باسلام وعرض ادب بنده درحال آشنایی باشخصی هستم که مدام توگفتگوهامون به من میگن تورشته دانشگاهیت که ادبیات واقعا چرا هیچ شعری بلد نیستی ومثل سیکل هستی وزیر دیپلم باادم حرف میزنی واینکه بین حرفهامون من به ایشون گفتم شما اونقد ازفلان چیزمن گفتید فک کنم منو چشم زدید که این آقا برگشتن وصریحا میگن که من آداب معاشرتم صفر صفر ادب ندارم واقعا بنظرتون بنده مشکل دارم یااین آقا که سر چیزای بدرد نخور رابطه روبهم میزنن ودوباره میان واقعا مشکل ازطرف من یااین آقا
سلام من خیلی وقت ها خودمو نمیشناسم کم میارم در برابر مشکلات و اتفاقات و حرف هاضعیفم خیلی ضعیفم مثل افسرده ها میمونم هیچکیو ندارم باهاش حرف بزنم مشکلاتمو بگم مشکلاتم از اول خودمم بعد خانوادم بعد اطرافیانم همونطور ک گفتم جلوی اینا جلوی غم و شادی کم میارم کمکم کنید لطفا
سلام وقت بخیر میخواستم در رابطه با مشکلی که چند وقته باهاش درگیر هستم صحبت کنممن به واسطه شغلم ونوع فرهنگ خانوادم خواستگارهای زیادی داشتم وبا آدم های زیادی صحبت کردم خوب طبیعتاً همون جور که من جواب منفی به بعضی هادادم جواب بعضی هاتون هم منفی بوده ولی مشکل من این هست که مواردی بوده که هم من وهم طرف مقابل میل به ادامه رابطه داشتیم ولی نمیدانم چرا بعد از ۲ جلسه صحبت طرف مقابل منصرف میشود آیا اشکال از من بوده یا در رفتار من مشکلی رو دیدن چون زیاد تکرار شده است مسئله یکم نگران هستم و میخوام رفتار خودم رو مورد کنکاش قرار بدم تا بفهمم مشکل از چیهممنون میشم من رو راهنمایی کنید.