پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1401/04/05
ناشناسخانواده و روابط
سوال 17671
سلام از همه دوستان خواهش میکنم اول سر موضوعات اصلی و مهریه توافق کنید بعد برید تحقیقات- من با یه دختر تو همین همدم آشنا شدم و خیلیم خوب بودیم با هم تقریبا سر همه چیز توافق کردیم فقط من چون فکر نمیکردم پدر ایشون بخواد سر مهریه انقدر سخت بگیره گفتم مهریه بمونه برا روز خواستگاری و همون ده روز اول آدرس محل کارفعلی و قبلی و محل زندگی رو دادم بهشون چون به شدت خواهان این بودن که ازمن مطمین بشن اتفاقا خیلیم تعریف منو شنیدن از محل و سرکارم و بعد ازون خیلیا تو کوچه و سرکار بهم تبریک میگن و هی میگن مبارکه و ماروهم تو عروسیت دعوت کن منم دیگه هیچی ندارم بگم بهشون چون پدر ایشون گفتش که اگه ۴۰۰ تا سکه مهریه رو قبول دارید بیاین خواستگاری و رابطه ما تموم شد و من موندم و تبریکای بیهوده همکارا و همسایه ها -ای کاش دل همو نشکونیم تو این مدت ناچیز عمر
۲ پاسخ۱۹ بازدید
1401/04/05
ناشناسخانواده و روابط
سوال 17670
باتشکر از جواب کامل و دقیق شما بسیار سپاس گزارم خانم دکتر 🙏بله من کامل متوجه این موضوعات هستم و کامل این موارد رو درک میکنم وهمه این موارد اینکه ایشون بسیار دارند احساسی عمل میکنند اینکه نباید بزاریم احساسات غلبه بکنه بر تصمیمات..واینکه ملاکو حسی که ایشون الان دارن شاید ۲ سال بعد یه مدت بعد تغییراتی بکنه و هنوز در زمانی نیستیم که چیز ثابتی در ما شکل بگیره و مسیر طولانی در پیش داریم در زندگیایشون این موارد رو پذیرفتند و من به ایشون گفتم که صبر کنیم مثل حالت عادی باشیم و ابتدا من از ایشون یه شناخت ابتدایی در حد محیط کار داشته باشم تا بعد ..خانم دکتر همه این موارد بینمون گفته شده و تقریبا حل شده بود تا اینکه بنده متوجه شدم به دلیل برخورد زیادی که با ایشون دارم چنین چیزی انچنان ممکن نیست زمانی که با ایشون صحبت میکنم موضع ما نسبت به هم چیه ..وارتباط ما با توجه به حس قوی که ایشون دارن تا مدت طولانی نمیتونه به شکل عادی ادامه پیدا کنه و این روی من هم اثر میذاره و باعث حس وابستگی من میشه ببخشید طولانی شد شرمنده🙏شما میفرمایید من الان باید در حول یک چارچوب معین وصحیح باید شروع بکنم و از ایشون شناخت درستی داشته باشم؟ایا الان زمان مناسبی هست برای این اتفاق؟و ما میتونیم همچین چیزی رو الان درست و صحیح پیش ببریم؟پیشاپیش ممنونم از راهنمایی شما 🙏
۱ پاسخ۱۲ بازدید
1401/04/05
ناشناسخانواده و روابط
سوال 17666
