پرسشها
سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریعتر به پاسخ برسید.
1400/07/11
ناشناسخانواده و روابط
سوال 12095
سلام من تقریبا دو ماهه با اقا پسری اشنا میشم در کل از نظر منطقی پسر خوب و مومنی هستند فقط مشکلم اینه هیجان عجیبی بهشون ندارم و زیاد دلتنگ نمیشم..این ینی گزینه مناسب نیس؟یا مشکل از منه
۱ پاسخ۲۸ بازدید
1400/07/11
سوال 12094
سلام من فرزند سوم هستم و تک پسر خانواده، از بچگی خیلی محدود بودم که هر جایی نرفتم نبودم ، با دوستانم بیرون نرفتم و این باعث از دوستانم دور شدم و الان که ۲۵ سالم هست دوستی ندارم که تفریحی داشته باشم و اکثر اوقات تنهام ، و فرد اجتماعی نیستم در کنار کسی قرار بگیرم بلد نیستم چطور باشم از چی حرف بزنم یا حتی جواب طرف مقابل رو بدم و اکثرا ساکت هستم و از این موضوع خسته ام ،..... مورد بعدی اینکه خانواده زیاد به من وابسته هست و هر موقع بخوام جایی برم ، بیرونی حتی واسه کاری یا هر چیز دیگه باید به صورت مدام جواب پس بدم که من کجا میرم با کی میرم ، وقتی هم بیرون هستم تماس میگیرن کجایی کی میایی، یا اگر دیر بیام نه اینکه شب باشه و دیر میام حتی در روز تماس میگیرن که کجایی و چرا نیومدی؟از این رفتار متنفرم و خسته شدم چیکار کنم دیگه؟؟،
۱ پاسخ۳۴ بازدید
1400/07/11
ناشناسخانواده و روابط
سوال 12093
اخه مساله اینجاس اصلا موردی نیس که برسه به خواستگاری که من بخام درموردش بررسی کنم و یا فکر کنم و یا با مشاوره درمورد تناسب جنسی سوال کنم
۱ پاسخ۲۹ بازدید
1400/07/11
سوال 12092
سلاممن یک دختر ۳۲ ساله هستم یکی از همکاران آقا که در بخش دیگری مشغول به کار هستند هر بار که من را میبینند مکث کرده و دستپاچه می شوند. احساس میکنم می خواهند مطلبی را بیان کنند ولی بدون اینکه حرفی بزنند می روند. گاهی اوقات هم که متوجه میشوم با فاصله حرکات و رفتارهای من را تحت نظر دارند. رفتارشان طوری است که بقیه هم متوجه میشوند که تمام توجه اش به من است.این احساس خیلی آزارم می دهد .چندبار خواستم رودر رو باهاشون صحبت کنم، ولی گفتم شاید من اشتباه میکنم و منظوری ندارد و ... بهرحال نمیخوام توی محیط کار حرف و حدیثی دنبالم باشه.لطفا راهنمایی ام کنید.
۱ پاسخ۳۰ بازدید
1400/07/11
ناشناسخانواده و روابط
سوال 12090
پدر بنده معلولیت دارند، آیا در جلسه اول که معارفه است و فقط خانم ها تشریف دارند ،این موضوع را مطرح کنم یا در جلسات بعدی؟ با توجه به اینکه خیلی از موردهای ازدواج تا متوجه شدن پدرم معلول هستند منصرف شدند.ممنون از راهنمایی شما عزیزان
۲ پاسخ۶۵ بازدید
1400/07/11
ناشناسخانواده و روابط
سوال 12088
با سلام. من ۲۷ سالمه و چون مدت زمان طولانی داشتم تحصیل میکردم در رشته پزشکی حقیقتا اصلا بلد نیستم چگونه باید با جنس مخالف ارتباط برقرار کنم و به جز یک مورد چند سال پیش هیچ خواستگار جدی هم نداشتم. من واقعا دوست دارم ازدواج کنم خانواده ام هم کاملا موافق اند اما نمیدونم چیکار باید بکنم ؟ کم کم دارم احساس میکنم پیر شده ام و هیچ کس از من خوشش نمیاد . اعتماد به نفس ام هم خیلی افت کرده . به نظر شما چیکار باید بکنم؟
۱ پاسخ۲۹ بازدید
1400/07/11
سوال 12085
سلام، بدون حاشیه مشکل اصلی خانواده ما اینه که منطقی صحبت کردن بلد نیستیم و همیشه هر کسی حق به جانبه و صحبت و مشورت توی خانواده ما به دعوا منجر میشه. دلیل اینکه تو اپ ازدواج درخواست سوال میدم اینه که من آمادگی ازدواج ندارم و فرد مورد نظرهم نیست اما خانواده به شدت اصرار دارن و دلشون میخواد زودتر ازدواج کنم و با هر مساله ای که پیش میاد اینو بهم گوشزد میکنن.
