پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1400/08/30
ناشناسخانواده و روابط
سوال 13948
با سلام ببخشید من یک خانم نزدیک 40 سالم هست .لیسانس و شاغل بودم .فعلن بیکارم .6 ماه عقد با کسی بودم که متاسفانه بدون شناخت و با چشم بسته بسته ازدواج کردم ،این آقا خیلی از خودش و خانوادش و سطح مالی و شغلیش تعریف دروغ کردن و ماهم بدون تحقیق عقد کردیم .بعد 6 ماه توافقی جدا شدیم ،ولی از لحاظ روحی هر دو بهم وابسته هستیم ،از نظر اخلاقی فقط با هم خوب بودیم ،ولی چون نتونست شغل ثابت و درآمد ثابت و وسایل زندگی رو تهیه کنه و دیدم خیلی بهم دروغ گفته و نمیتونه رو پاش بایسته ،ازش جدا شدم ،الان هم بعد 2 ماه از طلاق ،یکسره پیام میده و درخواست ادامه داره ،نمیدونم چیکار کنم ،از طرفی هم سنم بالا رفته و موقعیت ازدواج خوب ندارم ،از طرفی خانوادم باهاش مخالفن ،موندم چیکار کنم ،متاسفانه با وجودی که من 6 ماه عقد ناموفق داشتم ،ولی انگار فرقی بین من و مطلقه های دیگه وجود نداره ،شوهر سابقم از هر نظر هم سن .هم تحصیلات .هم خانواده .هم مالی از من پایینتر بودن .سن شون هم 3 سال از من کوچیکتر هستن ولی چون من ظریف اندام هستم ،مشکلی با این قضیه نداشتیم ،موندم چیکار کنم ،با وجودی که با دروغ وارد زندگیم شد ولی باز هم دوسش دارم .بنظر شما چیکار کنم ؟؟
۱ پاسخ۱۶ بازدید
1400/08/30
ناشناسخانواده و روابط
سوال 13942
عرض سلاماپلیکیشن همدم؛ چطور از آزمونهایی که دادیم می فهمه کی مناسب کی هست؟ افراد مکمل هم رو می گه مناسب اند؟ یا مشابه هم؟
۱ پاسخ۹ بازدید
1400/08/30
ناشناسخانواده و روابط
سوال 13940
سلام من قبلن عاشق یک نفر بودم ولی آلن با کسی دیگه ازدواج کردم باید چه کار کنم که اونو فراموش کنم
۲ پاسخ۱۱ بازدید
1400/08/30
سوال 13939
سلام خسته نباشید به شما ببخشید من خانمم رفته ازخونه الان 36روزبیشتریا کمتررفته خونه داداشش قبل ازاینکه برد خونه داداشش من خیلی باهاش صحبت کردم وبهش گفتم که هرچی بوده تمومش کنیم وبدیمدست فراموشی ولی اون نتونست کناربیا حالا خودش میدونه اما بقران قسم من خیلی دوستش دارم حتی رفتم مشهد دنبالش اماذنیومدالان من بادوتا بچه چه کنم من راست با کشی دیگه گرفتمش قبل ازاینکه فرارکند اما نتونست فکرکنم کنار بااینکه من بخشیدمش الان هم خودم دارم داغون میشم لطف میکنید که راهنمایی کنید
۱ پاسخ۸ بازدید
1400/08/30
سوال 13938
سلام و خداقوتمن یه دختر مجرد هستمیه آقایی که قبلا ازدواج کرده و جدا شده از من خواستگاری کرده تقریبا همه شرایطی که من میخوام رو دارنفقط نگرانی من بخاطر سابقه ازدواجشون هست. از کجا بفهمم که راست میگه و واقعا ادامه زندگی براش غیر ممکن بوده و حقبا او بوده؟ضمنا اصلا نمیخوام با همسر سابقشون روبرو بشم.خواهش میکنم راهنمایی کنید.
۱ پاسخ۱۲ بازدید
1400/08/29
ناشناسخانواده و روابط
سوال 13924
سلام من دوساله به یک دختری اشنا شدم اما این دختر قبل اشنایی با من طبق گفته خودش: در یک رابطه بوده حدود پنج سال یعنی از ۱۶ سالگی تا ۲۱ سالگی وحتی پرده عفتش را هم از دست داده اما می گوید از کارش پشیمان است و جز با ان نفر با کسی دیگ نبوده ایا من می توانم اورا خوشبخت کنم یا باهاش ازدواج کنم؟! میشه راهنمایی کنید؟!