با عرض سلام.مادر من چندساعت پیش از دکتر مشورت گرفتند..من خود فرد هستم و در ادامه مطلب مجدد راهنمایی میخواستم 🙏این فرد که همکلاسی من هستند گفتندکه چندین ماه در مورد بنده تحقیق کردند و حس و احساسی که در ایشون هست یه چیز موقت نیست و حسی که دارند یه چیز پاک و مقدس مانند ودرست هستایشون حداقل از لحاظ اعتقادی مشابهت زیادی با بنده دارند و اصلا یکی از دلایلی که با ایشون صحبت کردم تا به اینجا همین موضوع و احترام وادب زیادی هست که ایشون نسبت به بنده دارنخلاصه مطلب اینکه..من به عنوان یک دختر با یک سری معیار ها حالا در این سن کمی که هستم نمیدونم باید با این موضوع چجور کنار بیام چون نه نمیخوام جواب منفی قطعی به ایشون بدم چون یک سری متشابهات و همچین حس درستی که دارند برای من خیلی مهم و پررنگه و نه میتونم به خاطر شرایطی که هم من هم ایشون چه سن و چه درسی و دراین مقطع از زمان داریم..جواب مثبت بدم بهشون ازتون درخواست داشتم بنده رو راهنمایی بفرمایید و راهی پیش پای بنده و ایشون بگذارید تا بدونیم با این احساس و موضوع باید چطور برخورد کنیم و باید چطور ماجرا رو پیش ببریم که هم از لحاظ شرعی و عرفی درست باشه و هم هیچکدوممون اسیب نبینیم بابتش🙏
۲ پاسخ۱۴ بازدید
1401/04/05
ناشناسخانواده و روابط
سوال 17665
باسلام من مادردختری هستم که دانشجوی پزشکی هست ۲۱ساله هست یکی ازهمکلاسیهاش به دخترم اظهارعلاقه میکنه ومیگه خیلی جدیه علاقم وخودشم میدونه که شرایط ازدواج نداره چون نه تحصیلاتش تموم شده نه سربازی رفته و...دخترم هم دودل هست ومیگه خیلی زوده برای آشنایی وازدواج واینا ....ولی پسره به بهانه های مختلف پیام میده ونمیخواد دخترم روازدست بده حالا من موندم اینهاروچجوری راهنمایی کنم چکارباید بکنند؟
۱ پاسخ۱۳ بازدید
1401/04/04
ناشناسخانواده و روابط
سوال 17651
خانواده دختر میگن حق مسکن رو باید بدی دخترمون.من مخالفم.وقتی پول تهیه مسکن من میدم اون چرا باید حق قانونی داشته باشه توی تهیه کردنش؟خب نصف پول خونه رو دختر شما بده تا در محل خرید و نوع مسکن سهیم باشه.بعدشم اومدیم گفت من مسکن توی یک شهر دیگه باید برام تهیه کنی وگرنه تمکین نمیکنم.قانون هم طبق معمول حق رو میده به دخترها.بعد من هیچ کاری از دستم بر نمیاد.
۵ پاسخ۶۱ بازدید
1401/04/04
ناشناسخانواده و روابط
سوال 17650
همسرم باید خودش بفهمه نیازم چیهاین یعنی عشقمگه نه؟
۱۸۴ پاسخ۴٬۵۲۱ بازدید
1401/04/03
ناشناسخانواده و روابط
سوال 17641
راهی دوستم رفت که میخوام بدونم اگر درست هست منم انجام بدم.ایشون بعد از ازدواج رابطش رو با دوست دخترش هم حفظ کرد اما به صورت خیلی محدود در حد تبریک سال نو و تبریک تولد فقط..بعد ۷ سال زندگی مشترک زنش به دلایل غیر منطقی مثل اینکه من مدرکم از تو بالاتره تقاضای طلاق میکنه و مهریش هم میزاره اجر (حالا تمام خرج تحصیلش و زحماتش هم پای این دوست من بود)..این پسر هرکاری کرد زنش برنگشت.خیلی هم تحت تاثیر این اتفاق دچار افسردگی شده بود و یکدفعه تنها شده بود.شانسی که اورد این بود رابطش با دوست دخترش کات نکرده بود و دوباره با اون وارد رابطه شد و باهاش ازدواج هم کرد.وگرنه ممکن بود از شدت افسردگی کارهای خطرناکی کنه.به نظر شما چون احتمال این رفتارها از طرف خانمها و ترک زندگی زیاد هست بهتر نیست ادم یک گزینه زاپاس همیشه داشته باشه؟
