پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1400/12/20

سوال 15733

باسلام من ۴۴سالمه مجردم وتعدادانتخابهام طبیعتاپایین اومده،میخوام ازدواج کنم ازطرفی افرادسنشون خیلی بالاترهستومجردنداماتفاوت فکری بامن دارند وفردی هم که متارکه کردندودارای فرزندهستند مشکلات متعددزیادی دارندمثل حضورمادروخودفرزندواین منو شدیدانگران میکنه وفردی هم کهجداشده باشه وفرزندنداشته باشه معرفی نمیشه.لطفاراهنمایی بفرمایید .🙏
1400/12/20

سوال 15731

سلام، من تحصیلات و زرنگ بودن و ظاهر برام مهم هست آدم پیدا میشه تحصیلاتش موردنظرم هست ولی ظاهرش موردنظرم نیست ، افراد کمی بیشتر از لحاظ ظاهری به دلم میشینه،چکار باید کنم؟
1400/12/20

سوال 15723

آیا فلصله سنی 5 سال فاصله مطلوبی نیست؟
1400/12/19

سوال 15704

سلام وقت بخیرمن خانومی۳۷ ساله هستم مشکلم اینه ک یا ی آقایی آشنا شدم ک کشور دیگه ای زندگی میکنن و خیلی خساس هستن روی این قضیه ک من چقدر میتونم از لحاظ احساسی سیرابش کنم چطور میتونم احساساتمو بیان کنم آیا اصلا بلد هستم یا ن و من نمیدونم نمیتونم احساس ب خرج بدم یا که مشکل چیز دیگه ای هست؟! من خجالتی هستم و قبلا با ی آقایی دوست بودم ۷سال و خیلی سرد بود احساس میکنم شابد اون باعث شد منم اینقدر سرد بشم خیلی سختمه تلاشی بکنم و مدام فکر میکنم ک خدایا الان باید چیکار کنم الان چی باید بگم از چی صحبت کنم چجوری صحبت کنم ک احساس ب خرج داده باشم و خوشش بیاد اصلا نمیتونم حس میکنم هیچ انگیزه ای ندارم یا من آدم خیلی ساده ای هستم و هر آشنایی رو ک شروع میکنم خودمم بهم میزنمش و میگم نمیتونم و تمومش میکنم کمکم کنید بفهمم مشکلم چیه
1400/12/19

سوال 15697

سلام من اگه آدم مقیدی باشم کاملاو طرف مقابل هم آدم درستکار و امانتداری باشه و صادق و متعهد و حقوق دیگران رو رعایت کنه و خوش خلق باشه اما نماز و روزه و خیلی جدی نگبره یعنی نخونه دیگه نیازی به فکر کردن و بررسی نیست و باید رد کرد؟ یا ویژگی های دیگه میتونه دلیلی برای ادامه شناخت و ارتباط باشه؟
1400/12/18

سوال 15689

سلام.وقت بخیر.ایا پسر دیپلم و دختر دانشجو کارشناسی باشه ممکنه این اختلاف تحصیلی سبب ایجاد مشکل بشه؟متشکرم
1400/12/15

سوال 15613

سلام من همونیم ک گفتم پسرای طلاق گرفته ب دلم نمیشینن . خواهشا کمکم کنید باعث دلگرمیم بشه اقایی سی ساله اومده خواستگاریم و فردا قراره بریم آزمایشگاه خون اقا از همه لحاظ عالیه و تحقیقات هم خوب بوده .ولی من اصلا پسرای طلاق گرفته ب دلم نمیشینن😔😔 چیکار کنم . این اقا شیش سال ازدواج کرده بود ولی بچه نداشتن . الان بهانه اوردم و یه سری حرفا زدم ‌ اون ناراحت شد گفته چرا بهانه میاری الان ک کار تموم شده دلم شکستی . واقعا تو دو راهی هستم حالم خیلی بده میدونم اول و اخر باید با یه پسر مطلقه ازدواج کنم چیکار کنم .
1400/12/08

سوال 15478

سلام.حداقل چیزهایی که باید برای ازدواج داشته باشم چیا هست؟چه از نظر مالی چه از نظر اطلاعات و سواد زناشویی.من پسری ۲۴ساله ام.اصلا زمان ازدواجم هست؟همه بهم میگن احمقی که میخوای زن بگیری.مجردی دوران به این خوبی.لطفا راهنماییم کنید.
1400/12/08

