پرسش‌ها

سوالات کاربران را مرور کنید و با جستجو و فیلتر، سریع‌تر به پاسخ برسید.

1403/12/14

سوال 996748

من یه خواستگار دارم که بعد از شش روز هنوز زنگ نزدن، الآنم یه درخواست از همدم دارم. برم برای آشنایی با منتظر اولی بمونم؟
1403/12/13

سوال 996742

سلام اختلاف سن چقدر باید باشه در ازدواج ؟ خواستگار من یازده سال از من بزرگتره، وضعیت مالی خوبی هم داره
1403/12/13

سوال 996737

خانواده ی خواستگارم آخر جلسه نظر مارو راجع به مهریه پرسیدن.ما گفتیم ۱۱۴ تا و اونا به همدیگه نگاه کردن و چیزی نگفتن. به نظرتون مخالف بودن؟ اگر زنگ زدن و گفتن برای مهریه سکه کم بندازیم چی کار باید کنیم؟
1403/12/12

سوال 996736

سلام و شب بخیر.اختلاف تحصیلی و مذهبی بین من و خواستگارم تا حدودی زیاده. من دیپلم هستم و خواستگارم ارشد میخونه.شاید برای همین پیگیری نکردن.به نظر تون اختلاف مذهبی و اختلاف تحصیلی آنقدر مهمه؟ ممنون از کارشناسان عزیز
1403/12/12

سوال 996733

سلام و خسته نباشید.من یه خواستگار دارم که هفته ی قبل با خواهر و مادرش و مادر من رفتیم بیرون.نظرسپن مثبت بود و گفتن خودشون تماس میگیرند برای خواستگاری رسمی.هیچ واسطه ای هم این وسط نیست، به نظرتون پیگیر بشم که چرا خبری نشده؟ چهار روز گذشته
1403/12/10

سوال 996711

سلام وقت بخیر من دختر ۳۴ ساله و کارمند هستم چندوقتی وارد سایت همدم شدم و با چتد نفر آشنا شدم و قرار ملاقات گذاشتم بعد چند جلسه حضوری با آقا پسر وقتی از نظر اخلاقی و ملاک ها مورد پسند همدیگه میشدیم به مر حله آشنایی خانواده ها میرسید ،بعد اولین جلسه دیدار خانواده آقا پسر پیام میدادند ک امکان ادامه رابطه میسر نیست و وقتی علت رو جویا میشدم میگفتند که مشکل از خودشون هست و ربطی به من و خانواده ندارد.چون چندبار برای من تکرار شده یک ذهنیت منفی برایم ایجاد شده ،ممنون میشم راهنماییم کنید
1403/12/09

سوال 996708

سلام وقت بخیر دختری ۲۴ ساله هستم و از سن ۱۸ سالگی که پدرم اجازه رفت آمد خواستگار ها رو دادند تا الان با موارد زیادی آشنا شدم اما موردی باب میل و متناسب با شرایطم باشه خیلی کم بودهالانم درخواست های زیاد دارم گاها از محیط کار یا افرادی شناختی از من دارند معمولا واسطه میشن برای این مورداما ب تازگی درخواستی داشتم ک هم آقا و هم خانواده ایشون رو پسندیدم... بطوری ک هم نظر من مثبت بود هم خانواده ام، اما در جلسه چهارم ایشون گفتن قبلا یک ازدواج ناموفق داشتندمن اصلا انتظارش رو نداشتم و بطور طبیعی خیلی ناراحت شدم هم از تاخیر در بیان این موضوع هم از اینکه ایشون ی همچین موردی رو قبلا تجربه کردندهرچند ک ایشون اصرار دارند ک فکر میکردم حتما واسطه ای ما رو ب ایشون معرفی کرده این موضوع رو از قبل ب ما گفته، اما خب همچین چیزی نبود و ما نمی‌دونستیم و ایشون هم بعد جلسه چهارم شخصا ب من گفتندوقتی با خانواده درمیون گذاشتم، خانواده هم نظرشان برگشت از این آقااما خب ازونجایی ک من خودم خیلی بندرت پیش میاد موردی رو پسند کنم و نظرم درباره ایشون تا قبل بیان این موضوع مثبت بود... الان واقعا نمی‌دونم باید چیکار کنم با این شرایط ادامه بدن یا کلا رد کنم
1403/12/08

سوال 996684

سلام من برادرم از ۱۰سالگی مشکل فراموشی پیدا کرد و الان هم ۲۸سالشه هیچ کاریی نمیتونه انجام بده حتی حموم رفتن و...بعد مشکل من اینه هر خاستگاری که بیاد داداشم رو ببینه منصرف میش از ازدواج میگ نکنه مشکلشون ارثی باش بچه منم اینجوری بشه بنظرتون باید چکار کنم
1403/12/07