رابطه 2خیانت به همسر 1ادامه رابطه با جنس مخالف بعد از ازدواج ادامه دادن رابطه 1حفظ دوستی های پیش از ازدواج
۴ پاسخ۴۷ بازدید
1401/04/03
ناشناسخانواده و روابط
سوال 17638
عليک سلام با توجه به سوال قبلی بايد بگم بعضی از اون پسران كه سايت غير مجاز و دوست يابی را قبول داشتند از همدم ايراد ميگيرند منم چند ساله دارم خيلی پيام ميدن ولی اعتماد به هيچ كدومشون نيست الانم اينجا را با اونجا اشتباه گرفتن تو همدم هم خيلی بايد دقت كرد با يکی حرف زدم هيز بود الانم نگرانم آيا ميشه به شخص ديگری درخواست بدم يكسری هم كه طاقچه بالا گذاشتند درخواست نميدن
اپلیکیشن همدم 2ازدواج از طریق اپلیکیشن همدم 1ثبت نام در اپلیکیشن همدم 1آشنایی از طریق اپلیکیشن همدم اعتماد به اپلیکیشن همدم 1
۱ پاسخ۲۵ بازدید
1401/04/03
ناشناسخانواده و روابط
سوال 17637
سلام یک سوال دارم تو سایت همدم درست یکسال است که عضو شدم فقط یک مورد پیشنهاد داشتنم با صحبت به این نتیجه رسید که مناسب هم نیستم و خودم هم جسارت به خودم دادم وبیش از ده نفر پیشنهاد دادم که رد درخواست می دادند یا سکوت می کردند تا ۲۴ ساعت که از گزینه جایگزین استفاده کنم حالا دیروز روی کنجکاوی توی یک سایت دیگه همسر یابی که نمی خواهم اسمش را بیاورم ثبتنام کرد هنوز ۲۴ ساعت نگذشته نزدیک به ۴۰ نفر پیشنهاد ازدواج دایم به من دادند قضیه چیه البته من حواسم هست و آدمی نیستم که گول بخورم چون هدفم را می دانم
۲ پاسخ۳۹ بازدید
1401/04/03
ناشناسخانواده و روابط
سوال 17636
باسلام خدمت خانم دکتر فرزانه باکتریا در ادامه پرسشی که داشتم (خواهری دارم ۳۸ ساله و تحصیل کرده تا قبل از کرونا شاغل و معلم بود اما با اومدن کرونا شغلش رو از دست داد. خیلی به سختی میتونستیم از خونه بیرون ببریمش. )فرمودید:تغییر رفتار مربوط به زمان بعد از بیکار شدن میباشد یا نه؟باید بگم که خیر همیشه کمی غر غرو بوده و حسادت و خستگی و خواب زیاد را همیشه دارد. خوب به یاد دارم که وقتی ساعت ۱ظهر برمیگشت به منزل تا عصر میخوابید و برای پختن شام همیشه غر میزد که من خسته ام کس دیگری شام بپزد. یا به ایشان میگفتم عصر هست برای خرید و دور زدن باهم بریم بیرون میگفتن خسته ام باشد برای روز تعطیل. درصورتیکه ساعت کاری ایشان ۷تا ۱۲ظهر بوده و شغل معلمی سختی چندانی ندارد که اینهمه نیاز به استراحت داشته باشد. همیشه ابروهای گره خورده ای داره چه بیکار نشسته باشه و چه درحال انجام کاری باشه. متاسفانه خواهرم در دوران تحصیل دبیرستان رشته انسانی خوانده و با عرض پوزش از همه دوستداران رشته انسانی. من نمیفهمم چرا بعضیاشون چون ۲تا کتاب روانشناسی خوندن تو دوران دبیرستان فکر و ادعا