سوال 15471

سلاممن ۲۵ سالمه مدرکم کاردانیه شاغلم (نظامی) و وضع مالی خانواده ام در سطح بالایی قرار داره، یه دختر خانم هستش که یک سال از من بزرگتره و کارشناسی ارشد داره و میخواد دکتری بخونه ، معلم هستش اما سطح مالی خانواده شون از ما پایین تره آیا باتوجه به اختلاف سنی و اختلاف تحصیلاتی من میتونم باهمچین شخصی ازدواج کنم یا تبعات داره ؟
1400/12/07

سوال 15439

سلام به نظرم توی توضیحات شخصی باید جایی باشه که دختر یا پسر عنوان کنند طرف مقابلشون مذهبی باشه یا معمولی ،از روی گزینه ها این مشخص نمیشه
1400/12/01

سوال 15330

با سلام.من ادمی هستم که شغل کارمندی رو قبول ندارم، یعنی اصلا نمیتونم یه همچین کاری رو سالها انجام بدم. در کل بیکار هستم اما درامدم بطور متوسط همون درامد کارمندی ست. البته چندتا دلیل داره ک ب گذشته مربوط میشه.الان هم سرمایه ی مناسبی برای ازدواج دارم. اما از اینکه بخوام پیشنهاد ب خانمی برم شدیدا ترس دارم‌. که ایا از پس مخارج بر می ایم یا نه. چون درامدم بصورت حقوق ماهیانه نیس.ضمنا اینکه من از بچگی ادمی مسوولیت پذیر بوده ام. اما این شرایط منو خیلی تحت فشار روانی و کاری قرار میده.شما بفرمایین چطور اول با خودم کنار بیام و اینکه ایا خانمی با این شرایط میپذیرد یا خیر؟ضمن اینکه موردهایی ک قبلا رفتم ۵۰ ۵۰ قبول نکردن
1400/12/01

سوال 15329

پسری هستم از یه خانواده سنتی مذهبی،بعد اتمام سربازی دو سالی میشه که شغلم مهندس عمرانه و به صورت پروژه ای کار میکنم یعنی منزل در نیشابور و محل کارم تو چابهاره و بعد هر دو سه ماه اقامت به مدت ده روز میرم مرخصی،همه ی عمرم تابع همه ی قوانین بودم قوانین خانواده،مذهب،جامعه و...طی این سالا خودمو نگه داشتم و با وجود کشش بسیار قوی تونستم سمت هیچ جنس مخالفی نرم تا هم قوانین اعتقادی رو رعایت کرده باشم و هم اولین و آخرین رابطم با کسی باشه که بهش میگن"همسر"اما این اواخر واقعا از ازدواج کردن نا امید شدم به خودم میگم:تو که تا حالا نرفتی یه کیلو میوه بخری و همه عمرت فقط مسیر خونه محل تحصیل،محل تحصیل خونه رو رفتی و هیچ وقت یه زندگی مستقل رو تجربه نکردی حتی رانندگی بلد نیستی چجوری میخوای یه زندگیو اداره کنی؟؟اصلا مفهوم اداره زندگیو میدونی؟؟این شغلی که داری امنیت شغلی نداره و باید به شهرای دور بری که اصلا کی قبول میکنه!!!چجوری میخوای با ۵ دقیقه دیدن دختری که اسمشم نمیدونی تو یه جلسه خواستگاری بفهمی ازش خوشت میاد یا نه تویی که اونقدر تنها بودی که حتی دوست هم جنس هم نداشتی؟! خانواده هم که اصلا به قضیه تاهل تجردت اهمیت نمیدن!الان چیزی که این روزا تو فکرم افتاده اینه که بیخیال اون من سابق شم و تو یکی از همین مرخصیام خیلی راحت به جای رفتن به شهر خودم برم یه شهر دیگه و ازدواج موقت رو انجام بدم که کسی هم جز خودم و خدا نمیفهمهالان بین دوراهی حفظ اون شخصیت تابع قوانین اما در عذاب یا تبدیل شدن به نفری که هر کار دلش میخواد میکنه موندم لطفا منو راهنمایی کنید

صفحه 10 از 13