سلام من چند وقت پیش در همدم با اقایی اشنا شدم برای ملاقات حضوری جون شهر هامون خیلی از هم دور هست اسرار دارن که من برم شهرشون ولی خانواده من به شدت مخالف تنها سفر رفتنن منن و اینکه اصلا نمیتونم به این سفر برم به ایشونم گفتم اما میگن شما باید بیاین
سلام وقت بخیر دختری هستم ۲۹ساله شاغل جدیدا ازطرف همکارم پسری ۳۶ساله رو به من معرفی شد ما همدیگرو دیدیم ازنظراعتقادی تحصیلی شغلی وحتی یسری موارد اخلاقی مشابهت زیادی داشتیم ازنظرظاهری بنده حتی ازایشون کمی بهترم که طبیعیه خانم ازاقا بالاترباشند اما این اقا فرزند طلاق بودن که هنوز احساس میکردن اون یه اتفاق بد توی زندگیشونه ولی من پیششون واکنشی که منفی باشه ازخودم نشون ندادم واینکه همه چیزدرمراسم معارفه ما که بیرون ازخانه شکل گرفت اوکی بود درحدی که من اون اقارو خیلی مایل میدیدم حالا سوال من اینه الان بعد دوروز اون اقا پیگیرنشدن که جواب من چیه منم خیلی درخودم نمیبینم پیگیربشم الان نمیدونم چه کنم ایاطلاق مادرپدرشون ممکنه باعث شه ازازدواج ترسیده باشند وعقب کشیده باشندیاچیزدیگه ایه الان خیلی سردرگم هستم میشه راهنماییم کنیدمن به عنوان دختر الان چه باید بکنم ؟
سلام خسته نباشید خدمت شما دوست عزیزمن یک نفر خیلی دوست دارم ولی نمیدونم اون داره یا نهمیشه بهم کمک کنید بدونم دوستم داره یا نه خیلی ممنونتون میشممرسی از برنامه خوبتون