میکنن یه پا روانشناسن و خودشون میتونن خودشونو همه رو روانشناسی کنن و میدونن باید چه کار کنن برای همین از رفتن به مشاوره سر باز میزنن. الان رسما ۲۰ساله خواهرم دوران دبیرستان رو تموم کرده. شایدم واقعا میدونه چشه و ترس داره که مشاور حقیقتهای دیگه ای رو هم بهش بگه که خودشم فکرش رو نمیکرده. وقتی گفتم تو همدم ثبت نام کن ۲تا آزمون معتبر روانشناسی میگیره من خیلی لدت بردم از اینکه باخودم بیشتر آشنا شدم اینجوری با خودت بیشتر آشنامیشی هنوزم که هنوزه ثبت نام نکرده که ۲تاآزمونو بده به نظرتون واهمه نداره از این که شخصیتش رو بیشتر بشناسه؟ فرمودید: مشکلش را کم اهمیت که تنها نیاز به تلاش دارد نشان ندهید.یعنی الان ما باید چه کار کنیم؟ و چگونه برخورد کنیم که اهمیت مشکل را بیشتر بفهمد؟ ممنون میشم مثالی برایم بزنید تا بیشتر متوجه شومدرمورد مسائل بهداشت شخصی که فرمودیدباید بگم خداروشکر خواهرم به بهداشت شخصیش خیلی اهمیت میده و از کثیف شدن هم بدش میاد و مداوم دستهاش رو میشوره (نه به صورت وسواس گونه)و لباسهاش همیشه تمیز و ظاهر مرتب و آراسته ای داره. کلا از گردوخاک جایی بشینه شاکی هست.من تمام تلاشم رو میکنم که باهاش همددلی کنم و به جرات میتونم بگم ۸۰٪ با من همیشه صحبت میکنه. و متاسفانه باید بگم خواهرم هیچ دوستی نداره ۱دونه دوست داشت اونم برای دوران دانشگاهش که سالهاست باهم تماسی ندارندهمیشه تلفنش تو کشو هست و هفته ای ۱بار شارژمیکنه نه گیم بازی میکنه نه از چیزی خوشش بیاد عکس میگیره و هیچ پیامی به کسی نمیده و زنگ هم به جایی نمیزنه در کل سال شاید ۶۰هزارتومن هزینه کل سال تلفنش باشه که اونهم مربوط به جمع آبونمان و مالیات خط تلفن میشهسپاسگذارم از وقتی که میذارید
۱ پاسخ۲۱ بازدید
1401/04/03
ناشناسخانواده و روابط
سوال 17635
با سلام و عرض خسته نباشید ممنون میشم که من رو راهنمایی کنید. و راه حلهایی پیش پای ما قرار بدید. خواهری دارم ۳۸ ساله و تحصیل کرده تا قبل از کرونا شاغل و معلم بود اما با اومدن کرونا شغلش رو از دست داد. خیلی به سختی میتونستیم از خونه بیرون ببریمش. همیشه میگفت فکر میکنید من از کرونا میترسم بخوام میرم بیرون ولی بازهم نمیرفت. تو کل مدت ۲سال و خورده ای شاید ۳۰بار مجبور شد از خونه بیاد بیرون. الانم که تقریبا کرونا بسیار کم شده بازم نمیره بیرون. من همیشه کلی ایده برای کسب و کار به خواهرم میدادم حتی کمک مالی کردم بهش هم میگفتم روی ۶ماه اول حساب باز نکنه چون هنوز کارش جا نیوفتاده ولی زود ناامید میشد و دست از تلاش برمیداشت. من خودم از خواهرم خیلی کوچکتر هستم و الان ۶ساله کسب و کار آنلاین دارم و تلاش بسیار زیاد و حتی شبانه روزی کردم و از خواب و خوراکم زدم و الان توی حرفه خودم آدم موفقی شدم. خیلی دلم برای خواهرم میسوزه هر پیشنهادی که میدم سعی میکنم طبق شناختم از