سلام.رفتم خواستگاری یه دختر .آشنا بودن.بعددوهفته باش اومدگفت دخترم گفته تو به دلم ننشستی بعدبابام رفت محل کاره دختره ازش پرسید چرا همچین جوابی دادی دختره گفت دوماه به من وقت بدین فکر کنم.درهمین مدت یه شب من گل خریدم رفتم محل کارش وگل رودادم به یک بچه برسونه دستش که اون بچه شاگرد همچراغشون بود .فرداش باباش اومد گفت دخترم ناراحت شده...ودیگه جوابش کلا منفیه بعد این چند بار خودمم رفتم محل کارش از دور تماسش میکردم که پدرش آمدوگفت دیه نیا دخترم نمیخوادت .... ولی با گذشت چندماه من هنوز نتونستم ازفکرش بیرون بیا.لطفا کمکم کنید آیا راهی هست برای من که بهش برسم... ممنونم اگه جواب بدین .