۱ پاسخ۷ بازدید
1400/08/29
ناشناسخانواده و روابط
سوال 13909
سلام وقتتون بخیر .راجع به اپلیکیشن همدم سوال دارم.من بسته ۳۰ تایی خريدم ولی به هرکسی که درخواست میدم جواب نمیده؟ميخواستم بدونم چطور باید با کسي آشنا بشیم؟
۱ پاسخ۴ بازدید
1400/08/28
سوال 13905
سلاممیشه خانم ها همدرخواست بدن؟والا من از مشهد هستم و هرچیدرخواست میدم کسی نگاه نمیکنه و مجبور میشم بعد از ۲۴ ساعت رد بزنم و بسته دوباره بخرمجایگزینا هم مناسب سن من نیستند و خیلییییی کوچک هستنداز مشهد لطفا پیگیری بشه ازدواجی صورت بگیره بخدا اگه خانم ها هم درخواست بدن ایراد نداره
۱ پاسخ۱۱ بازدید
1400/08/28
ناشناسخانواده و روابط
سوال 13899
به نام رب العالمین با سلام و عرض ادب من مردی 33 ساله هستم و خیلی به راهنماییتون نیاز دارم 19 سالم بود که با دختری آشنا شدم و باهم دوست شدیم و با اصرار من و کوتاه آمدن خانوادم قبول کردن که ما باهم ازدواج کنیم 19 سالگی عقد کردیم و 23 سالگی هم مستقل شدیم (عروسی کردیم) خب از دوران دوستی هم ما باهم کلنجار میرفتیم و کلا روزهای شیرین کم داشتیم ولی بخاطر وابستگی به همدیگه طاقت آوردیم و سعی کردیم بسازیم من رفتم خدمت سربازی برگشتم کار پیدا کردم و آروم آروم وضعیت مالیمو سر و سامون دادم اخلاق و رفتارمو خیلی تغییر دادم آروم تر شدم مهربون تر و بادرک تر شدم و سعی کردم با همسرم با نهایت عشق و احترام برخورد کنم اما مشکلی که بود همسرم اکثر اوقات تنشی بود و عصبی و سر کوچکترین مسئله گاهی دعوای بدی رخ می داد که من بعد ها سعی کردم با سکوتم تو این مواقع از درگیری های بیشتر جلوگیری کنم که خب تاثیر خوبی هم میذاشت حتی اگه حق با خودم هم بود. چون منطقی و اهل پذیرش مسئولیت نبودن. ایشون لیسانس تربیت بدنی و مربی ورزشی هستن و هم سنیم با اختلاف ۸ ماه که ایشون بزرگترن یه مدت بهانه آوردن که شاگرد خصوصی دارم و شب ها دیر میومدن خونه یه مدت میگفتن سمینار ورزشی دارن و مثلا یک هفته میرفتن شهر دیگه و من بخاطر همون اعتمادی که خوشبینانه بهشون داشتم گیر نمیدادم و سعی میکردم حمایتشون کنم مسائل و مشکلات زیادی داشتیم و خدا شاهده بارها و بارها بهشون میگفتم اگه از من یا زندگیمون راضی نیستی یا پای کس دیگه ای در میونه من خیلی راحت از زندگیت میرم. بدون اینکه کسی متوجه موضوع بشه. خیلی نگران بودم. میدونستم یه مشکلی هست اما ایشون تاکید میکردن که کلا ادم عصبی هستن و جای نگرانی نیست. چند بار هم به خانوادش گفتم که خانومم نسبت به زندگی خیلی بی تفاوته و سرش به زندگی نیست. اونها هم مشارکتی نکردن متاسفانه و گفتن حتما تو یه مشکلی داری. و خب شهریور امسال بود که متوجه فرد دیگه ای تو زندگیم شدم و بعد از دل شکستگی و پیگیری ها و اینا متوجه شدم که این فرد ۹ ساله تو زندگی ماست و من اطلاع نداشتم (از زمان عروسیمون) و خب رابطه خیلی عمیق جنسی و عاطفی داشتن دقیقا وقتی همسرم راجع به شخصیت اون فرد صحبت می کرد یاد رفتار خودش افتادم ویژگی هایی مثل عصبی و تند بودن زیاد، وابستگی غیر معمول به طرف مقابل، غیر قابل انعطاف بودن و... در حال حاظر من منتظر تشکیل دادگاه خانواده برای جدایی هستم و برای زندگی جدیدم برنامه ریزی میکنم و الان مسئله ای که هست ایشون شدیدا اصرار داره که برگرد به زندگی و میگه من جبران میکنم از طرف دیگه وقتی من فهمیدم خیانتشو علنا بهم گفت من هیچوقت بهت علاقه نداشتم و تو این ۹ سال باهات بازی کردم. من تا حالا بارها و بارها بهش فرصت داده بودم خودشو اصلاح کنه ولی اونقدر مغرورانه و سرکش بود که میگفت من همینم که هستم برو هر فکری داری برای خودت بکن و موضوع دیگه ای هم که هست من دیگه واقعا نسبت به اون زندگی و همسرم کاملا دلسرد شدم و واقعا دیگه اگه برگردم هم بیشتر بخاطر دلسوزیه نه علاقه چرا که ایشون از یه خانواده ضعیفه و پدرش چند سال پیش فوت شده مادرش هم سنش بالاست و توان نداره موندم چیکار کنم واقعا کمکم کنید ممنونم
۹ پاسخ۲۱۴ بازدید