مهارتهاش باشه مثلا پیشنهاد طراحی چهره دادم و خواهرم عالی نقاشی سیاه قلم میکشه ( الانم خیلی مد شده مردم تصویرشونو میدن که کشیده بشه قاب میکنن میزنن توخونه هاشون) ذوق کرد گفت اوکی باهم رفتیم وسایلشو خریدیم و درنهایت تعجب میبینم که ۴ -۵ ماهه هنوز دست به اون وسایل نزده حتی از تو نایلکسی که فروشنده وسایل رو داخلش گذاشت و بهمون داد در نیاورده که حتی ۱ نقاشی بکشه و کاری از پیش ببره. هرچی میخره پلمپ نگه میداره. میگم ذوق نداری باز کنی میگه نه! حالا بعدا باز میکنم. بعدا بعدا یهو دیدی ۱سال گذشت هنوزم پلمپ هست. مجرد هست. (البته این رو هم بگم که خواستگار داشته ولی معرفهای دوست و آشنا مورد مناسب معرفی نکردند مثلا مورد داشته پسر تحصیلاتش ۵ابتدایی بوده و خواهرم لیسانس داره پسر نپذیرفته و گفت خواهرم ازش بالاتر بوده) خواهرم همیشه یه گوشه میشینه تو فکره. بهش میگم خواهر داره سنت میگذره یه حرکتی بزن برای زندگیت دست نَجنبونی میشی۵۰ساله که دیگه جونی برای کار کردن و زندگی جمع کردن نداری. میگه انقدر بهم نگید پاشو پاشو من خودم میدونم چِمه دارم تمرکز میکنم و روی خودم کار میکنم که مثلا فلان چیز رو خریدم باز کنم استفاده کنم. چیکار کنم ذوق ندارم. بهش گفتم با فکر کردن و کار امروز رو به فردا انداختن فایده نداره فکر کافیه دیگه باید عمل کنی!بازم نشست فکر کردن. حتی وقت مشاوره هم گرفتم از درامدم ۴۰۰ تومن پول دادم ولی نرفت که نرفت گفتم برو صحبت کن بهت راهکار میده انگیزه میده از این پیله دربیای گفت وقتی میدونم چِمه مشاور نمیخوام. همیشه سر کوچکترین چیزها غر میزنه مارو هم عذاب میده. همه گرمشونه تا کولر روشن میشه این میگه اه من سردمه خاموش میکنه. پنجره باز میکنم میگه اه اه ببند گردوخاک میاد. خلاصه زندگی رو هم برای خودش سخت کرده هم برای ما. کارهای خونه رو به صورت خودجوش پامیشه انجام میده تهش غرغر میکنه که شما منو کلفت گیرآوردید نه میزارید برم پی زندگیم دست از سرم بردارید اصلا من میذارم میرم. مادرم میگه ماکه نگفتیم پاشو خودت پاشدی دیگه حق نداری دست بزنی به کارهای خونه. میخوای بری هم برو ماکه نگفتیم شوهرت نمیدیم که برای کلفتی نگهت داریم. اگه از کسی خوشت اومده خب ازدواج کن ما که مخالف سروسامان گرفتن بچه هامون نیستیم. یه رگه هایی از حسادت هم داره هروقت پدرم از سرکار میاد خونه بهم میگه بدوبرو بابا جونت اومده. درصورتیکه پدرم واقعا انسانی مهربان و بسیار عادل هست به نسبت کاملا مساوی به من و خواهرم پول میده اگه به خواهرم ۲۰۰میده به منم همونو میده تازه گاهی چون من کوچکترم به من ۱۵۰ میده میگه اون بزرگتره بیشتر باید بگیره و من از این عدالت پدرم بسیار خوشحالم ولی خواهرم از زیر خیلی از کارها خوب شونه خالی میکنه مثلا پدرم میاد خونه بدو نمیشه وسایل تو دستشو بگیره. یا یه کاری بخوان میگه اه همش