پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1401/05/04

سوال 18290

سلام خانم دکتر عطاریانممنون از پاسخگویی های بسیار مفید شماروش سوال پرسیدن معکوس که فرمودین رو انجام بدیم رو خب مثلا پرسیدیم جواب فرد رو چطور تجزیه تحلیل کنیم؟مثلا فرد خسیس در مقابل سوال معکوس خساست چطور جوابی میدهد یا فرد غیر خسیس چطور؟شاید کسی خسیس باشد و از خساست همسرشم خوشش بیاد
1401/05/04

سوال 18289

سلام خانوم مریم عطاریان من همون پسری ۲۴ساله که درمورد ازدواج بازن بیوه گفتم و اختلال دوقطبی از کار بیکار شده ام همش تو خونه نشسته ام فقط با گوشی ور میرم با آهنگ گوش میکنم به مادرم میگم کاشکی منو تو نوزادی خفه ام میکردی که اینقدر عذاب نمی کشدم بلکه من زندگی افراد مشهور نویسنده گان بازیگران که این بیماری داشتن هی نمی خوام فیلم مستهجن بیبنم دوباره میبنم وقتی سال بلکه معلم اول دبستانم گفت که تو آروزی پدر شدن تو دلت میمونه واقعا داره به حقیقت می پونده شب ها تو خواب به فشار میاد بغض میکنم هی بادخودم ورم میرم بلکه من می دانم حرف ازدواج نباید به خاطر بیماری که دارم حالم از خودم میخوره میرم بیرون حالم بده نمی دونم باید چکارکنم
1401/05/04

سوال 18288

سلاممن یه خانم ۳۸ ساله هستم مجرد بدون سابقه ازدواج...از ۲۰ سالگی دوست دارم ازدواج کنم ولی جور نشد الان ۴ ماهه تو همدم ثبت نام کردم که تاحالا اینجا هم موفق نشدم... الان یه آقایی که ۱۰ سال ازم کوچیکتره خیلی اصرار داره واسه ازدواج موقت به نطرتون من چکار کنم؟ درسته که برم سمت ازدواج موقتخودم دوست ندارم ... دوست دارم ازدواج دائم باشه ولی از طرفی خیلی تحت فشار هستممیخواستم در این مورد نظر شما رو بدونم...در ضمن من دوشیزه هستم
1401/05/04

سوال 18285

حدود یک ماه هست که در حال آشنایی هستیم و تا حدی آشنایی انجام شده و احتمالا دو سه ماه دیگر این آشنایی به طول بیانجامد،به نظرتون با وجود نامحرم بودن ما میشه بیشتر شناخت پیدا کرد؟چون رابطه ما طوری هست که هیچ ابراز محبتی به هم نمیکنیم... من احساس میکنم تا حدی که میشده آشنا شدیم اما از طرفی نمیدونم ایشون رو چطور در شرایطی قرار بدم که واقعا در شرایط سخت بسنجمشون... میشه بگید در ایام چند ماهه برای آشنایی بعد از آشنایی اولیه غیر از مشاوره و تحقیق چه طور و با چه کارهایی فرد مقابل را بشناسیم؟
1401/05/04

سوال 18284

سلام بنده یکبار ازدواج ناموفق داشتم،و مدت ۱ ماه هستش که از طریق همدم با یه آقای مطلقه که ۸ سالم از بنده بزرگترند، برای ازدواج آشنا شدم که در همون ابتدا برای اینکه آشنایی جدی تر جلو بره ازشون خواستم که بنده رو با مادرشون آشنا کنند و ایشون هم اینکارو کردند، بعد از اون هم به تصمیم خودشون طی یک قرار به همه همکارانشون اعلام کردند که بنده نامزدشون هستم اما برای خواستگاری رسمی فعلا اقدامی نشده بخاطر آشنایی بیشتر و نبودن مادر بنده در ایران متاسفانه ایشون بعد از ۱ ماه با وجود همه علاقه زیادی که بمن ابراز میکردند بخاطر یک بحث کوچیک درباره اصرار بنده به دیدنشون از سر دلتنگی(خودم هم کرونا دارم و تنها در منزل هستم و هیچکس نمیتونه به دیدنم بیادش، و چندین روزه سرکار هم نرفتم) و ایشان به دلیل نداشتن شرایط بخاطر بیماری کرونا وحال بدشون که به دارو هم حساسیت دارند و کلا روند درمانشون رو کندتر میکنه اقدام به قطع ارتباط با من و جواب ندادن تماس های بنده گرفتن، در بدترین شرایط روحی و بیماری منو تنها گذاشتن به این عنوان که رفتار من ایشون رو یاد زندگی سابقشون میندازه و الان چندروزه ازشون خبری ندارمواقعا چنین آدمی برای یک عمر زندگی قابل اعتماد هستش؟به نظرتون بهترین اقدام چی میتونه باشه اگر ایشون برگشتن چطور باید باهاشون رفتار بشه؟بنظر خودم مراجعه به مشاور خانواده بعد این اتفاق واقعا لازمهلطفا راهنمایی بفرمایید(البته میدونم بنده هم نباید اصرار غیرمنطقی میکردم وقتی که حالشون بد بودش، و ازشون عذرخواهی هم کردم اما متاسفانه ایشون حالشون بد شده بود از رفتار من و دیگه فایده ای نداشتش)
1401/05/04