سوال 996677

سلام من دخترم ۳۰ ساله مجرد من افتادگی پلک دارم که با عمل هم خوب نمیشه ولی کامل و خیلی خوب می بینم به همین خاطر اصلا خواستگار ندارم برام خیلی عذابه این موضوع به ازدواج خیلی نیاز دارم بر عکس من خواهرم که از من کوچیکتر هست خیلی خواستگار داره و احساس می کنم به خاطر من همه رو رد میکنه من خجالتم میکشم به خانواده حرفی بزنمشما رو به حضرت عباس قسم میدم یه کاری کنین من دیگه عذاب نکشم😭😭😭
1403/12/05

سوال 996659

من چون پدر مادرم از هم جدا شدن خواستگار هایی که تا الان برام اومدن همه تا متوجه شدن قبول نکردن نمی‌دونم چیکار کنم
1403/12/03

سوال 996633

سلام بنده مجرد هستم ۲۵ سالمه خیلی فشار جنسی رومه دوست دارم رابطه داشته باشم اما از ی طرف بخاطر مسئله بکارت میترسم که بعدا مشکل ساز بشه واقعا شرایط ازدواجم جور نمیش چون ن شغل دارم ن وضع مالیم خوبهخاستگار خوبی هم تا حالا نداشتم که جواب مثبت بدم میترسم تا آخر عمرم مجرد بمونم
1403/12/01

سوال 996588

سلام وقتتون بخیر.من حدود پنج سال پیش با یک خانمی از بستگان تقریبا دور با پیشنهاد خواهرم صحبت کردم اون موقع بخاطر بحثی که در رابطه با مراسم پیش اومد که اوشون یک جشن تقریبا مفصل میخواستن و من یک جشن با حداقل افراد قطع شد رابطه و به نتیجه نرسید.الان حدود ده روز پیش با صحبت هایی که خانواده داشتن که از نظر شخصیتی و رفتار و اخلاقیات داشتن تصمیم گرفتم که مجدد با ایشون صحبت کنم.رفتیم بیرون در یک جای تقریبا خوب صحبت کردیم شرایط تا حدی عوض شده بود اول که ایشون اون موقع شاغل نبودن الان شاغل هستن و شغلی دارن که بسیار وقت میذارن از شش صبح با سرویس میرن و حدود پنج و نیم عصر برمی‌گردن خونه که به هیچ وجه برا من قابل قبول نیست همچنین سبک زندگیشون خیلی عوض شده بود قبلا اهل ورزش بودن و تناسب اندام خوبی داشتن ولی الان حدود ۱۰ کیلو اضافه وزن بودن خیلی تعجب کردم.و اینکه از نظر ظاهری هم افت کرده بودن.توی صحبتی که داشتیم در رابطه با مراسم و این ها صحبت کردیم من موافقت کردن با جشن عروسی ولی بعد که با خواهرم صحبت کردیم گفتم واقعا راضی نیستم ولی بعد از پنج سال دوباره برگردیم سر نقطه اول که بی معنیه.ولی واقعا خوشم نمیاد.بعد از جلسه ای که صحبت کردیم من بخاطر یک ماموریت کاری باید میرفتم ماموریت قبل از ماموریت بهشون پیام دادم که واقعا با کاری که دارید و جشن عروسی واقعا نمیتونم کنار بیام.ایشون هم گفتن برید ماموریت بیاید دربارش صحبت میکنیم تا بتونم از دید شما هم به قضیه نگاه کنم.من یه نگرانی دارم که مثلا الان با این خواسته من موافقت کنه و نظرش رو تغییر بده از کجا معلوم بعد از چند وقت پشیمان نشه و ته دلش ناراحت نباشه و مقایسه نکنه هر چند وقت.نگرانی بعدی درباره ظاهرشون و سبک زندگی هست.اون روز که رفتیم بیرون بعد از باشگاه یوگا بودن با خودم گفتم شاید بخاطر خستگی بعد از باشگاه بوده.الان هم من هنوز در ماموریت هستم ولی ارتباط کمی هست در حد اس ام اس سلام علیک و صبح بخیر تا من چند روز دیگه برگردم یه بار دیگه بریم بیرون صحبت کنیم.الان نمی‌دونم واقعا چکار کنم. اگه رفتیم بیرون و ظاهرش تو دلم نبود و ربطی به خستگی بعد از باشگاه نداشت چکار کنم چی بهش بگم چطوری بگم که ناراحت نشه و رابطه رو تموم کنم.ممنون میشم راهنمایی کنید

صفحه 2 از 4