به من میگید در نتیجه پدرم منو صدا میکنه آخرشم خواهرم بهم میگه بدو باباجونت کارت داره. من همیشه خیلی نگرانم توکارهای خونه خیلی کمک میکنم اما همیشه میاد میگه تو فقط به فکر کارو کاسبی خودتی. خب خواهرعزیزمن من که دارم کمکت میکنم پاشی یه کاری برای خودت جور کنی خب نشستی رو زمین کنده نمیشی چرا غر به من میزنی. بهش گفتم بیا تو همدم توهم ثبت نام کن انشاءالله کیس خوبی با توجه به محاسن و تحصیلاتت پیدا کنی میگه قصد ازدواج ندارم. و من نگرانم چون تصمیم گرفتم به زندگیم سروسامان بدم و ازدواج کنم حسادتهای بی مورد مثل این که اه چرا همش پسره میاد خونمون من مجبورم حجاب داشته باشم گرمم میشه خلقم میگیره و راحت نیستم اتفاق بیوفته آبروم بره پیش طرف(چون خواهر بزرگترمون متاهله هروقت میخواد بیاد خونمون من این جمله رو میشنوم از خواهرم و ناراحتم گاهی خیلی کج خلقی با دامادمون میکنه). نه میخواد ازدواج کنه- نه کاری دستوپا کنه- نه به زندگیش سروسامان بده -نه چهارتا کتاب بخونه یا سرچ و تحقیق کنه چیزای جدید یادبگیره- نه اسنپ نصب میکنه -نه همراه بانک نصب میکنه کارش راه بیوفته- نه دیجی کالا نصب میکنه که چیزی لازم داشت قیمتشو چک کنه- حتی یه موزیک میشنوه خوشش میاد به من میگه دانلود کردی برام بفرست میگم نترس از گوشیت استفاده کنی دانلود کنی خراب نمیشه ها. خیلی هم میخوابه قشنگ ۱۲شب تا ۱۲ظهر. خلاصه به قرآن موندیم از دست کارهاش شما میگید من و خانوادم با این خواهرم چه کنیم؟ فقط دلم برای جوونیش میسوزه و متاسفانه انگاره خودش حالیش نیست داره با خودش و جوونیش چیکار میکنه! لطفا راهکاری چیزی پیش پای ما قرار بدید مشاوره که نمیره بلکه بتونیم کمکی کنیم این بی انگیزگی و بی میلی به زندگیش رفع بشه بلکه یه تکونی به خودش بده تمام عمر و جوونیش داره میسوزه و هدر میره وقتی ۶۰سالش شد دیگه پشیمونی سودی نداره. و آخر سر هم طبق روال همیشگی به ما میگه شماها هرکدومتون سرتون به کار خودتون گرمه و منو اینجا نگه داشتید واسه کلفتی!خداشاهده هیچ کاری جز غذا پختن و چیدن و برداشتن ظرف از ماشین ظرف شویی و گاهی یه گردگیری ساده هم نمیکنه! خونه جارو زدن و جمع کردن و گردگیری با منه. سرویس بهداشتی و حمام و لباس شستن با مادرم یعنی کلا تقسیم کار هم داریم ولی بازهم منو مادرم کلی حرف میشنویم ازش. باتشکر فراوان از وقتی که برای مشکل اینجانب گذاشتید در پناه حق باشید.ضمنا خدمت اپراتور محترم هم یک انتقادی داشتم. که میفرمایند کوتاه و مختصر سوال بفرمایید. کوتاه و مختصر میگیم مشاور محترم میفرمایند بیشتر توضیح بدید با ذکر مثال تا بهتر کمک کنیم. بهتر توضیح میدیم تا مشاوران محترم بیشترین کمک رو به کنند میگید مختصر مفید باشه الان چه کار کنیم؟ بعضی از مباحث واقعا نیازمند توضیح بیشتر برای درک شرایط هست. ممنونم از توجه شما
۳ پاسخ۱۷۸ بازدید