۱ پاسخ۳۱ بازدید
1400/07/11
ناشناسخانواده و روابط
سوال 12079
من پدر و مادرم سالها از هم جدا شدند مادرم ازدواج کرده رشته ی تحصیلیم یه طوری بود که موقعی که فارغ التحصیل شدم رفتم خدمت بعد پدرم معلم بود اون موقع برادر بزرگی هم داشتم که اونم فوق لیسانس شیمی بود اون ازدواج کرد و از ایران رفت خواهرم با پدرم زندگی میکرد و من مجبور شدم به خاطر فشار اقتصادی برم شهرهای دیگه کار کنم اتقافا با چند تا خانم همکار خودمم اشنا شدم اما از اونجایی که موضع من همیشه ازدواج بود و دچار این مشکل خونوادگی شدم یا اونا نمی پذیرفتند یا خونوادم ؛اخیرا به خاطر کرونا و مشکل تولید شرکتها و مریضی پدرم مجبور شدم برگردم شهر خودم چون من به خاطر رشتم که دامپزشکیه و بیشتر کار نظارتیه به خاطر بسته شدن شرکتها الان بیش از یک سال و نیمه بیکار شدم و برگشتم شهر خودم ( تبریز ) از یه طرف تنهایی مفرط و از یه طرف هم بیکاری البته خونوادم خیلی حمایتم کردند الان تو خونه ی مادرم میشینم خونه ی پدری هم دارم منتها این هفت هشت ساله من برای اینکه تو شرکتهایی که سالم کار میکردند کارکنم حقوق پائین باهاشون قرارداد میبستم لطفا منو راهنمایی کنید
۱ پاسخ۲۵ بازدید
1400/07/11
سوال 12071
سلام من یک خانم ۳۹ ساله شاغل و از خانواده ای تحصیل کرده هستم. پدر و مادر تحصیلات دکتری و لیسانس دارند ولیمتاسفانه رابطه میان آنها هیچ وقت خوب نبوده و من و خواهرم اسیب زیادی از نظر روحی دیدیم و واقعا دید خوبی به ازدواج نداریم. معیار ازدواج من همیشه اخلاق و درک طرف مقابل بوده نه مادیاتجالبه که برعکس هست و اقایونی که ازمخواستگاری کرده اند به وضع مالی من علاقه نشان میدهند و به روحیات توجه ندارند. بنظرتون راهکاری وجود داره
۱ پاسخ۲۹ بازدید
1400/07/11
سوال 12067
سلام خسته نباشید.۲۰ سالم بود با خانمی ۱۶ ساله عقد بسته ام. به دو ماه نکشید به اجبار و فشار طلاق گرفت. ۲۲ سالم بود با دخترخاله ام که ۱۷ ساله بود عقد کردم بعد چهارماه خانواده اش مانع ادامه ی رابطه شدند و با آن که خودش هم می خواست از من جدا کردند. ۲۵ سالگی با همسرم که ۲۱ سالش بود عقد کردم. به خاطر ترس از اتفاقات گذشته دو ماه بعد با او عروسی کردم. این بار که با خانواده ی خوبی وصلت کردم شش ماه بعد عروسی، ایشان بر اثر کرونا فوت کرد. هرچند فشار آن طلاق ها برام دشوار بود اما این فوت خیلی دشوارتر بود چون به عنوان همسرم به او احساس دارم. مانده ام با این گذشته و حس متاهلی که دارم. یعنی احساس مرد زن دار را دارم اما همسرم کنارم نیست. نمیدانم چه فکری برای آینده ام بکنم.
۱ پاسخ۴۵ بازدید