اخیرا تو فضای مجازی یک آقای طلبه ای با یک دختر لبنانی ازدواج کرده و از زندگیشم راضیه بنظر من باید شما برای من پسر امثال من که اینجا نمیتونن ازدواج کنن لااقل معرف ازدواج با دختران خارجی بشنبنظر من اینکار خیلی بهتره خواهشا اگه در توانتون هست اینکار کنین
سلام. متاسفانه مشاورین معرفین همدم خیلی دیر جواب میدن ، چندین و چند روز باید بگذره تا پاسخ دهند ، در واقع در زمان مناسب که نیاز به راهنمایی و کمک ایشون داریم پاسخگو نیستن و حضور موثر ندارند ، امیدوارم سریعتر این مشکل حل شود تا فرصتها از دست نرود
باسلام.حدود یکسال پیش از طریق همدم باآقایی آشناشدم،وبعداز اولین دیدار جواب منفی بهشون دادم،ولی دو روز بعدایشون خواستار دیدار مجدد شدن،بااینکه بعداز دیدار اول یه حس خوشایندی نسبت به ایشون داشتم،ولی نمیدانم چرا جواب منفی دادم،که بعداز دیدار دوم یک احساس آرامش خاصی رو با ایشون داشتم که تابحال با هیچکدام از خواستگاران نداشتم،وهمینطور حس علاقمندی داشتم،ایشون هم میگفتن که همین احساس رو نسبت به من دارند،که رفته رفته این علاقمندی بیشتر شد,ایشون سابقه یک ازدواج ناموفق هم داشتن،که بعداز گذشت هشت ماه مطرح کردن که وسواس در تصمیم گیری دارن،وتوانایی شروع زندگی مشترک جدید رو ندارن،این در حالی بود که من اوایل آشنایی دوبار بهشون جواب منفی دادم،ولی ایشون اصرار بر ادامه داشتن،وبااینکه از لحاظ موقعیت شغلی و اجتماعی جایگاه خوبی داشتن،ولی قدرت تصمیم گیری در ایشون بسیار ضعیف بود،وبنده هم یک کمال گرایی در وجودم بود،وبندرت پیش میآید که نسبت به شخصی علاقمند شوم.ولی علاقه وافری به ایشون دارم،واز صمیم قلب بهشون علاقه مندم،بااینکه همه چیز تمام شده،ولی من نمیتونم فراموششون کنم،وهر مورد دیگری که پیش می آید،باایشون مقایسه میکنم،واحساس میکنم که دیگر نمیتوانم انتخاب کنم،سعی میکنم که با پیاده روی از میزان ناراحتی خودم کم کنم،ولی همچنان ایشون در ذهن من هستن،وتعلق خاطر به ایشون همچنان در وجود من پابرجاست ،حتی گریه کردن هم من رو آروم نمیکند،خیلی روزهای طاقت فرسایی برای من هستش ،ممنون می شوم راهنمایی بفرمایید.