سوال 18283

اینکه میگن در ازدواج به آرامش می رسی یعنی چی؟مگه ما مجردها الان نا آرومیم؟!
1401/05/03

سوال 18280

یه سوال _ 🔴 شما هم اگه نیاز جنسی نبود، دوست داشتین مجرد بمونین ؟؟؟
1401/05/03

سوال 18275

سلام من خانمی هستم که متاسفانه دوبار جدا شدم ،هر دو به مدت خیلی کم بوده و در اثر یه دلسوزی احمقانه بوده ،الان واقعا نیاز دارم که کسی رو کنار خودم داشته باشم ولی همه به چشم یه خوش گذرونی بهم نگاه می کنن که حتی من خیلی از موارد نمی گم جدا شدم و واقعا از دست ادمهایی که سرراهم قرار می گیرن خسته شدم ،ادمهایی هستن که برای زندگی نمی یان ،دروغ می گن و وقتی می بینن من اهلش نیستم با یه بهونه الکی یا دروغ می رن،من چکار کنم با این همه تنهایی
1401/05/03

سوال 18273

سلام و وقت بخیرچند جلسه خاستگاری دختر خانومی رفتیم، و الان در مرحله شروع تحقیقات هستیم،مادر و خواهرم(متاهل) اهمیت تحقیقات رو درک نمیکنن و همکاری نمیکنن ،و زیاد با هوش نیستن در این قضیه.برادر بزرگم آدم موجهی هستش و اهمیت تحقیقات رو درک می‌کنه و همکاری میکنه، تحقیقات از آقایون رو می‌خوام بسپرم به داداشم و تحقیقات از خانوم ها رو به خانومش .بعضی ها میگن که زن برادرت رو قاطی این موضوع نکن ،چون در آینده جفتشون عروس این خانواده میشن و کدورتی پیش نیاد.خواستم بدونم نظر شما چیه و تحقیقات رو بسپرم به زن داداشم ؟ (زن داداشم آدم عاقل و موجهی هستش)تشکر
1401/05/03

سوال 18262

سلام. وقتتون بخیر.من با یه اقایی تو برنامه همدم اشنا شدم. جلسات اشنایی رو گذروندیم و همه چیزم خوب پیش میرفت. حتی مشاوره هم رفتیم. و نظر مشاور این بود که خانواده ها بیشتر همو ببینند تا اگر اختلافی هست. مشخص بشه. بعد از یه مدتی خانوادم گفتند با هم جور نیستید. به طور کلی از لحاظ فرهنگی و اجتماعی خانوادش یکمی از سطح ما پایین تر بودند. من هم رابطه رو تموم کردم. ولی هنوز ایشون بهم پیام میده. با اینکه جوابشو نمیدم. ولی مدام در ذهنم هست. چون هیچ خاطره بدی با هم نداشتیم. حتی موردی هم برا ازدواج پیش میاد، هنوز بهش فکر می کنم. شما چه پیشنهادی میدید
1401/05/02

سوال 18260

چرا یه نفر اولش خیلی مشتاقه حتي وقتي میبینتت بهت میگه دوستت دارم و دلم برات تنگ شده و فلان ولی از طرف دیگه اصلا پیگیرت نیس و انگار وجود نداری بعد هی کمرنگ میشه يعني نظرش عوض شده (خودش مشکلات شخصی رو بهانه می‌کرد)
1401/05/02

سوال 18259

<p class="paragraph"> ممنونم از توضیحات </p><p class="paragraph"> بله میدونم که مقصرم چندین بار تاحالا هم از همسرم عذر خواهی کردم. نه ما الحمدالله مشکل مالی نداریم، حتی من این موضوع یارانه رو هم ب پدرم گفتم وایشون با همسرم صحبت کرده و بهش گفتن که اصلا خبر نداشتن و تمام این مدت هرچقدر که شده رو گفتن که پرداخت میکنن اما همسرم قبول نکرده. خانم دکتر من حس میکنم همسرم دنبال بهونه هست رفتارش خیلی تغییر کرده و دائم به من میگه یه مدت منو به حال خودم بذار، حس میکنم مشکلی داره و چیزی اعصابشو بهم ریخته یه چیزی فراتر از مشکلیکه الان برامون پیش اومده. من همسرمو دوست دارم ولی اون فاصله میگیره، خانم دکتر من باهاش خوب رفتار میکنم میگه بامن اینجوری برخورد نکن از کلمه عزیز م و اینا استفاده نکن نمیخوام ازت این کلمه ها رو بشنوم، نسبت بهش سرد برخورد میکنم اون برخوردش بیشتر سرد میشه، واقعا موندم چیکار کنم باید چه رفتاری داشته باشم؟؟؟ </p>

صفحه 486 از 644