پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1401/04/06
ناشناسخانواده و روابط
سوال 17703
سلام روزتون بخیربعداز دوماه ارتباط مجازی وحضوری توبیرون از خواستگارم خواستم باخانوادشون بیان خونمون این درصورتیه که ما رابطه خوبی باهم داشتیم تفاوتهایی بود که البته تو ازدواج کمی میشد چشم پوشی کرد همه چی درواقع خوب بود اما اززمانی که مطرح کردم که باخانواده بیان درواقع سه روز پیش ایشون نه دیگه بامن تماسی گرفتن نه چت کردن درواقع ارتباطشونو قطع کردن من ازطرز برخوردشون کلافه ام یعنی منظورشون اینه رابطه ما تموم شده اس ؟ ازطرفی احساس میکنم خودم پیگیرشم ممکنه ازشون بشنوم اینکه نمیخوان ادامه بدن واین بیشتر ناراحتم میکنه پیشنهادتون چیه چیکارکنم؟
دوران آشنایی قبل از ازدواج1پشیمان شدن از خواستگاری قطع رابطه کردن درخواست خواستگار رسمی گرفتن پاسخ خواستگاری 1
۲ پاسخ۱۸ بازدید
1401/04/06
سوال 17701
سلام خانم دکتر من یک ساله نامزد کردم، نامزدم خیلی بی اهمیت و بی محلی میکنه، با همه میگه و میخنده و مشورت میکنه با رفیقاش و خانوادش اما به من که میرسه اصلا توجهی نمیکنه اخه خیلی کادو و طلا و لباس و .... براش خریدم و عشق و محبت بهش میورزم اما انگار نه انگار دارم کاری براش انجام میدم رفتار هایی باهم داره مثل بی احترامی و توهین و تهمت ناروا بهم میزنه جلو خانواده اش. مثلا میاد خونه مون اصلا بهم توجه نمیکنه دارم حرف میزنم و ... این یکسال فقط بی اهمیتی و بی محلی دیدم هرچی خواستم تمومش کنم خانواده اش نمیزاشتن ازم فرصت میخاستن که درست بشه چند روزی درست میشد اما بعدش برمیگشت به حال قبلیش،خیلی غمگین و ناراحته نمیدونم چیم کمه آخه هم خوشتیپم هم وضع مالیمون خوبه هم کار دارم اما داره این رفتار هارو انجام میده ولی الان تصمیم گرفتم تمومش کنم چون دیگه خسته شدم بخدا اصلا نه عشقی نه محبتی نه رابطه ای عاطفی نه شادی بینمکن نیست البته اون اینجوریه وگرنه من همیشه میبرمش بیرون براش خرید میکنم میبرمش شهربازی میبرمش بهترین رستوران ها و پیتزایی ها اما بازم خودشو میگیره فقط غرورش رو برام نشون میده هرچی هم دارم نصیحتش میکنم باش حرف میزنم اصلا درست نشده بخدا از نظر اخلاق و رفتار و ... حرف ندارم اما اون اینجوری میکنه مثلا اگه کسی بره بهش بگه نامزدت چقد خوشتیپه چقد خوبه بدش میاد ...
۲ پاسخ۲۹ بازدید
1401/04/06
ناشناسخانواده و روابط
سوال 17699
ازدواج با خانمی که بچه داره اصلا درسته؟من در همه زمینه به تفاهم رسیدیم باهاش ولی بچه داره اونم پسر بچه.میگه پیش باباش میمونه ولی میدونم یواش یواش پاش باز میکنه.دوست ندارم من کار کنم زنم یواشکی خرج بچه یکی دیگه بکنه.
ازدواج با خانم مطلقه1مشکلات ازدواج مجدد با وجود فرزندان1مشکلات ازدواج مجدد با داشتن بچه مشاوره پیش از ازدواج 1
۱ پاسخ۱۳ بازدید
1401/04/05
ناشناسخانواده و روابط
سوال 17686
سلام کسی که به خاطر کمبود محبت و نداشتن تکیه گاه ،،به مردی وابسته شده و اون مرد رهاش کرده ،،چطوری میشه از این وابستگی رها شه؟؟
۱ پاسخ۱۴ بازدید
1401/04/05
ناشناسخانواده و روابط
سوال 17682
سلام ببخشین ممکن خواستگار در جلسه اول متوجه روحیات ی دختر بصورت جزیی بشه؟؟ اصلا جلسه اول میشه روحیات طرفین دقیق تشخیص داد و نتیجه گیری کرد؟؟ خواستگار بعد جلسه اول از ظاهر دختر تعریف میکردن ک دوست داشتن و ... و گفتن روحیاتمون بهم نزدیک نیست و ازدواج موفقی نمیتونیم داشته باشیم !!! البته ایشان قبل جلسه اول چند بار ب دختر گفتن ک چرا پیام نمیدی و چرا تماس نمیگیری؟؟ و بعد جلسه اول هم ب دختر خرده گرفتن ک چرا من نگرفتی ب سوال کردن و چرا ب من نگفتی پاشو باهم راه بریم و ..
۱ پاسخ۱۵ بازدید
1401/04/05
ناشناسخانواده و روابط
سوال 17681
با سلامآقای ۳۶ ساله مجرد بدون سابقه ازدواج هستم. از دوران نوجوانی دارای اختلال بدشکل انگاری بدنم در ناحیه خاص و مشخص بودم که همیشه برای پنهان کردنش نوع خاصی لباس پوشیدم و در فصول گرم از بسیاری از سفرها و معاشرتها و جمع دوری کردم. اکنون در سن ۳۶ سالگی و تنها پس از هدر رفتن عمر بر اثر این اضطراب عمیق، متوجه آن شدم.با توجه به اینکه مطالعات نشان میدهد ریسک خودکشی بر اثر این بیماری بسیار بالاست، اما من تا این سن در افسردگی مزمن به سر بردم و خودکشی نکردم. حالا متوجه شدم که میتوانم با عمل زیبایی لایپوساکشن و برداشتن مقداری چربی، نقص ظاهری که همیشه در ذهنم آزارم میداد را برطرف کنم.با توجه به اینکه در طول زندگی، هرگز با خانواده و دوستانم در رابطه با اینکه چنین نقص ظاهری در بدنم میبینم صحبت نکردم، اکنون که موضوع را با آنها در میان میگذارم و اینکه هزینه این عمل را خودم پرداخت خواهم کرد و از خانواده شامل مادر، پدر و برادرم فقط انتظار مراقبت پس از عمل را دارم، به شدت مخالفت میکنند و اصرار دارند که از این عمل پشیمان خواهم شد!در نقطه زمانی مهمی از زندگی به سر میبرم و میخواهم با این عمل اجتماعی تر و معتمد به نفس تر شوم و برای اولین بار دد زندگی برای ثبات شغلی و ازدواج، تصمیمات قاطع و پایداری بگیرم.به جز اینکه این عمل عوارض جانبی و احتمالات اینچنینی دارد، لطفا بفرمایید طبق تجربیات عمومی جامعه یا مراجعان یا افرادی که به هر نحو از شما مشاوره میگیرند، قبل از تصمیم گیری در این مورد به چه موضوعاتی توجه کنم.
۲ پاسخ۱۷ بازدید
1401/04/05
سوال 17678
<p class="paragraph"> یک سوال بچه ها چرا بنده میخوام با هر دختری اشنا بشم برای ازدواج تا میفهمه پزشک فوق تخصصم توقعات خیلی بالا دارن ؟مثل هر ماه خارج رفتن .. در حالی من یک همسر محجبه و خانه دار و با ایمان و مقید به واجبات و مستحبات باشه..هر چی درخواست همدم داشتم مانتویی بود من دوست دارم چادری محججبه باشه من فقط یک مادر پیر دارم که دخترها بشناسه </p>
۶ پاسخ۷۵ بازدید
1401/04/05
ناشناسخانواده و روابط
سوال 17677
سلام۳ سال باکسی بودم یعنی توسن ۱۷ سالگی یکی اومدتوزندگیم که الا۱۹ سالمه اونم ازمن یک سال بزرگتره خلاصه کلی دروغ بهم گفت اول گفت میخوامت واس زندگی مامانشم میدونست چنتاازفامیلاشونم میدونستن مامانش اول بامن خوب بودبعدباهام بدشدفوشم میدادباپسرش که حرف میزدم فوش به من میدادبه پسرش میدادمیگفت بااین دختردوست نشوازاین حرفامنم به خاطری که پسررومیخواستم چیزی به مامانش نمیگفتم این پسری بوددست بزن داشت بددهن بودعصبی بودعصبی که میشداگ پیشش بودم کتکم میزدولی فوش میداداعصابش که خوردمیشدبعدپشیمون میشدپیام میدادیازنگ میزدمیگفت اعصابم خورده یه چیزی میگم ناراحت نشوارومم کن تااینکه باهام دعواکنی چندین باربه خاطربددهنیش بهش گفتم تمومش کنیم بازچندهفته میگذشت برمگشت ولی جدیدن دعواکه میکردیم به هفته یاچندروزنمیکشیدتایک ماه دوماه بعددوباره پیام میدادمیگفت برگردپارسال بودیه کاری کردگفتم تموم کنیم رفت بعدازیک ماه رفت بایه نفررل زد بعداومدگفت بذگردوازاین حرفامنم ازبس دوسش داشتم برگشتم گفتم اشکالی نداره دوبارچندوقت پیش به خاطری که پسرعموش یه حرف چرتی به من زدمنم به پسرعموش فوش دادم گفتم توچراچیزی نمیگی گفت چیزب نگفته منم گفتم واس زنموتودخترش پشت اوناروگرفت اوتموم کردیم بعداز۲ مارل زدچندشب پیش بعدفرداصبح اومدگفت برگرداین خیانا کاربودولی من برنگشتم گفتم اگه برگردم یه چندروزیاچندهفته خوبیم بعددوباره دوماه قهریم دوباره همین اشوهمین کاسه توام دوباره میری باکسی دیگی گفت نه یاتویاهیج کسی دیگی بعددوباردیشب رفت باکسی دیگی بهش گفتم رفتی پی لیاقتت بهت گفتم دفعه سومم رل میزنی گفت انگشت کوچیکت نمیشه الااعصابم خیلی خورده که چرابایدهمچین حرفی روبه من بزنه یامنی که ۳ سال توسختیاش باهش بودم هرچیش میشدحتاواسشم گریه میکردم چرابایدخیانت ببینم خلاصه اینو خواستم بگم اصلاروم غیرت نداشت اویه پسرحوص بازی بودچششم پی همه بوداین اخرین بارمیگفت هرچی بگی همون جورمیشم ولی بهش گفتم دیگه نمیخوامت هردختری بهش زنگ میزدباهاش حرف میزدولی میگفت رلم نیست سربه سرش میزارم متلک به دخترامیپروندکل گالریش عکس دخترپیام دخترشماره دخترداشت این دفعه گفت خوب میشم برگردگفتم دیگه نه تاحالافک میکردم خوب میشه چون دوسش داشتم نرفتم ولی الادیدم ۳ بارتاحالابهم خیانت کرده فایده نداره ولی خیلی حالم بده که چرابایدبهم خیانت میکردمن اصلابهش بدی ام نکرده بودم دیگه به کسی اعتمادندارم چون احساس میکنم همه لاشیوخیانت کارن خواستم ازشماکمک بگیرببینم چکاربایدکنم تافراموشش کنم این برنامه روام نصب کردم شایداگ شداینجاکسی روواقعی پیداکنم که واس خودم بخوادم نه واس سرگرمی یاچیزدیگی
۱ پاسخ۱۳ بازدید
1401/04/05
ناشناسخانواده و روابط
سوال 17674
سلام ۳ سال باکسی بودم اول میگفت واس زندگی میخوامت کلی حرف دروغ بهم گفت منم باورکردم حالابعداز۳ سال بهم خیانت کرده رفته باکسی دیگی حالم خیلی بده این برنامه رونصب کردم شایدبتونم اینجاکسی روپیداکنم که واقعاحرف راست بزنه واقعابخوادتم واس زندگی نه واس سرگرمی
۱ پاسخ۱۲ بازدید